اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

اسفاد ای سرزمین مادری من چه می کنی با دستهای خسته روح شکسته چه می کنی
درد است در فراق من از حال و روز تو شهر سکوت در و دیوار شکسته چه میکنی
روزی و روزگاری و حال و هوای تو شور اشتیاق بر مزار شهیدان چه می کنی
آن باغ های خرم و شیر دلان تو ان کوچه باغ عام و مردان ادیبت چه می کنی

بایگانی

۶۶ مطلب با موضوع «مناسبت های اسفاد» ثبت شده است

بیوگرافی اژ وبهترین تلنگرش

وقتی روغن چل به باک می ریختیم ومناظر زیبای هلالی دود را با دنده معکوسها در پشت سر تماشا می کردیم . زیبایی دود وغرش سیلند.شوق وذوق راکب را دوچندان می کرد .
وجالب اون که وقتی از جوی کرتی با جوب وبرقهای پر لاخ وسنگ وباز هم غرش اژ (عاشقتم ) به راه دویلی در راه بودیم و خورجینت همچنان دلنگان بود چند باری هم در برق وجو به زمین می خوردیم وغیر ممکن بود یکی از راهنماها نشکنه ,,,,
اماده جهت عملیات موش دود دادن
لوله اگزز بعضی از موتورها باریک بود وبعضی گرد که ما با اون گرده مشکل داشتیم ولی باریکه که همچنان با جیر محکم بسته میشد . وبالاخر سوراخ موش را هموار و اون لوله جیر تیوپی رو هم به سوراخ موش می گذاشتیم و همچنان غرش سیلندر به تگ دشت خانه هم میرسید . دود از چهل وپنجاه سوراخ بیرون می امد . تلنگرش انجاست که وقتی مشغول پلمپ سوراخها بودیم , همچنان در لابلای غرش موتور صدایی خنده می امد . که مات مبهوت راکب موتور را متعجب می کرد . که ملزم به خاموش موتور وبه دنبال صدا ,,,,,
نگو موش بر لبه پل نشته , وکت وشلوار و عینک افتابی زده و به مناظره ما پرداخته ومی خندد, 

جالب انجاست که میگه بفرما نوشابه ,,,
خالقی اسفاد
برچسب‌ها: 
  • محمدعلی خالقی

خلاصه ای از ازدواج قدیم 

 

شرایط و موقعیت ده نشینی قدیم تا  حال ،  رسم و رسومات خیلی متفاوت  شده و رسومات قدیم شرایط خاص خودش را در پی داشت 

در شصت سال قبل به عنوان مثال برنج ویا نان گندم در کار نبود یا هم اگر بود به ندرت پیدا می شد 

نقل بود از یکی از دوستان اسفادی نان جو در قدیم زیاد بود و خیلی کم نان گندم پیدا می شد اگر هم بود در صندوقی نگهداری و قفلی در چمدان زده می شد ودر مواقع و شرایط مورد خاص استفاده می شد یا بین فرزندان و یا اقوام و میهمانها در مصرف نان مدیریت می شد . 

از غذاهای مورد استفاده در قدیم قروتی عدسی خورشت لوبیا خرما و یا شیر یا ماستی بیش نبود . یک خانواده ی ساده  در سال یک بار گوسفندی می کشتند  و ان را در بین اقوام و خویشان و همسایه ها تقسیم می کردند . 

خواستگاری و ازدواج در قدیم اسفاد به این صورت بود .

در قدیم محضر کد خدای قلعه ویا ریش سفید ده بود . کاغذی به عنوان عقد حلالی بین عروس داماد با امضا بزرگان صورت می گرفت  و یا هم گپی ، ورنوم  به زبان اسفادیها یعنی گفتنی صورت می گرفت . 

  شرایط و قوانین مهریه عروس به این روال بود 

 یک جلد کلام الله مجید 

 عرق چین با  یک کلاه سفید و یا لنکته ای از جنس کرباس و یک دست لهاف توشک( قدیفه ریشه دار )

وحدودا پنجاه شصت قرون نقره و کسایی هم که آب و زمین داشتند چند سره آب و  زمین مهریه می کردند. 

 

یکی دیگر از رسومات خاص قدیم بیش از چهل وپنجاه خر هیزم از بیابان بود که اقوام نزدیک داماد و یا جوانان منتخب هر کدام با یک دو خر به بیابان یا همان تاغ زاری رفته وشا ید چند شب هم در بیابان می ماندند و بیش از چهل پنجاه خر به اقوام عروس و همین طور بزرگان ده و یا ریش سفیدان بعنوان تعارفی می دادند 

و عروسی هم با یکی و دو خواننده و دف و دایره در بعضی  روستاها در ته خرمن ها ودر اسفاد هم در دالونهای قلعه ویا خانهای خودشان و پشت بامها برگزار می شد

 از شاخ وبرگ درخت سرو اسفاد هم جهت پاتخت عروس داماد استفاده می کردند که خیلی زیبا می شد و مراسمشان را با شاد باشی و مبارکی جشن می گرفتند . 

 

باتشکر خالقی 

  • محمدعلی خالقی

به نام خداوند عشق.

کنار آشنایی تو آشیانه میکنم.

فضای آشیانه را پر از کرانه میکنم.

کسی سئوال میکند به خاطر چه زنده ای ومن برای زندگی تو را بهانه میکنم....

با امید به خداوند در استانه سال نو در اولین جمعه سال در مورخه ۱۳۹۷/۱/۳ مجلس جشن عروسی اقا داماد محمد علی اسحاقی وخانم موسوی در روستای اسفاد منزل مرحوم غلامعلی اسحاقی برگزار میگردد .

در اینجا از کلیه دوستان،اقوام وخویشاوندانی که به هر دلیلی کارت ودعوتنامه به دستشان نرسیده دعوت به عمل می آید ونیز مراتب پوزش ما را بپذیرید.

ضمنا کلیه دوستان به صرف شیرینی ونهار دعوت میباشند ونیز حنا بندان شب قبل در منزل اقای اسحاقی برگزار میگردد.

امیدواریم که گل وجودتان زیباترین نقش باغ خاطره این روز باشد.

💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐

  • محمدعلی خالقی

با عرض سلام وادب.

یکی دیگر از جشنهای ما ایرانیان 

چهار شنبه سوری میباشد..

چهار شنبه سوری جشن پایان سال است که از دیر باز رسم بر آن بود که چهارشنبه اخر سال را در یک دورهمی با برافراشتن اتش با سرما خدا حافظی کرده وبه استقبال بهار میرفتند..

این جشن از اولین جشن ها ومناسبتهای نوروزی میباشد.

شمار زیادی از این قبیل جشن ها ی متفاوت در صفحات تاریخ ما گم شده است وبه فراموشی سپرده شده که امید است با رعایت مواضین ومقررات حافظ این چنین رسوممان باشیم.

در ایام قدیم مردم دور هم جمع شده واتش بزرگی برافراشته که تا صبح دوام داشته باشد ودور ان حلقه میزدند و از روی ان میپریدند ودر این هنگام تمام غم وغصه های خود را به اتش میسپردند واز اتش انرژی میگرفتند واین جمله را تکرار میکردند( زردی من از تو ،سرخی تو از من) .

ولی در سالهایی که گذشت در دیار ما تغیراتی به ان داده شد و سوزاندن لاستیک های خودروها جایش را به اتش داد و کم کم این لاستیک ها رو به وسیله نقلیه ای میبستند وروی زمین میکشیدند که این کار بی خطر هم نبود ویا تکه های اتش را به هوا پرتاب میکردند که چند تایی سوختگی هم به همراه داشت .

دوستان وعزیزان چه خوب است که برای فراموش نشدن رسوممان وداشتن شادیهای سالم وپاک به سراغ راه ورسم قدیم برویم وبا بر پا کردن اتشی بزرگ وجمع شدن دور ان به شادی وسرور بپردازیم واز این شب زیبا خاطرات به یاد ماندنی بر جا بگذاریم ..

چهار شنبه سوری امسال اسفاد منتظرتان هستیم

با درست کردن اتش با سرمای زمستان خدا حافظی وبه استقبال سالی نو با هزاران ارزوی خوش میرویم..

ارزومند بهترینها در سال جدید برای تک تک اسفادیهای عزیز...

محمد علی غفاری

  • محمدعلی خالقی

مرد افسرده 


مورد داشتیم  روزی روزگاری فردی دچار  افسردگی  میشود وخیلی ناراحت است  وبه دکتر مراجعه می نماید . دکتر میگوید چه شده است تورا . یارو میگه چند روزی ایست دکتر افسرده شدم  و اندوه غم وجودم را نهفته است . چه کنم . 

دکتر میگوید با مینی بوس فیات به  قاین زیر کوه  روستای اسفاد می روی  در پی قله , سر تخ  اقا میر  انجا کسی هست که تو را میخنداند و شاد خواهی شد واون کسی نیست  جز  غضنفر

نه ببخشید ابو طراب   


این جک فقط جنبه شوخی وخنده داره و هیچ اهانت وتوهینی به شخص یا فردی ندارد . 

با تشکر خالقی اسفاد

  • محمدعلی خالقی

تاریخچه حمام قلعه قدیم

 

اولین حمام ها در اتاقکی کوچک که اب قنات از وسط حمام عبور کرده و دارای دیگ و تاس و یک  دیگدان بیش نبود که آن هم در قلعه قدیم اسفاد از دو جایگاه برخوردار بوده 

 

در ضلع غربی از  کنار باغ حاج محمد حسن محمد حسینی و ضلع شرقی در روبروی باغ حاج محمد حسین جعفری و از شمال وصل به خانه حاج محمد تقی احمدی در کنار راه عام خانه ای  از دیوارهای گلی (خشتی) با پوشش مسقف گنبدی ودارای حفره هایی از سقف برای روشنایی ساخته شده بود 

این حمام در عصر خود به صورت هفته ای انجام می شد که در طول هفته از قانون زوج و فرد برخوردار بود که به عنوان مثال آقایان در روزهای زوج استحمام می کردند وخانمها در روزهای فرد

این بنا از سه بخش اصلی ساخته شده بود که بخش اصلی آن همان محل استحمام عموم یا همان خانه گلی بود 

بخش اولیه آن حوضچه ای بعنوان مخزن آب سرد به متراژ تقریبی سه در سه و به عمق دو متر که از ساروج ساخته شده و از جوب آب قنات پر می شد 

قسمت بعدی تشکیل شده از همان دیگدان یا محل روشن کردن آتش جهت گرم کردن آب 

و بخش بعدی حوضچه های اب گرم و سرد 

توضیح آن به این شرح می باشد 

تهیه چوب و هیزم از باغ و بیابانها صورت می گرفت 

حوضچه اولیه از جوب اب پر می شد واز ان توسط جوب های باریک تعبیه شده و یا از طریق سطل یا دول به دیگ منتقل می شد 

دیگ در محلی به نام دیگدان که زیرش را با چوب وهیزم شعله ور می کردند ودود از طریق تنوره یا دودکش به بیرون   هدایت می شد 

اب گرم از دیگ به وسیله دول یا سطل به حوضچه کوچکتر وسط حمام انتقال میشد این حوضچه در داخل حمام جهت معتدل  شدن اب گرم و سرد بود 

چراغ موشی و چراغ بادی هم فضای این مکان را به زیبایی خود می افزود 

خالقی اسفاد 

نگارش ۵/۱۲/۹۶

  • محمدعلی خالقی