اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

اسفاد ای سرزمین مادری من چه می کنی با دستهای خسته روح شکسته چه می کنی
درد است در فراق من از حال و روز تو شهر سکوت در و دیوار شکسته چه میکنی
روزی و روزگاری و حال و هوای تو شور اشتیاق بر مزار شهیدان چه می کنی
آن باغ های خرم و شیر دلان تو ان کوچه باغ عام و مردان ادیبت چه می کنی

بایگانی

۲۰ مطلب در اسفند ۱۳۹۸ ثبت شده است

 

پایان زندگی بر روی زمین خواه با برخورد شهاب سنگی بزرگ صورت بگیرد،
خواه با خاموش شدن خورشید رخ بدهد،
خواه با گسترش میکروب‌ها و ویروس‌های خطرناک اتفاق بیافتد،
و خواه اتفاق‌های وحشتناک دیگر، پایان دنیا و اتمام زندگی بشر را رقم بزند،
فرقی نمی‌کند!
هیچ کدام از این سناریوها نمی‌تواند مانع از یک اتفاق بزرگ شود؛
اتفاقی که باعث گسترده شدن عدالت در دنیا خواهد شد.
رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند:
قسم به خدایی که مرا به پیامبری برانگیخت، اگر از عمر دنیا جز یک روز باقى نمانده باشد، خداوند آن روز را چنان طولانى خواهد کرد که فرزندم مهدى در آن روز ظهور نماید.

  • محمدعلی خالقی


مرگ مرحله ای از خلقت است که انسان خواسته یا ناخواسته آن مرحله را که ورود در جهانی دیگر است تجربه خواهد کرد.
اگر وارد شدن در این مرحله همراه با آمادگی نفس باشد، نه تنها تلخی ترک دنیای فانی را نخواهد داشت، بلکه توأم با اشتیاق ورود در نشئه اخروی را در پی خواهد داشت.
ولی چنانچه این آمادگی در انسان وجود نداشته باشد مرگ بسیار دردناکی که در اثر جدایی از محبوب های کذایی است در پیش خواهد داشت.

به اسقبال مرگ بروید قبل از اینکه مرگ شما را درک کند
یکی از سفارشات مهم ائمه علیهم السلام در مورد مرگ، ایجاد آمادگی روحی برای مرگ است.
همچنانکه از امیر المؤمنین علیه السلام روایت شده که فرمودند:
بَادِرُوا الْمَوْتَ وَ غَمَرَاتِهِ وَ امْهَدُوا لَهُ‏ قَبْلَ‏ حُلُولِهِ‏ وَ أَعِدُّوا لَهُ قَبْلَ نُزُولِه1
به استقبال مرگ و سختیهاى آن بشتابید و تا نیامده است خود را مهیّاى آمدنش سازید و پیش از آنکه مرگ برسد آماده آن باشید.
 
دعای امام زین العابدین علیه السلام
در سیره عبادی اولیای خدا نیز آمادگی برای مرگ یکی از مهمترین دعاهای ایشان از درگاه ایزد منان بوده است.
در روایت است که امام زین العابدین علیه السلام از اول تا آخر شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان این دعا را میخواندند:
اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی التَّجَافِیَ عَنْ دَارِ الْغُرُورِ وَ الْإِنَابَةَ إِلَى دَارِ الْخُلُودِ وَ الِاسْتِعْدَادَ لِلْمَوْتِ‏ قَبْلَ‏ حُلُولِ‏ الْفَوْت‏2
خدایا دوری گزیدن از خوانه فریب (ناپایدار) و بازگشت به سوی خانه جاویدان و آماده شدن برای مرگ پیش از رسیدن آن را روزیم کن.
 
آمادگی برای مرگ به چیست؟
آمادگی برای مرگ بستگی دارد به مقدار توشه ای که انسان در اثر بندگی خداوند برای پس از مرگ خود آماده کرده است.
اگر چنانچه این توشه فراهم باشد، مرگ در واقع نعمتی است برای طی مقامات بهشتی با توشه از پیش آماده شده. و اگر این توشه فراهم نباشد، مرگ دروازه ای است برای ورود در عذاب آخرت.

به امیر المؤمنین علیه السلام عرض شد: آمادگی برای مرگ چگونه است؟
حضرت جواب فرمودند:
أَدَاءُ الْفَرَائِضِ وَ اجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ وَ الِاشْتِمَالُ عَلَى الْمَکَارِمِ.
انجام واجبات، ترک محرّمات و برخوردار بودن محسنات اخلاقی.
ثُمَّ لَا یُبَالِی أَنْ وَقَعَ عَلَى الْمَوْتِ أَوِ الْمَوْتُ وَقَعَ عَلَیْهِ.3
و چنین فردى برایش فرق ندارد که او بسراغ مرگ برود یا مرگ به سراغ او بیاید.
 
بهترین حالت مرگ برای بندگان
به امام سجاد علیه السّلام عرض شد:
"مَا خَیْرُ مَا یَمُوتُ عَلَیْهِ الْعَبْدُ"؛ بهترین حالت مرگ که بندگان در آن حال میمیرند چیست؟
حضرت جواب دادند:
"أَنْ یَکُونَ قَدْ فَرَغَ مِنْ‏ أَبْنِیَتِهِ وَ دُورِهِ وَ قُصُورِهِ". هنگامى که از ساختن خانه فارغ شده باشد.
عرض کردند: این مطلب را توضیح دهید.
امام‏ علیه السّلام فرمود:
"أَنْ یَکُونَ مِنْ ذُنُوبِهِ تَائِباً وَ عَلَى‏ الْخَیْرَاتِ‏ مُقِیماً یَرِدُ عَلَى اللَّهِ حَبِیباً کَرِیما"4
هنگامى که از گناهان توبه کند، و بر کارهاى خیر مداومت نماید، و محبوب و بزرگوار بر خداوند وارد شود.
 
حکایتی زیبا در باره آمادگی امام سجاد علیه السلام برای مرگ
شخصی به نام زهرى حضرت على بن الحسین علیهما السّلام را، شبى سرد و بارانى در حالى که بر دوشش آرد و هیزم حمل مى ‏کردند دید.
به محضر حضرت عرضه داشت: اى فرزند رسول خدا این بار چیست؟
حضرت فرمودند:
"أُرِیدُ سَفَراً أُعِدُّ لَهُ زَاداً أَحْمِلُهُ إِلَى مَوْضِعٍ حَرِیزٍ"
قصد سفر دارم و براى آن توشه‏اى آماده کرده ‏ام که به مکان امن و محفوظى مى ‏برم.
زهرى عرض کرد: این غلام من است و بار شما را حمل مى‏ کند.
حضرت از دادن بار امتناع نمودند.
زهرى عرض کرد: من خودم آن را برمى ‏دارم و شما را خلاص مى ‏کنم.
حضرت فرمودند:
"لَکِنِّی لَا أَرْفَعُ نَفْسِی عَمَّا یُنْجِینِی فِی سَفَرِی وَ یُحْسِنُ وُرُودِی عَلَى مَا أَرِدُ عَلَیْهِ أَسْأَلُکَ بِحَقِّ اللَّهِ لَمَّا مَضَیْتَ لِحَاجَتِکَ وَ تَرَکْتَنِی"
ولى من خود را از آنچه در این سفر نجاتم مى‏ دهد و ورودم بر آنچه اراده کرده‏ ام را نیکو مى‏ گرداند بی نیاز نمى ‏کنم، تو را به حقّ خدا به دنبال کار خودت برو و مرا رها کن.
پس زهرى مى ‏گوید: از حضرت منصرف شدم و به کار خویش پرداختم. بعد از چند روز دیگر که با آن جناب ملاقات کردم. به آن حضرت عرض نمودم: اى فرزند رسول خدا هیچ اثرى از سفرى که فرمودید در شما نمى ‏بینم.
حضرت فرمودند:
"بَلَى یَا زُهْرِیُّ لَیْسَ مَا ظَنَنْتَهُ وَ لَکِنَّهُ الْمَوْتُ وَ لَهُ کُنْتُ أَسْتَعِدُّ إِنَّمَا الِاسْتِعْدَادُ لِلْمَوْتِ تَجَنُّبُ الْحَرَامِ وَ بَذْلُ‏ النَّدَى‏ وَ الْخَیْر"5
آرى ای زهری؛ سفرى که تو پنداشتى مقصودم نبود؛ بلکه مرادم از آن مرگ بود و براى آن خود را آماده مى ‏کنم 

  • محمدعلی خالقی

اه ای خدای من 

اصلا امادگی مردن ندارم 

من که می دانم حتی یک ساعت تا مردنم حیات نیست 

به که بگویم با کی سخن باید گفت 

چه تلخ است بدانی که توشه ای نداری 

از ان همه روزهای قشنگ  

محبت , عشق , زندگی 

در اخرین دقایق زندگی

چنگ می زنم بر ریسمان حیات عمر 

و این پایان خوشی نیست 

چرا که برای مردن  اماده نیستم 

گر من هیچ ندانستم و لیک  هیچ توشه ای ندارم 

 تو را که امید زندگی ایست 

زندگی کن  نیکی کن محبت کن 

از انچه که خداوند به تو ارزانی کرده 

تا هیچ حسرت مردن نخوری 

که انچه داری از ان اوست 

 خالقی عرفان 

 

 

  • محمدعلی خالقی

این روزها با معضل بیماری و یا میکروب کرونا  که برای همه زبان زد و ترسناک شده است به ایده ای می پردازم بسیار مهم که سالهاست خودم با ان  امیخته شده ام . 

با توجه به لوازمی مثل قیچی , شانه , پیش بند و دستهای الوده و محیط شلوغ ارایشگاهها  که عامل اصلی میکروب و ناقل  بیماری ها  می باشند . چرا که نه  ارایشگر خودتان نباشید  . در یکی از روزها , حدود هشت سال قبل که برای اصلاح به ارایشگاه رفته بودم  شلوغی ارایشگاه  عذابم می داد و تایم زیادی از روز هدر می رفت . و از همه مهمتر هزینه ای که ملزم به پرداخت می شود که برای هر کسی بسیار مهم است . 

از اون روز دیگر تا امروز که حدود هشت سال می گذرد پامو  تو ارایشگاه نگذاشتم 

و خودم سعی کردم در این حرفه خود کفا باشم  ناگفته نماند تا سه چهار جلسه اول در اصلاح سر ناهمواریهایی ایجاد میشد  حتی یک دفعه پوست روی انگشتانم را بریدم که تا چند روزی انگشتانم خم و راست نمی شد ولی امروز بسیار خرسندم که هر هفته خودم با کمترین تایم ده دقیقه ارایشگر خودم هستم و دیگر در صف ارایشگاه نمی روم .

 این پیشنهاد هیچ گونه منیت ی ندارد  فقط جنبه مشوق دوستان ان هم در این روزهای کرونایی  اعلام می گردد . 

دوست دارتان 

 

 

 

  • محمدعلی خالقی

 اوست خدایی که باران را پس از ناامیدی خلق می فرستد و و رحمت و نعمت خود را فراوان می گرداند و از جمله ایات قدرت او خلق زمین و اسمان هاست و هم انچه در ان ها از انواع جنبندگان پراکنده است و او بر جمع اوری انچه پراکنده است هر وقت بخواهد قادر است و انچه از رنج و مصاعب به شما می رسد همه از دست خود شماست در صورتی که خدا بسیاری از اعمال بد را عفو می کند و شما در زمین هیچ قدرتی ندارید و از کوچکترین قوای جهان زبون و عاجزید و غیر خداوند در عالم هیچ یار و یاوری نخواهید داشت . 

 

سوره شوری قران کریم 

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

حیوانات بهترین دوستان ما هستند . ان ها همراهان فوق العاده ای برای ما هستند . به ما حس خوب و مثبتی می دهند و به صاحبانشان بسیار وفادار هستند .  بر خی حیوانات به طرز باور نکردنی شجاع هستند و زندگی خودشان را برای انسانها به خطر می اندازند 

 

در زیر به داستانی واقعی  می پردازیم . 

جوانی بیست ساله بعلت نزاع خیابانی  با افرادی شرور مواجه می شود . شب بعلت وضعیت نامناسب و سر و صورت خونی به پشت بام  خانه اش می رود و شب را در انجا می خوابد . تا پدر و مادرش از وضعیت ان خبر دار نشوند .  از نیامدن جوان به خانه ساعتها می گذرد و خانواده اش سخت حزین می شوند .   دو روز از این ماجرا می گذرد و پدر و مادر  هیچ خبری از فرزندشان ندارند . به اتفاق همسایه ان روز با سگش به بیرون می رود  . وقتی همسایه از خانه بیرون می زند سگش با پارس کردنهای مکرر به بالای پشت بام میرود  گویا حسی در درونش او را باخبر می کند .  همسایه به دنبال سگ به پشت بام می رود و سگ همچنان با پارس کردنهای  مکرر  پتویی را به دندان می گیرد و مدام پارس می کند . وقتی همسایه پتو را بر می دارد  می بیند جوان در زیر پتو خوابیده  او را صدا می زند و اما او هیچ نمی گوید . تا اینکه می فهمد او نفس نمی کشد و مرده است . 

 

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

 

 

 


🌑🌑🌑🌑
درگذشت مرحومه هاجر آخوندی(همسر مرحوم کربلایی میرزا مسیح) را خدمت خانواده محترم آخوندی و فامیل وابسته تسلیت عرض نموده از درگاه خداوند متعال برای آن مرحومه رحمت و مغفرت واسعه و برای بازماندگان صبر و شکیبایی آرزومندیم. 
🌑🌑🌑🌑 خداوند بیامرزد   روحش شاد 

 

 

 

 

  • محمدعلی خالقی

مولود کعبه 

عشق   در کعبه  به پا  گشت ، خدا می داند
مولِد   شیر  خدا   گشت ، خدا  می داند
در شب حادثه  در جای پیمبر  خوابید
هجرت  دوست  روا  گشت ، خدا می داند
فاطمه کفو علی بود ، چنان  دسته گلی
از چه  قبرش  به خفا گشت  ،خدا می داند
یُطعمون است سه شب خاطره ی افطارش
سفره   لبریز  صفا   گشت ، خدا می داند
دست پرورده ی دامان رسول است علی
راه  او  جمله ،  وفا  گشت ،  خدا  می داند
علم در سینه ی  دریایی او مخفی  ماند
نکته  در  نکته  چها  گشت،   خدا می داند
بار ها گفت پیمبر که  وصی است علی
آخر  قصه   کجا ؟  گشت ، خدا   می داند
در غدیری که سراپا همه گوش اند ببین
اصل  مطلب به خطا  گشت ،  خدا می داند
خلق این گوهر ارزنده رها  کرد  رها
در حق  او  چه  جفا  گشت ؟ خدا می داند
از ره عدل به  شمشیر دنائت   افتاد
فرق  محبوب  دو تا   گشت  ،  خدا می داند
"مرتضی" چشم به دامان بلندش دارد
لطف او بر سر  ما  گشت ،  خدا می داند

شاعر : مرتضی حسینی اسفاد

  • محمدعلی خالقی