اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

اسفاد ای سرزمین مادری من چه می کنی با دستهای خسته روح شکسته چه می کنی
درد است در فراق من از حال و روز تو شهر سکوت در و دیوار شکسته چه میکنی
روزی و روزگاری و حال و هوای تو شور اشتیاق بر مزار شهیدان چه می کنی
آن باغ های خرم و شیر دلان تو ان کوچه باغ عام و مردان ادیبت چه می کنی

بایگانی

۲۹ مطلب در شهریور ۱۴۰۴ ثبت شده است

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

 

یارو یه عکس رو پیرهنش بود که کره ی زمین رو با سیم خاردار حصار کشیده بودند 

بهش گفتم ما در سرزمینی به وجود آمده ایم که ورود ممنوع است 

به خاطر همون از بدو تولد بچه گریه می کنه 

متوجه نشد / گفتم برگرد برادر/  

عکس پشتت اینو داره می گه 

می گه اینجا پر درد و رنجه 

اینجا منطقه ی جنگه 

مین کاشتن ورود کنی. بوففففففففففعف می ری فضا

منفجر می شه 

به خاطر همون سیم خاردار کشیدن 

 

 

یه نفر پولدار /ستاره دار / بیکار/  نامبروان / نمرد بگه من در رفاه مردم 

 

 

 

از قناری پرسیدن آرزوت چیه 

گفت ....

روزگارم  را اگه روزی نقاشی کنم 

یک قفس با خاطرات یک قناری می کشم 

بله ....اینجوریاست 

ما در قفسی هستیم زندانی 

یکم بزرگتر از قناری 

 

 

  • محمدعلی خالقی

کیا اینجوری فکر می کنند

قبلا....

فکر می کردم لیلی و مجنون زیبا ترین آدمای دنیا باشند 

اما الان که فکر می کنم 

می گم که اون زمان که نه رژ لبی بود و نه ریمل و خط چشمی 

 

شاید خوشکل خدایی بوده خخخ  باز حرف اضافه زدی خخخ

 

نه بوتاکس بودو نه دکلره

نه تتو بود نه صابون سینثول/ (صابون سینثول حتما برین بگیرین خانما) (تبلیغات لوازم آرایشی باشه خخخخ)

از لیلی رفتی به صابون سینثول کجایی تو ......

 

 

فکر کنم یه چیزایی اشتباه سر جاشه

خط غلط / انشا غلط / دانش غلط

می گم قهوه / تلخه دیگه / انگار زهرمار داریم می خوریم یا سیانور (همین سیانور من فکر می کردم سیاهنور بیشتر بهش بیاد ) 

اما قبول کردیم با لذت می خوریم / حرفی هم توش نیست / نمی گیم تلخه

اما عسل اگه یه ذره شکر داشته باشه / یارو آورده بفروشه دیگه 

حالا جایی که سه نفر باشن  /انگشت زدی توعسل / خوردی یه انگشت

نه عمو جان نمی خورم بو می ده /

من عسل گرفتم درجه یک / ما اینا رو نمی خوریم 

برو برو ....

وخه !!!!؟ بچه کجایی / بچه شهری /

 

حالا به نظر شما

رشته ی کلام از دستم بدر شد 

لیلی و مجنون زیبا بودن یا نه

هزار سال قبل که ما شبیه میمون بودیم  خخخ

 

 

شاد باش 

 

  • محمدعلی خالقی