اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

اسفاد ای سرزمین مادری من چه می کنی با دستهای خسته روح شکسته چه می کنی
درد است در فراق من از حال و روز تو شهر سکوت در و دیوار شکسته چه میکنی
روزی و روزگاری و حال و هوای تو شور اشتیاق بر مزار شهیدان چه می کنی
آن باغ های خرم و شیر دلان تو ان کوچه باغ عام و مردان ادیبت چه می کنی

بایگانی

افکار انسان فرمان انسان است 

فکرمان را در هر آنچه تمرکز کنیم همان می شود 

افکارمان را از عناوین منحرف پرهیز کنیم 

حتما افکار منحرف هم شامل گناه خواهد شد 

عرفان 

  • محمدعلی خالقی

همراه با بزرگان و چهرهای درخشان و منحصر به فرد اسفاد

آقای حاجی خداد حکمتی پور 

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست.

این شعر براتون خیلی آشناست 

 و موضوعی که می توان گفت که ایشان را  منحصر به فرد کرده است  صدای دلنشین ایشان در چاووشی خوانی سر راه و بدرقه کربلایی ها و حاجیان است.

البته ایشان خودشان توفیق زیارت کربلا و حج واجب را بدست آورده اند.

ارادت و سینه زنی فوق العاده ایشان در مراسم  یادبود اهل بیت قابل وصف است.

ایشان در امر کشاورزی و باغداری و پیوند زنی بسیار خبره و وارد به کار هستند و همچنین فرزندانی شایسته تحویل جامعه داده اند.

برای ایشان و خانواده ایشان آرزوی سلامتی و بهروزی داریم  با قرائت صلوات بر محمد و آل محمد.

جا دارد یادی بکنیم از مرحومین کربلایی محمد تقی کاظمی و حسن صادقی که در چاووشی خوانی همپای هم بودند.

اسماعیل کریمی 

  • محمدعلی خالقی



میلاد هشتمین 

اختر تابناک آسمان 

امامت و ولایت 

حضـرت 

علی بن موسی الرضا(ع)

بر تمام مسلمانان 

بخصوص شیعیان مبارک باد 

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

این حوض همیشه در شیفت شب و در طاقه سر رم آبیاری می شد به این علت که از زلالی اب و تمیز بودن اب در شب اطمینان حاصل می کردیم 

این حوض در ورودی قلعه قدیم در سر سنگاجی و همین طور ورودی دالون قلعه به داخل و انتهای دالون قلعه به حوض در قلعه ختم می شد که بعضی از دوستان باید خاطره ورودی قلعه و دالون را به یاد داشته باشند 

همان طور که از عکس مشهود است از ورودی یک درم مربع شکل اب داخل می شد و بعد از پر شدن یا سر ریز شدن از یک خروجی مربع شکل اب به  داخل 

باغ هدایت می شد . این حوض عمومی محسوب می شد و از اب سرد و گوارا برخوردار بود که به دستور مرحوم خواجه میرزا علی ساخته و تا قبل از زلزله 76 همه از آن استفاده می کردند . من بهترین خاطرات را از این حوض در کودکی به یاد دارم چون هر روز صبح از آن برای گاو و گوسفندان اب بر می داشتم و منبع تجمع و دید و بازدید  خوبی جهت دوستان و کسانی که از نو سازی می امدن بود و همین طور صدای ویز ویز زنبورهای تخمی( قرمز ) و زرد 

وجیک جیک گنجشکان بود گاهی خود را در صبح گاه که هنوز کسی وارد این حوض نشده بود می یافتم و گ نجشکهایی را به محاصره می گرفتم البته فقط فقط هم از یادم نمی رود با اون طوقی ها من کار داشتم الباقی را از زیر دستام رها می کردم 

اگه باهاش خاطره داری و یادته یه صلوات بفرست به روح مرحوم خواجه میرزا علی  موفق باشید . 

ا

  • محمدعلی خالقی

مشخصات شناسنامه ای گلزار:


- شروع نقشه برداری:  زمستان ۱۳۷۸


- شروع عملیات ساختمانی:  سال ۱۳۷۹


- اتمام عملیات ساختمانی:      بهار ۱۳۸۱


- تاریخ افتتاح:                    زمستان ۱۳۸۱


- مساحت زیربنا:                    ۱۸۰ مترمربع


 - مساحت محوطه:                    حدود ۱۰۰۰ مترمربع


- قبور شهدای مدفون در گلزار:       شش شهید دفاع مقدس


اسامی شهدای مدفون درگلزار:


۱-شهید حاج غلامحسن نظرجانی


۲-شهید علی حسینی


۳-شهید محمدرضا شفیعی


۴-شهیدسیدمصطفیاسماعیلی


۵-شهیدسیدابوطالب اسماعیلی


۶-لوح یادبودشهیدجعفرانصاری


- موقعیت:


خراسان جنوبی-بخش زیرکوه-روستای اسفاد


-کل هزینه انجام شده:                   ۳۲۰میلیون ریال


-طراح وناظر:                   مهندس شجاعی-مهندس شمسی


مسئول امورگلزارهای استان خراسان رضوی:عبدالرزاق نظرجانی

  • محمدعلی خالقی


عکس قدیمی گوشه ای از میهمانی های دایی عزیزم میرزا عباس قلی در قدیم 

مرد با مرام و لوتی  دوستت دارم دایی جان سایه ات مستدام 


  • محمدعلی خالقی

در اختران  سقف تو  می بینم                        اشکی چو بر شرار این خاموشی 

 

بر قلب های  عشق تو ماتم را                         زخم سکوت  و  خسته تنهایی 

 

در هر وصال وصف تو شیرین بود                  روز و شب   آن حال من در آفاق 

 

خاطر   ز  اذهانم   ز   نام ابدال                      رفتند و بخشش بر ثواب انفاق

 

اب  روان   روشن    کاریزت                        گرد جهان گردی نبینی نوشت

 

حالم خراب انجام روزی در تو                        قهر کلاغی    بر دل خاموشت

 

وصف صفایت  قرنها روشن بود                     بر بذر و کشت زاد تو چون ناهید 

 

ترسم من از قندیل سقف خانه ات                  تار  و  سیاه    انکبوتی      افتد 

 

بر چهره ها و راویت  چون  ماتم                   درد زبان بود کهنه ای از هجران 

 

عرفان گفت عصری ز حال و روزت             از درد پیچم چاره نیست جز عرفان

 

                                        شاعر خالقی (عرفان )

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

غلامحسن نظر جانی اسفاد

کد شهید: 27651 گزارش خطا

غلامحسن نظر جانی اسفاد

نام: غلامحسن

نام خانوادگی: نظر جانی اسفاد

نام پدر: حبیب اله

تاریخ تولد: 1309-04-08

محل تولد: قاین

تاریخ شهادت: 1364-11-23

خاطرات:

خاطره اول

روزی که به همراه پدرم جهت اعزام به جبهه به سوی پایگاه حاجی آباد به راه افتادیم هنوز چند صد متری از روستا دور نشده بودیم که به محض رسیدن به گلزار فعلی شهدای روستای اسفار پدرم به من گفتند :پسرم لحظه ای توقف کن تا موضوعی را برای شما بیان کنم پدرم نقطه ای از زمین خودمان نشان دادند و گفتند با توجه به این که برای آخرین مرحله عازم جبهه هستم و احتمال اینکه از این سفر برنگردم هست دوست دارم اگر جنازام برگشت مرا در این نقطه که از دست رنج خودم تهیه کرده ام واز حلال بودند آن اطمینان خاطر دارم دفن نماید من خیلی ناراحت شدم و چون سوال پیش آمد پرسیدم چرا این زمین که خیلی دور است .گفتند: فرزندم بخاطر این که این زمین مال خودمان است دوم این که در آینده در نزدیک این روستا ی همجوار بر اثر رشد رشد جمعیت به همدیگر نزدیک خواهند شد و این نقطه کنار بلواری واقع خواهد شد که بین دو روستا خواهند بود و کسانی که از این جا بگذرند به یاد شهید خواهند بود و درست همین اتفاق افتاده است و پیش گویی پدرم کاملا درست بود

محمد ابراهیم نظرجانی 


خاطره دوم

نزدیک عملیات ولفجر 8 بطور ناگهانی پدرم را در پادگان شهید برونسی ل 5 ن اهواز ملاقات کردم گفتند : حالا که عملیات نزدیک است بیا برویم از برادرانت اسما عیل و جعفرکه در 5 طبقه های اهواز هستند خبر بگیریم و خدا حافظی کنیم پدرم چفیه اش را از روئی دوش برداشتند و یک کتابی را داخل آن گذاشتند من جلو ی دژبانی پادگان به ایشان اعتراض کردم که این کتاب را برای چی برداشته اید ؟ گفتند : خواهی دید وقتی به 5طبقه ها رسیدیم اسماعیل که مسئول مهندسی ویژه شهداء بود با توجه به فشار کار که داشتند موفق به ملاقات سریع ایشان نشدیم مجبور شدیم در آسایشگاه که جمعی از بسیجیان در آنجا استراحت می کردند منتظر آمدن برادرانم بمانیم در این موقیعت دیدم پدرم چفیه را باز کردند و رساله ی امام راکه داخل آن بود بیرون آوردند و به برادران بسیجی گفتند : صلواتی بفرستید و بعد شروع به توضیح چند مساله از رساله ی امام تا این که اسما عیل و جعفر برادرانم آمدند و به اتفاق هم محل را برای اقامه نماز جماعت تر ک کردیم.

محمد ابراهیم نظرجانی 

  • محمدعلی خالقی



  • محمدعلی خالقی

آقای چاکری معلم سپاه دانش و اهل سراوان بود که در اسفادخدمت می نمود و در خانه ی طبقه دوم مرحوم کربلایی حسین حسنی روبروی خانه مرحوم حاج محمدتقی عظیمی ،ابتدای دالان منزل مرحوم حاج سید ابوتراب اسماعیلی سکونت داشت ایشان دوستانی بسیار صمیمی بودند که بعد از انتقال آقای چاکری از اسفاد مدام با ارسال نامه با هم در ارتباط بودند.آقای چاکری خاطره ای با مرحوم حاج محمد آقا شهریاری داشتند که در طی مسافرتی از اسفاد به قاین سوار بر ماشین جیپ ایشان در حوالی حوض رباط گرفتار سارقان مسلح افغانی میشوند که در این حین ماموران امنیتی عبوری سر می رسند و بعد از یک درگیری به سمت کوه فرار می کنند.

مرحوم حاج محمدتقی عظیمی در جواب نامه ی آقای چاکری این داستان ایشان را به زبان شعر برایش پاسخ    می دهند.


               نامه چاکری

شکرُلله که خداوند جهان یار آمد

نامه ی چاکری از خاک سراوان آمد

بر در پنجره ات مینگرم تاریک است

دوریت از طرف خالق سبحان آمد

مرحبا چاکری و رحمت حق بر شیرت

کَز ره دور زِ تو لطفِ فراوان آمد

خاطرت هست که در دشت و بیابان رباط

سارقان ریختن و غارت اموال آمد؟

هر زمان آب بنوشی زِ حسین یاد نما 

که حسین بود در آن دشت تو را یار آمد

امر فرمود به عباس اخا از جا خیز

چاکری طعمه گُرگانِ بیابان آمد

 تو را چون بال فرشته سپری گشت دو دست

 از ره غیب یکی دسته ی جاندار آمد

شلیک تیر نمودندو بهم جنگیدند

که فرار از طرف فرقه ی افغان آمد

یکی در لاخ خزید و یکی لنگان لنگان

خون چو‌ فواره زِ سر پاچه ی شلوار آمد


شاعر: مرحوم حاج محمد تقی عظیمی

  • محمدعلی خالقی


سلام به معنی سلامتی و اظهار محبت و نشانه صفا و صمیمیت بین افراد در جوامع مختلف است.

سلام نامی از نام های خداوند است و بیش از چهل بار در قرآن آمده است.

پیامبر گرامی ما در مواجهه با افراد فقیر و غنی و بزرگ و کوچک در سلام کردن همیشه پیشقدم بودند.

سلام کردن ۷۰ حسنه دارد که ۶۹ حسنه برای سلام کننده است .

در اسفاد قدیم و جدید همه اسفادیها به همدیگر سلام و خدا قوت می دهند.

کوچک به بزرگ . بزرگ به بزرگ و زن به مرد به همدیگر سلام می دهند و اظهار محبت و تواضع خود را هنگام رد شدن از کنار همدیگر اعلام می دارند.

متاسفانه این موضوع در شهرهای بزرگ و کلانشهرها ،کمرنگ و غیر ممکن شده است روزانه هزاران نفر در پیاده روها بدون هیچ واکنشی از کنار همدیگر رد می شوند و از نعمت تحیت و سلام محروم شده اند .

شایسته است هنگام ورود به برخی مکانها ، پارک ها و کوچه های محل و مناطق  مربوط به خودمان ،به بزرگ ترها و بازنشسته ها سلام بکنیم 

بخصوص بازنشسته هایی که پاتوق شان درب منزل خودشون  است .

به آنها سلام کنیم حتی اگر ناشناس باشند.

سلام یک دستور الهی و قرآنی است.

ان الله و ملائکه یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلو علیه و سلموا تسلیما.

در پایان سلام و درود ما به شما اسفادیهای عزیز در جای جای ایران اسلامی.

پایدار باشید .

                 کریمی آوای اسفاد

  • محمدعلی خالقی

همراه با بزرگان _ چهره های درخشان و منحصر به فرد اسفاد

      باسلام و احترام

            آشنایی با آقای کربلایی اباذر غفاری 


 خاطره انگیز ترین سفر ما اسفادی ها می تواند مسافرت با مینی بوس فیات آقای غفاری باشد.

مسیر اسفاد قاین را تمام اسفادیها تجربه کرده ایم برای تحصیل دانش و تهیه لوازم و مواد خوراکی و بهداشت و درمان.

خب قطعا طی این مسیر از طریق سرویس فیات آقای غفاری انجام می گرفت.

آقای غفاری فرزند مرحوم حاجی حسینعلی غفاری از بزرگان اسفاد از قدیم الایام در امر ایاب و ذهاب اسفادیها در مسیر اسفاد قاین خدمات فراونی برای مردم انجام داده اند.

ایشان فردی متخصص و متبحر و متعادل در امر رانندگی و بسیار صبور و شوخ طبع است.

قبل از اینکه از خواب بیدار شویم و قبل طلوع خورشید ایشان اول مسافرین میرآباد را سوار می کرد و ساعت 6 مسافرین اسفاد سوار می شدند.

گشت و گذار در در برخی مسیرها و کوچه ها و توجه کامل به اینکه کسی جا  نماند و در داخل مینی بوس جا  گیرش بیاید  مدیریت خاصی می طلبید.

اکثر مواقع مینی بوس خارج از ظرفیت مسافر داشت . اما هیچکس بدون جا نبود . وسط راه رو روی موتور . بغل دست و نشستن روی لوازم مسافر تقریبا همه رو راضی می کرد.

رانندگی با امکانات کم آن زمان نبود گازوییل و اپاراتی . گرمای هوا و جاده خاکی بخصوص گدار بند آخوند و پیچ بالای باغات آبیز  تبحری خاص در رانندگی لازم داشت که همه اینها در ایشان وجود داشت.

ایشان تقریبا به همه افراد از بزرگ و کوچک و دانش آموز به یک چشم نگاه می کرد.

رفتن در جاده خاکی با سرعت کم تکانهای شدید و باعث ماشین زدگی می شد و بعضی وقتها پلاستیک های فریزر هم که خودتون بیشتر با این موضوع آشنا هستید توزیع می شد.

یک دفعه خودم حالم بد شده بود و درخواست پلاستیک کردم بهم گفتند دو کیلویی می خوای یا سه کیلویی .

به هر حال خدمات عمومی و راضی نگه مردم کاری بسیار دشوار است.

ایشان در این 30 سال خدا رو شکر بدون هیچگونه حادثه و با سرعت متعادل اسفادیها را برای انجام کارشان در شهر راس ساعت 7 و نیم صبح بصورت دقیق و منظم به مقصد رسانده است.

شایان ذکر است آهنگ لب کارون ایشان هم زبانزد و بسیار زیباست.

انشالله که خداوند توفیقات روز افزون به ایشان عنایت فرماید.

برای ایشان و خانواده  محترمشان آرزوی سلامتی و بهروزی داریم.

برای سلامتی ایشان چندین صلوات بفرستید.

و همچنین یاد و خاطره آقای حسین جعفر زاده را گرامی می داریم و برایشان فاتحه ای می خوانیم.

              هیات مدیره گروه آوای اسفاد

  • محمدعلی خالقی
  • محمدعلی خالقی

۰






هر چند صفای وصف تو از هر چه گویم بهتر است 

                هر چند در و دیوار تو از هر غنی مقبول تر است 

حال از شکیل روی خود در اینه نوری امید 

                آری  جود  من  امید خاک  کویت  خفتن  است 

                                                              عرفان

  • محمدعلی خالقی