اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

اسفاد ای سرزمین مادری من چه می کنی با دستهای خسته روح شکسته چه می کنی
درد است در فراق من از حال و روز تو شهر سکوت در و دیوار شکسته چه میکنی
روزی و روزگاری و حال و هوای تو شور اشتیاق بر مزار شهیدان چه می کنی
آن باغ های خرم و شیر دلان تو ان کوچه باغ عام و مردان ادیبت چه می کنی

بایگانی
پنجشنبه, ۷ شهریور ۱۴۰۴، ۰۱:۲۲ ق.ظ

اخراج

در یک شرکت تزریق پلاستیک استخدام شدم 

فهمید دستم تو کاره با هم شیش شدیم 

 

منو گذاشت اپراتور دستگاه 

گویا سالها همدیگر رو می شناختیم 

 

در کنار کار ....

یک هفته با هم خندیدیم و لذت بردیم 

سرپرست عوض شد 

هفته دوم با سرپرست جدید  تازه داشتم آشنا می شدم

یکی از دستگاه‌ها نشتی داشت نشتی آب همراه با روغن 

نشتی کهنه بود 

به سرپرست دوم گفتم اگه اجازه می دی دستگاه رو تعمیر کنم.

گفت این کار تاسیساته فکر نکنم بتونی درستش کنی 

دستگاه رو درست کردم و با خوشحالی بهش گفتم درست شد.

روز سوم منو تشویق کرد و بعد هم اخراج 

اینو دو بار بخون 

شهرک صنعتی توس 

فاز دو 

یارو می گفت قهوه نمی خورم چون شبا نمی تونم بخوابم 

اتفاقا یک درصد افراد تو شبا قهوه می خورند تا با آرامش بخوابند 

  • ۰۴/۰۶/۰۷
  • محمدعلی خالقی