اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

اسفاد ای سرزمین مادری من چه می کنی با دستهای خسته روح شکسته چه می کنی
درد است در فراق من از حال و روز تو شهر سکوت در و دیوار شکسته چه میکنی
روزی و روزگاری و حال و هوای تو شور اشتیاق بر مزار شهیدان چه می کنی
آن باغ های خرم و شیر دلان تو ان کوچه باغ عام و مردان ادیبت چه می کنی

بایگانی

چرا انسان ها  عاشق می شوند 

عاشق فرد کسی یا چیزی 

چرا غم ها سراغ انسانها میاد 

چرا غمگین می شویم 

چرا وابستگی بوجود میاد 

 

 

 

رسیدن به کمال انقضا ندارد 

 

  • ۱۹ ارديبهشت ۰۴ ، ۱۳:۴۹
  • محمدعلی خالقی

  • ۱۸ ارديبهشت ۰۴ ، ۰۱:۱۴
  • محمدعلی خالقی

تو چشمام نگاه کن و دستت وبذار تودستم
غم ورو سیاه کن و دستت رو بذار تو دستم
اگه ابر بارون بشه بارون بی امون بشه
دل و سرپناه کن و دستتو بذار تو دستم
تو چشام نگاه کن ودست وبذار تو دستم
غم وروسیاه کن و دستت وبذار تو دستم

عزیزم پربزن وهوا رو عاشقونه کن
دست توکفتر عشق دستامو آشیونه کن
دست من یه سبزه زار دست تو پیک بهار
بهار دستت داده گل تودست من هزار هزار
توچشام نگاه کن ودستتو بذار تودستم
غم وروسیاه کن ودستتو بذار تو دستم

بوی گل اومده طلایه دار دستت
گل به گل وا شده همه بهاره دستت
رنگارنگ همه رنگ شکفته دارم گل عشق
یه سبد بچینم واست بیارم گل عشق
آسمون که یک زمون دل عاشقا رو می شکست
چی شده که اومده من وتورو داده دست به دست
اگه که سرده هوا نگاه تو آتیشم شده
نفست پیرهن تن واسه دل عاشقم شده
گل دستاتو بیار باغ دست من بکار
من وباغبون کن و سرت وبذار رو شونه ام
ابرا رو روون کن و سرت وبذار رو شونه ام
منو همزبون کن و سرت وبذار رو شونه ام

عزیزم پر بزن وهوا رو عاشقونه کن
دست توکفتر عشق دستام و آشیونه کن
دست من یه سبزه زار دست تو پیک بهار
بهار دستت داده گل تو دست من هزار هزار
تو چشام نگاه کن و دستتو بذار تو دستم
غم ورو سیاه کن و دستت وبذار تو دستم

شاد باش 

  • ۱۷ ارديبهشت ۰۴ ، ۲۳:۵۵
  • محمدعلی خالقی

  • ۱۷ ارديبهشت ۰۴ ، ۱۹:۳۴
  • محمدعلی خالقی

  • ۱۶ ارديبهشت ۰۴ ، ۲۱:۵۴
  • محمدعلی خالقی

  • ۱۶ ارديبهشت ۰۴ ، ۲۱:۳۰
  • محمدعلی خالقی

  • ۱۵ ارديبهشت ۰۴ ، ۲۱:۳۲
  • محمدعلی خالقی

آمد گفت فندک داری گفتم بفرمائید 

سیگارشو روشن کرد / فندک گذاشت تو جیبش رفت 

به هوای اینکه متوجه نشدم 

بعضی وقتا خوب متوجه می شیم ما ادما فقط حوصله نداریم با اینا کل کل کنیم 

بعدشم باید بعضی ها رو یه چیزی داد که فقط برن 

بعد چند روز دوباره اومد 

گفت فندک داری 

گفتم دارم /گاز هم داره شعله اش هم میزون میزونه 

ولی آدمو می سوزونه 

بهتم نمی دم 

می دونی چرا 

چون دوستت دارم داداش  و وقت ارزش داره 

وقتتو اینجا تلف نکن 

برو به کارت برس 

سریع هم فقط برو که از سرویس جا نمونی 

رفت که دوباره بیاد بگه آتیش داری 

این درسته !!!!!؟؟؟؟؟؟

 

 

 

  • ۱ نظر
  • ۱۴ ارديبهشت ۰۴ ، ۲۱:۴۷
  • محمدعلی خالقی

  • ۱۴ ارديبهشت ۰۴ ، ۱۸:۰۶
  • محمدعلی خالقی

  • ۱۲ ارديبهشت ۰۴ ، ۰۹:۲۸
  • محمدعلی خالقی