اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

اسفاد ای سرزمین مادری من چه می کنی با دستهای خسته روح شکسته چه می کنی
درد است در فراق من از حال و روز تو شهر سکوت در و دیوار شکسته چه میکنی
روزی و روزگاری و حال و هوای تو شور اشتیاق بر مزار شهیدان چه می کنی
آن باغ های خرم و شیر دلان تو ان کوچه باغ عام و مردان ادیبت چه می کنی

بایگانی
سه شنبه, ۱۴ آبان ۱۴۰۴، ۰۸:۲۶ ب.ظ

خطبه یک نهج البلاغه

خطبه یک نهج البلاغه

1. عجز انسان از شناخت ذات خدا:

سپاس خداوندى را که سخنوران از ستودن او عاجزند، و حسابگران از شمارش نعمت هاى او ناتوان، و تلاشگران از اداى حق او درمانده اند. 

خدایى که افکار ژرف اندیش، ذات او را درک نمى کنند و دست غوّاصان دریاى علوم به او نخواهد رسید. پروردگارى که براى صفات او حدّ و مرزى وجود ندارد، و تعریف کاملى نمى توان یافت و براى خدا وقتى معیّن، و سر آمدى مشخّص نمى توان تعیین کرد.

مخلوقات را با قدرت خود آفرید، و با رحمت خود بادها را به حرکت در آورد و به وسیله کوه ها اضطراب و لرزش زمین را به آرامش تبدیل کرد.

  • ۰۴/۰۸/۱۴
  • محمدعلی خالقی