اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

اسفاد ای سرزمین مادری من چه می کنی با دستهای خسته روح شکسته چه می کنی
درد است در فراق من از حال و روز تو شهر سکوت در و دیوار شکسته چه میکنی
روزی و روزگاری و حال و هوای تو شور اشتیاق بر مزار شهیدان چه می کنی
آن باغ های خرم و شیر دلان تو ان کوچه باغ عام و مردان ادیبت چه می کنی

بایگانی

  • ۲۲ بهمن ۰۳ ، ۲۲:۲۰
  • محمدعلی خالقی

  • ۲۲ بهمن ۰۳ ، ۲۱:۵۷
  • محمدعلی خالقی

با تو این ثانیه ها، معنیِ تکرار نبودن●♪♫
باورِ آیینه ها، جرأتِ انکار نبودن●♪♫
بودنت، معجزه ی شرقیِ باران و عطش●♪♫
تو نبودی… روز و شب، این همه تب دار نبودن●♪♫
تو، نه سِحری! تو، نه جادو! نه سرابی… می دونم…●♪♫
تو نه آغازِ یه رؤیا، نه یه خوابی، می دونم…●♪♫

شعر : سعید اصلانی
تو همون آیت و نوری توی شب های سیاه●♪♫
توی آوارِ تباهی، تو امیدی… تو پناه…●♪♫
گرچه هنوزم فاصله ها، خورشیدو از من می گیره…●♪♫
اما نذار این شب زده باز، توو تنِ ظلمت بمیره●♪♫
ثانیه هـا… ثانیه هـــا… وسعتِ فریادِ منه●♪♫
کاری بکن… کاری بکن… فرصتِ میلادِ منه●♪♫

ملودی : منوچهر طاهرزاده
با تمومِ خستگیام… با همه دلبستگیام…●♪♫
با تمومِ خستگیام… با همه دلبستگیام…●♪♫


لبِ خاموشم تو رو چون شعری واسه فریاد، کم میاره●♪♫
تو کویرِ تشنه ی روحِ من، بگو باز بارون ببــــاره…●♪♫
با تو این ثانیه ها، معنیِ تکرار نبودن●♪♫
باورِ آیینه ها، جرأتِ انکار نبودن●♪♫
بودنت، معجزه ی شرقیِ باران و عطش●♪♫
تو نبودی… روز و شب، این همه تب دار نبودن●♪♫
تو، نه سِحری! تو، نه جادو! نه سرابی… می دونم…●♪♫
تو نه آغازِ یه رؤیا، نه یه خوابی، می دونم…●♪♫
تو همون آیت و نوری توی شب های سیاه●♪♫

تنظیم قطعه : محمدرضا چراغعلی
توی آوارِ تباهی، تو امیدی… تو پناه…●♪♫
گرچه هنوزم فاصله ها، خورشیدو از من می گیره…●♪♫
اما نذار این شب زده باز، توو تنِ ظلمت بمیره●♪♫
ثانیه ها… ثانیه هــــا… وسعتِ فریادِ منه●♪♫
کاری بکن… کاری بکن… فرصتِ میلادِ منه●♪♫
با تمومِ خستگیـام… با همه دلبستگیــام…●♪♫
با تمومِ خستگیـام… با همه دلبستگیــام…●♪♫
لبِ خاموشم تو رو چون شعری واسه فریاد، کم میاره●♪♫
تو کویرِ تشنه ی روحِ من، بگو باز بارون ببـــاره…●♪♫

  • ۲۱ بهمن ۰۳ ، ۱۹:۴۱
  • محمدعلی خالقی


سوال ؟؟؟؟

اگه تو یک عدد

تو کتاب ریاضی بودی 
دوست داشتی 
تیتر کتاب 
چند باشی ؟؟؟ 

۲۰ / ۱۸ یا ۱۲ 

اول بگو از بین این همه اعداد بیست یعنی چی ؟؟؟؟

یعنی خوب / پس ۲۱ یعنی خیلی خوب / و ۲۸ یعنی عالی ووووو....

یادمه همیشه سر زنگ عربی غایب بودم 

و سر امتحان زیر صفر می گرفتم 

اما با اینکه انگلیسی رو دوست داشتم 
جواب من  ::::وان  ه

می شه توضیح بدی ؟؟؟

به جهانی ندهم لذت تنهایی رو 


  • محمدعلی خالقی

پاپیون (به انگلیسی: Papillon) فیلمی سینمایی در ژانر درام، جنایی، و بیوگرافی به کارگردانی فرانکلین جی. شافنر است. این فیلم محصول سال ۱۹۷۳ فرانسه و ایالات متحدهٔ آمریکا است که بر اساس رمانی به همین نام اثر آنری شاریر و با بازی استیو مک‌کوئین و داستین هافمن ساخته شده‌است. این فیلم در رشتهٔ بهترین موسیقی متن نامزد جایزهٔ اسکار شد. جری گلدسمیت موسیقی متن این فیلم را ساخته‌است. (در سال ۲۰۱۷ پاپیون به کارگردانی مایکل نوئر و با بازی چارلی هونام و رامی ملک بازسازی شد) «پاپیون» در زبان فرانسوی به‌معنی پروانه است و شاریر (استیو مک‌کوئین) پروانه‌ای را روی سینهٔ خود خالکوبی کرده و آن را به‌عنوان نام مستعار خود انتخاب کرده بود، و عنوان فیلم هم به همین معنی اشاره دارد.

  • ۱۵ بهمن ۰۳ ، ۱۳:۱۳
  • محمدعلی خالقی

گل خود رو رنگ تو را بوی تو را کو
باغ پر امید دلم دشت خزان شد
عمر منی آرزویم روی تو را کو

مرغ شب من ساز ترا سوز تو را کو
خنده ی مستانه ی دیروز تو را کو
باغ زمستون عزیزم میوه نداره
اومدن تو عزیزم فصل بهاره

امان امان امان
باغ زمستون جز گل یخ میوه نداره
اومدن تو آلل فصل بهاره
اومدن تو عزیزم فصل بهاره
آلل فصل بهاره عزیزم فصل بهاره

بیا جانا تا که جانانه باشیم
یکی شمع و یکی پروانه باشیم
یکی موسی شویم اندر مناجات
یکی جاروکش می خانه باشیم

ز بوی زلف تو مفتونم ای گل
ز رنگ و روی تو دلخونم ای گل
من عاشق ز عشقت بی قرارم
تو چون لیلی و مو مجنونم ای گل

به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
به دریا بنگرم صحرا ته وینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنای تو بینم

ز بوی زلف تو مفتونم ای گل
ز رنگ و روی تو دلخونم ای گل
من عاشق ز عشقت بی قرارم
تو چون لیلی و مو مجنونم ای گل

  • ۱۵ بهمن ۰۳ ، ۰۹:۲۲
  • محمدعلی خالقی

شاید تلخ ترین حادثه ها از آن کسی باشد که حتی یک لحظه هم انتظار شو نداشت 

شاید مربی  بدنسازی 

شاید مدیر  مدرسه 

شاید بهترین فوتبالیست جهان

و شاید معروف ترین هنر پیشه ی تلویزیون 

 

آنکه ۷۰ سال علم آموخت چراغی نیفروخت

آنکه که یک حرف شنید همه رو از آن بسوخت 

مرگ ،درد ،زخم همراهان همیشه گی ما هستند 

تا تو را برای رشد به لحظات وداع همراهی کنند 

 

  • ۱۲ بهمن ۰۳ ، ۱۶:۴۷
  • محمدعلی خالقی

شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد

خشت خشت و آجر آجر ، پیکرم را باد برد

من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند

نیمم آتش سوخت ، نیم دیگرم را باد برد

از غزل هایم فقط خاکستری مانده به جا

بیت های روشن و شعله ورم را باد برد

با همین نیمه ، همین معمولی ساده بساز

دیر کردی نیمه ی عاشقترم را باد برد

بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت

وا نشد بدتر از آن بال و پرم را باد برد

حامد عسکری

  • ۱۲ بهمن ۰۳ ، ۱۲:۲۶
  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

چت یا پیام دادن 

مثل صحبت با آدم ناشنوا می مونه 

یه چیزایی رو می فهمی اما گنگ‌

نه طرز برخورد طرف رو می فهمی 

و نه طرز صحبت کردن طرفو

سکوت بهترین راه ارتباطی در چت است 

 

  • ۰۶ بهمن ۰۳ ، ۱۲:۳۸
  • محمدعلی خالقی