اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

اسفاد ای سرزمین مادری من چه می کنی با دستهای خسته روح شکسته چه می کنی
درد است در فراق من از حال و روز تو شهر سکوت در و دیوار شکسته چه میکنی
روزی و روزگاری و حال و هوای تو شور اشتیاق بر مزار شهیدان چه می کنی
آن باغ های خرم و شیر دلان تو ان کوچه باغ عام و مردان ادیبت چه می کنی

بایگانی
جمعه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۸، ۰۴:۲۱ ب.ظ

زندگی

گاه تلخ است زندگانی گاه زهر 

گاه آرام است او را گاه نهر

هست دریا پر تلاطم گه در او 

هست ارام موج بر موج روی او 

گه با تلخی نسازد موج را 

غرق سازد زندگانی اوج را 

اندر ان غواص بودی پر توان 

زان نگه دارد جانت در جهان 

بر لب دریا نشین و عمر بین 

زندگی دریای پر امواج بین 

من در این عشقم ز دریا خسته ام 

زندگی را عهد و پیمان  بسته ام 

از کم ازاری نباشد  هر دمی  

مهر را در عشق و پیمان بسته ای

گر تو را باشد ز  سودا زندگی 

اصل  باشد  جاودان  مردانگی 

    شاعر : خالقی (عرفان)

 

  • ۹۸/۰۵/۱۸
  • محمدعلی خالقی

زندگی