اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

اسفاد ای سرزمین مادری من چه می کنی با دستهای خسته روح شکسته چه می کنی
درد است در فراق من از حال و روز تو شهر سکوت در و دیوار شکسته چه میکنی
روزی و روزگاری و حال و هوای تو شور اشتیاق بر مزار شهیدان چه می کنی
آن باغ های خرم و شیر دلان تو ان کوچه باغ عام و مردان ادیبت چه می کنی

بایگانی
جمعه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۹، ۰۶:۱۳ ق.ظ

عید قربان عید بندگی مبارک


خواب من است یا که اَری فی المنام او
تقدیر می نوشت ، غزلی را به نام او
وقتی ذبیح حضرت حق شعر می شود
مشعر کجا ؟ منا و صفا در پیام او
آن لحظه خالصانه ترین وقت بندگی
سرسبزی و طراوت گلشن به کام او
گویند در بهشت کلامی زبانزد است
بهتر ز  اُدخلوا به گلستان ، سلام او 
آری خلیل ذبیح تو مقبول درگه است
بگذر ز امتحان که شدی مستدام او
قربانی تمام هوس ها به روز عید
باید شنید قصه جان از کلام او
قربانی مرا ز کرامت قبول کن 
وقتی گلو نمی برد از اهتمام او 
عمری فضای کعبه به نامت مزین است
از حجر تا مقام زمین، پشت بام او 
ما را به اعتبار همین روز بخششی
ما را شمار در صف یار و غلام او
ما بنده ایم لطف تو یارب همیشه هست
محرومیت ندیده کسی در مرام او 
قربان بیا که زخمی پاییز گشته ایم
دنیا همیشه تشنه عدل و قیام او 

شاعر: مرتضی حسینی اسفاد

  • ۹۹/۰۵/۱۰
  • محمدعلی خالقی