تنهایی ادم
جمعه, ۱۸ اسفند ۱۴۰۲، ۰۷:۱۹ ب.ظ |
محمدعلی خالقی |
۰ نظر
آدم که رانده شد زبهشت رفت گوشه ای
تنها نشست کبوتر وجل اختراع گشت
ادم نشست تا به زنش درد دل کند
حرفی نداشت شعر وغزل اختراع گشت
چون تشنه گشت حفر نمود چاه آب را
دست کرخت وپوست چغل اختراع گشت
هابیل آمد ادم وحوا به تربیت
بستند کمر ،قیاس ومثل اختراع گشت
قابیل زن گرفت به هابیل رشک برد
اینگونه بودقوم دغل اختراع گشت
چون کاشتندگندم و وقت درورسید
انگاه بود حرف وعمل اختراع گشت
قدش نمی رسید زدرخت سیب بر کند
اینگونه بوده گر که دکل اختراع گشت
همسر گزیده، هر سه پسر از فرشتگان
ازبهر آدمی که بدل اختراع گشت
غلامحیدر کریمی
- ۰۲/۱۲/۱۸