اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

اسفاد ای سرزمین مادری من چه می کنی با دستهای خسته روح شکسته چه می کنی
درد است در فراق من از حال و روز تو شهر سکوت در و دیوار شکسته چه میکنی
روزی و روزگاری و حال و هوای تو شور اشتیاق بر مزار شهیدان چه می کنی
آن باغ های خرم و شیر دلان تو ان کوچه باغ عام و مردان ادیبت چه می کنی

بایگانی

۲۱ مطلب در ارديبهشت ۱۴۰۰ ثبت شده است

در راز شب چون زوزه گرگان 

 

       بوی شبیه خون  

 

        در اعتماد گرگ می آید   

 

        فرسنگ ها در بستر یک دشت  

 

         دشت نبرد خون در میدان    

 

         جنگ نبرد میش با گرگ است      

 

         میش از زمین خشک می نالد 

 

          گرگ از فراق میش در فکر است   

 

         در شام شب چون رازها پیداست        

 

           خالقی (عرفان )      



اسفاد وطنم. esfadvatanam.blog.ir

  • محمدعلی خالقی


اساتید: حاج ولی الله جعفری- حاج غلامحیدر اسداللهی- غلامعلی موسایی- حاج هادی غفاری- حاج محمدعلی  فردوسی- محمدشهریاری- حبیب الله شهریاری- حاج اسد صادق- غلامعلی واحدی- حیدر نظری- حاج هادی غفاری- محمد رئوف صادق- حاج حمید اکبری- غلامحیدر عباسی-  محمد اسدالهی- محمدعلی کریمی- محمد تقی حسنی- حبیب حسینی- روان شاد هاشم کاظمی- مصطفی کاظمی- محمد رضا کاظمی- محمد تقی یوسفپور- هادی نوروزی- حسینعلی نوروزی- شهریار شهریاری- حسن شهریاری- حاج الله نظر غفاری- رضا باقری_ محمدتقی باقری- محمد علی باقری- ایوب باقری- عبدالخالق خالقی- حسینعلی غفاری- جعفر جعفری- غلام عباس انصاری- محمود عظیمی- علی عظیمی- رضا عظیمی- اسماعیل ملکی- سعید حسنی- احمد محمدی- حاج جواد انصاری-  محمد نظری- حیدر حسینی- حاج حسینعلی نظری- احمد حسنی- حاج حسن براتی- مرتضی حسینی- غلامرضا عبداللهی-  مجتبی حسینی-  جواد قاسمی- محمد علی کریمی- حسین اسداللهی-  مهندس حسین بقایی.
آقایان حیدری – غلامی - علیزاده  از میرآباد
معلمین مکتب قرآن مرحومین: کربلایی خدایار- کربلایی میرزا مسیح -  آخوند ملا علی اکبر- آخوند ملاوهاب .
و
سرکار خانم ها : نظرجانی- ملکی- غفاری- واحدی- جعفری- آزاد- ابراهیمی .
عارفان علم عاشق میشوند
بهترین مردم معلم میشوند
عشق بادانش متمم میشود
هرکه عاشق شد معلم میشود
روز معلم بر معلمان و استادان بزرگوار مبارک

  • محمدعلی خالقی

   پدران زحمت کش دیروز 
        با سلام و احترام
در قدیم که نه برق بود و نه نفت و نه روشنایی ، آنچه موجب گرما و روشنایی خانه می شد آتش بود و پدر تنها فردی بود که وظیفه اش روشن نگه داشتن آتش خانه بود.
گرمای آتش، نور و روشنایی و امنیت را به خانه می آورد و برای همین بود که ایرانیان قدیم آن را مهم و مقدس می دانستند .
در اسفاد قدیم پدران در مقایسه با  امروز  تلاش مضاعف داشتند
- تامین هیزم پخت و پز و پخت نان وهیزم  زمستان آن هم از مسافت طولانی بیابان با الاغ . تامین چوب و کنده از باغستان و کوه.
_ تهیه علوف . برگ سبز و خشک درختان برای گاو و گوسفندان.
- کشاورزی و باغداری و کاشت و برداشت گندم . جو . ارزن . ماش . عدس لوبیا و پنبه و زعفران و هرس واصلاح درختان و شیار زمینها و بیل زنی باغ و پای درختان و کود پاشی و سوز کولی زمینهای زعفران . .
- آبیاری باغ و زمینهای کشاورزی در سرمای زمستان و گرمای تابستان.
- حمایت مادی و عاطفی و معنوی فرزندان بعنوان ستون اصلی خانواده . تلاش برای تحصیل . رفع موانع مادی و ایجاد رفاه و آسایش به اندازه وسع مالی و همراهی فرزندان با تامین هزینه های مالی برای تحصیل در خارج از اسفاد .
- ساخت و انجام کارهایی نظیر  خرمنکوبی با دروازه و کوبیدن خرمن . خوابیدن سرخرمن . گمار رمه . دوختن گوسفندان . چراندن گوسفندان . ساخت کرسی . کندن و ریز کردن شلغم و چغندر . ترید و کاه جو برای گوسفندان . درووش و چیدن پشم گوسفندان . بردن گوسفندان به محل رمه و گل کاری پشت بام . انداختن برف و تهیه خیک و سه ور برای پوشاندن سقف آغل حیوانات .
_ بافت جوراب و کلاه پشمی . بافت ریسمان مویی . درست کردن تنور و کرسی گلی . دیوار کردن باغ . خارزنی . هموارکاری .خاک بری و انبار بری زمین های کشاورزی.
- خلاصه سنگین ترین وظیفه بر عهده پدر بود بخصوص در فصل برداشت زعفران که پدر از همه جلوتر بود و وقتی ما در خواب بودیم او لوازم و وسایل را آماده می کرد و چراغ توری را نفت می کرد و در آخرین مرحله در سحرگاه نوبت ما بود تا بیدار شویم.
پدر از همه جلو تر بود و سنگین ترین وظیفه رو بدوش می کشید.
به دستان پینه بسته پدران اسفاد که همه هویت و اعتبار ما از آنهاست بوسه می زنیم و آرزوی سلامتی و عاقبت بخیری برای همه پدران اسفاد داریم
و به استناد آیه قرآن بال و پر خود را برای آنها می گشاییم. 
اسماعیل کریمی اسفاد

  • محمدعلی خالقی

انا انزلناه فی لیله القدر
اگر تمام شب ها قدر بودی ، شب قدر بی قدر بودی. شب قدر شب نزول قرآن  ، شبی که از هزار ماه افضل است. شبی که فرشتگان از آسمان به زمین می آیند .شبی که درهای آسمان به روی زمینیان باز است. آری !
امشب تمام پنجره ها را صدا کنید
وقت اجابت است ضریحی بنا کنید
خدایا من چگونه می توانم شب قدر را درک کنم  ؟ که خودت فرمودی و ما ادراک ما لیله القدر.  شب قدر همچون چشمه زلالی است که هر سال در میان غفلت ها ی ما انسان های خاکی جاری می شود تا تن و جان را به لطف او سیراب نماییم  . خدایا چه توفیق بزرگی یک آیه برابر با ختم قرآن ، حتی خواب انسان عبادت است. چه سحر های قشنگی چند روز دیگر دلمان برای این لحظات تنگ خواهد شد. پس ای که دستت می رسد کاری بکن
خدایا توفیق درک ذره ای از دریای بی کران فضیلت این شب های  بزرگ را به ما عنایت فرما !
آمین یا رب العالمین
التماس دعا : مرتضی حسینی اسفاد

  • محمدعلی خالقی

🍃🍃🍃
معنای ۷ سال رو کی خوب میفهمه؟ 
دانشجوهای پزشکی

معنای ۴ سال رو کی میفهمه؟
بچه های کارشناسی

معنای ۲ سال رو کی خوب میفهمه؟ 
سربازها

معنای ۱ سال رو کی خوب میفهمه؟
پشت کنکوری ها

معنای ۹ ماه رو کی خوب میفهمه؟
بانوان باردار

معنای ۱ ماه رو کی خوب میفهمه؟ 
روزه داران ماه مبارک رمضان

معنای ۱ هفته رو کی خوب میفهمه؟
سر دبیرهای مجلات هفتگی

معنای ۱ روز رو کی خوب میفهمه؟
کارگران روز مزد

معنای ۱ ساعت رو کی خوب میفهمه؟
عاشق منتظر

معنای ۱ دقیقه رو کی خوب میفهمه؟
اونایی که از پرواز جا موندند

معنای ۱ ثانیه رو کی خوب میفهمه؟
اونایی که در تصادف جون سالم به در بردند

معنای ۱ دهم ثانیه رو کی خوب میفهمه؟
مقام دوم تو المپیک

معنای لحظه را چه کسی درک میکنه؟
کسی که دستش از دنیا کوتاهه

این فقط یک یادآوری بود تا قدر لحظه لحظه های زندگیمون رو بدونیم. خیلی زود دیر میشه، نه! خیلی زود تموم میشه!
شاید فرصتی رو که الان داریم، لحظه‌ای دیگر فقط یک خاطره باشد. شاید تلخ و زشت و شاید شیرین و زیبا ...

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی


با سلام و احترام
در اسفاد قدیم بانوان به علت کمبود رفاه  و امکانات ، تلاشی مضاعف و وصف ناپذیر در مقایسه با امروز داشتند.
_ توجه به امور خانواده و تربیت فرزند و محافظت از کودکان در خانه و بیرون خانه و آماده کردن آنها برای مدرسه . گفتن انشاء . خرید قلم و خودکار و برگه امتحان.
در اسفاد قدیم تحصیلات راهنمایی در آبیز بود.
-  پخت و پز غذا و آماده کردن چایی، روی آتیش و چراغ والر و علاء دین آن هم در شرایطی که گاز کپسول هم وجود نداشت.
- آماده کردن خمیر . شاخ تنور و بردن و آماده کردن هیزم . بردن خمیر روی تخته تنور و در نهایت پخت نان و پخت فتیر و چل پک ، با در نظر گرفتن خانواده های پرجمعیت آن زمان.
_ مشارکت در کار کشاورزی از جمله در گندم . جو . درو سر زعفران . کولشک چینی ماش و لوبیا . برداشت گوجه و بادمجان . پیاز کنی زعفران و غیره.
- رفتن به محل پیلو رمه و دوختن گوسفندان . گرم کردن شیر . مایه کردن ماست . مشک زدن . کشک درست کردن .و مسکه و روغن زرد.
- تندیدن تون و بافت قالی و قالیچه .پشتی. زیلو . پلاس . خورجین . خاک کش.
- بافت کلاه . شال گردن . گل دوزی . پرده گلدوزی . گلدوزی رو لحافی . تهیه کیف مدرسه با کیسه گونی . دوخت لباس و شلوار.
- نگهداری مرغ و خروس و تهیه تخم مرغ و پرورش جوجه .
- آوردن آب خوردن . شستن لباس با دست و گرم کردن آب  با والر و پریموس برای  شست بچه ها .
- مشارکت در چیدن گل زعفران همپای مردان . پر کردن گل . جمع آوری و خشک کردن زعفران .
_ مشارکت در چیدن میوه از جمله چیدن توت . زردالو . انجیر و غیره .
خداوند را شاکریم که زنان امروز از امکانات و رفاه بیشتری برخوردارند اما آنچه زنان دیروز انجام دادند اصلا قابل مقایسه با امروز نیست.
زنان و مادران دیروز تمام وجودشان را وقف امورات زندگی خانواده نمودند و از جان مایه گذاشتند و سلامت خود را در معرض خطر و بیماری قرار دادند تا جریان زندگی فرزندانشان ادامه پیدا کند.
سلام و درود بیکران ما به روح و روان  مادران قدیم که آسمانی شدند و سلام و درود بی کران ما به مادران قدیم که سایه پر مهرشان هنوز بر سر ما گسترده است .
برای سلامتی و طول عمرشان صلوات می فرستیم و برای عزیزانی که آسمانی شدند فاتحه ای قرائت می کنیم. 
اسماعیل کریمی اسفاد

  • محمدعلی خالقی

اکثر ما ادما دنبال تقلیدیم تا اینکه بخوام  متمایز باشیم . 

چرا باید به جای تفکر کردن یا تمایز بودن  متقلد باشیم . بدون تردید متمایز بودن بهتر از تقلید کردن است . 

وقتی  در دوره ی فنی حرفه ای  زنگ تفریح به محوطه ی هوا خوری می رفتیم . اکثر بچه ها به نقطه ای هجوم می اوردند که پناهگاه و سایه ی خنکی داشت در حالی که این سایه درطی ده دقیقه محو می شد. هجوم انها گاهی به دعوا هم می کشید . 

. من کاملا متفاوت بر خلاف انها  تنهایی به دیوار روبرو که در معرض نور خورشید بود پناه می اوردم چرا که هم تنهایی رو دوست داشتم و هم از نور خورشید لذت می بردم و لباسهایم را گاهی در می اوردم تا نور خورشید حسابی انها را میکروب کش می کرد .

ده  دقیه طول نمی کشید که سایه کاملا بر عکس می شد انجا را افتاب می گرفت و سایه بر عکس می شد . ان موقع من از خنکای  سایه به خواب می رفتم .و دو ساعت ان فضا سرد و سایه بود .

گاهی این تقلید ها در انتخابات  . چشم و هم چشمی های خانوادگی  ، کسب و کار ها  یا خرید و فروش  ، پوشش  و ....صورت می گیرد .  

اینجا می توان گفت متمایز بودن بهتر از احمق بودن است . 

  • محمدعلی خالقی