اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

اسفاد ای سرزمین مادری من چه می کنی با دستهای خسته روح شکسته چه می کنی
درد است در فراق من از حال و روز تو شهر سکوت در و دیوار شکسته چه میکنی
روزی و روزگاری و حال و هوای تو شور اشتیاق بر مزار شهیدان چه می کنی
آن باغ های خرم و شیر دلان تو ان کوچه باغ عام و مردان ادیبت چه می کنی

بایگانی
سه شنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۷، ۱۰:۲۳ ب.ظ

اسفاد باستان

با سلام 

 چند نمونه از آثار نیاکان ما در اسفاد ، که بعضی از آنها  هنوز موجود است و بعضی از بین رفته اند جهت یادآوری و ثبت در اذهان ما ونسلهای آینده البته به نظم و با نام واصطلاحات محلی گردآوری شده است.


اسفاد باستان

روزگاری از برای خود دیاری داشتیم

کدخدا و برج و باغ و گلعزاری داشتیم

از قناتش تا گلِ هوم و جهاتِ دیگرش

سیلابی غَرغَر کنان در جویباری داشتیم

از کجایش بهر تفریح و صفا گویم رفیق

باغ عرب، باغِ صلاح،باغِ کُناری داشتیم

هم تگای مَودره،هم زوزخ و درّه ی تهی

بهر حاجت ارغوان و خوش مزاری داشتیم

بازه ی خاکِ تنور و لشگر وآوازِ کبک

پای آبشارِ چراغون سایه ساری داشتیم

وحشیان وبسترِ سبزِ نباتاتش قشنگ

آن فراتر ما  زِ  مَج یک دیمه زاری داشتیم

آسیابِ آبی و درخ (درخت) چِلو یادت نره

هم درخ(درخت) شاتوت و هم پایِ چناری داشتیم

کوچه ی سالاری اسفاد هم یادش بخیر

پاسبان سروی کهن ،خوب یادگاری داشتیم

سر تخ (تخت)آقا میر آن میدانی باز و وسیع

گه نشست با میرتا و هر آبیاری داشتیم

کوچه ی قلعه  زِ  بعدِ حوض ،روی جوی آب

یک بنا سقّابه و هم دیگ و ناری داشتیم

داخل و اطرافِ اسفاد تا وضو سازند و نوش 

چند دَه حوضی زِ بذلِ نکوکاری داشتیم

موقع پیک نیک کجا‌ ماشین درِ هر خانه بود

جای ماشین، خر و خورجین پای باری داشتیم

سر حدِ روستا ، کلاته ی روغنی، یک چشمه داشت

ما عظیمی ها به آنجا مرغزاری داشتیم


   احمد عظیمی    ۵ /۲ /۱۳۹۷

  • ۹۷/۰۹/۲۰
  • محمدعلی خالقی