اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

اسفاد ای سرزمین مادری من چه می کنی با دستهای خسته روح شکسته چه می کنی
درد است در فراق من از حال و روز تو شهر سکوت در و دیوار شکسته چه میکنی
روزی و روزگاری و حال و هوای تو شور اشتیاق بر مزار شهیدان چه می کنی
آن باغ های خرم و شیر دلان تو ان کوچه باغ عام و مردان ادیبت چه می کنی

بایگانی

 

گلی دیدم گلی در کوه دیدم

گهی مختار گهی کوکو رو دیدم
 
چو مختار با دو دست باز دربام
 
گل کاکوتی   آهو رو دیدم

خالقی 

 

  • ۰۲ ارديبهشت ۰۳ ، ۱۵:۲۹
  • محمدعلی خالقی

گل  کاکوتی از کوهای  اسفاد

بنفش وباطراوت همچوشمشاد

نما خشکش بریز بر روی آبدوغ

بنوش ادریس،که روحت گردد آزاد

گل  زوفا و آویشن  بیفزا

زکامی را دهد هر لحظه برباد

تماشا گر کنی از  قله ی  کوه

شود روشن دو چشم غم برباد

خدا را بهر نعمت  شکر گویم

که کوه و دشت اسفاد گشته آباد

مزین گشته با  گل های  زیبا

درود بر مردمان اهل اسفاد

«رفیقان قدر یکدیگر بدانید

که نیکی ماند از هر آدمیزاد

کند مهران تماشا از ره دور

وباشد هر دمادم یاد اسفاد

درود بر اسفادی های عزیز

زیبایی طبیعت باطراوت اسفاد ،نوش نگاه زیبایتان
۱۴۰۳/۲/۲ 💐🌹🌹💐

  • ۰۲ ارديبهشت ۰۳ ، ۱۵:۲۳
  • محمدعلی خالقی

  • ۰۱ ارديبهشت ۰۳ ، ۱۲:۳۵
  • محمدعلی خالقی

  • ۰۱ ارديبهشت ۰۳ ، ۱۲:۲۷
  • محمدعلی خالقی

خفاش باشه 

دست به سینه  با احترام 

  • ۳۰ فروردين ۰۳ ، ۲۰:۵۸
  • محمدعلی خالقی

گفته بود درشرکت خصوصی فعالیت  داشت 

کار شرکت  سخت و توان سوز بود . هشت ساعت کار مفید ، تراکتور هم اگه باشه واقعا کم میاره ، شرکت های خصوصی هم که یک سرمایه ای گرفتن یا میراث یا وام ، زحمت که نکشیدن که حقوق کاگر رو درک کنن ، هشت ساعت کارکنی باز اجباری تو رو  می زارن اضافه کار ، اون همه سرمایه داره ، پول مزه می ده ،   واقعا زور داره ، وقتی یکی میره رو اعصابت چاقو بزنه خونت در نمیاد ، می گفت این ضرب المثل رو به‌ چشمام دیدم 

آقا منو نزار اضافه کار ، کار دارم باید برم ، سرشیفت می گفت نه باید واستی ، یک آدمایی رو هم سرشیفت می زارن که صد رحمت به گاو ، شعور صفر ، یعنی عذر می خوام وقتی یک گاو داره یک زمینو شخم می زنه یکم که فشار بالاش هست بهش استراحت می دی  یکم علف بهش بدی وامیسته تو رو نگاه می کنه علف شو می خوره  اینا که هیچ 

 

گفتم نزار کار دست خودم و خودت می دم ، نه باید واستی 

باشه ، هنوز یکساعت نگذشته بود از شیفت دوم ، چون کار با کاتر بود با خودم فکرمی کردم کجا رو بزنم که کاری نشه  قسمت برآمدگی ماهیچه کف دست چیه هیپوتنار  با کاتر زدم ، بد برید مثل موشک های بالستیک که فکر نمی کردن از پیش بینی شون هم بهتر خورد ، هر چند که جنگ چیز خوبی نیست ،  اینم همینجوری شد بهتراز اون چیزی که فکرمی کردم  برید  عمقی . حالا نگو سر شیفت اومد به دست پام پیچید ، چیکارکردی ، مگه خون در میومد فقط شکاف وا شده بودبه عمق یک سانت در سه س

آقا سر شیفت دست و پاشو گم کرده بود . باند و بتادین ،  ببرش دکتر از این حرفا 

شهرک صنعتی کاویان که دکتر درمانگاه نداشت، یک بهداشت بود که چهارتا آمپول نوروبیون داشت با چهار تاباند و بتادین ، نمی دونم بی حسی زد یا نزد یک  سوزن حلالی بود با یک نخ پلاستیکی پنج تا بخیه زد ، با یه آمپول تقویتی ب ۱۲ آمدم شرکت هنوز نرسیده بودم ، دیدم برگه مرخصی سه روزه گذاشته بالای میز ، مهربون ، خوشکل ، فکر می کرد ما از اونا شیم که شکایت کنیم ازش 

نه دادا  همونایی شکایت می کنن  گنده میان  

ما اینکاره نیستیم یاد بخیه هام افتادم این یکی از ده تا بخیه هایی بود که شنیدی 

بازم می گم برات....؟؟😔😔😔😔😔

درون سینه من آهی ندارم  خیلی از چیزها رو نمیشه گفت دایی

 

 

 

 

 

  • ۲۹ فروردين ۰۳ ، ۱۹:۵۴
  • محمدعلی خالقی

عکاس:: خانم مهناز حسنی 

  • ۲۹ فروردين ۰۳ ، ۱۷:۳۷
  • محمدعلی خالقی


منم دارم سلام از توی شَهرود 
به شاعرها دهم هم لایک وبدرود
 
از آن کوه بُنیجی ، دشتها را
نظاره میکنم  گلهای اَمرود

زآبیز و زِ ،میر آباد  گویم 
زِ،بالا بنگرم،تا کوه  بمرود

اگرچه من کنون در گلبهارم
یقین دارم که فکرم اونجها بود

گرانی مشکلات اقتصادی
نموده ذوق و طبع شعر نابود

اگر چه مال دنیا چرک دست است
تن  ما را به نامردی چه  فرسود

دوباره باز ایم سوی دانش 
یقین دارم زدانش روحم آسود

 

دگر یادم نمی آید ، چه گویم 
همین چند مصرع اکنون  یاد من بود

کریمی 

 

 

 


دل ما هم همونجا  در کجاره....

گهی شه رود گهی پای چناره.....

گهی در سایه ی مخابراته....

که ریگ های مع عه سر دوقطاره....

همش در گیر اسفادم و لاکن ....

دخو  دیدم شو عید از ما گماره....

و مع بیدارشد دیدم گمار نیست .....

صدا بی مه  که اوو   ار باغ  کناره.....

😂😂 یعقوبی هادی 

  • ۲۹ فروردين ۰۳ ، ۱۰:۲۱
  • محمدعلی خالقی

🌹اسفاد من🌹

خبر آمدکه که اسفاد رشت گشته ☘
پر ازلاله میان دشت گشته☘

کلاهش سبزو دامن رنگ،رنگ است☘
به هر سو بنگری ،خیلی قشنگ است ☘

بهارچون، دلنشینش کرده امسال☘
مثال یک نگینش کرده امسال ☘

به زیرکوه نام اسفاد است درخشان☘
به کوه ها،کوه اسفاد است،سامان☘

به آب نقره گونش ،هردمی شکر☘
 به،مهر ،مردمونش،هر دمی شکر☘ 

شده شار ،چراغون،رود کارون☘
زبس که آمده امسال بارون☘

ز،رودش باز ،گل زوفا زند سر☘
کاکوتی وسماروق ریخته ،محشر ☘

 مزار آشی ،پر ارغوانش☘
گل زرد وخیارک،میهمانش☘

قنات وآب شیرین وزلالش☘
خداوندا نگه دار از زوالش☘

به کوچه باغهایش،خاطراتست☘
درخت به وانگور وانارست   ☘

زانجیرش نگو همچون عسل هست☘
به زرد آلو هزار ویک ،مثل، هست ☘

شکر پاره وشیرین،آبدار ، است ☘
ز،هر نوعش به هر باغی هزار است☘

لواشک های ترد ،دلپذیرش☘
وتو ت وشاه توت،بی نظیرش☘

درختای جوز ، همچون، چتر گشته ☘
زگل ها ،کوچه ها پر عطر گشته☘

ز، عناب وزرشک وسیب وآلو  ☘
هلوهای بی مثال ،باغ خالو☘

چواشکولیت اسفاد بی نظیره☘
سه ،چار نوعش، به باغ میرزا امیره☘

ز بادام  وگلابی های شیرین  ☘
که بر اسفاد باشد یار دیرین☘

خدایا شاکرم بر زعفرانش☘
به گندم ،ارزن وجو،بیکرانش☘

سبسک وذرت وپنبه وکنجد☘
گهیچ ،گیلاس ،آلبالو وسنجد☘

زماش و لوبیا سرشارگشته☘
ز،هر سبزی بگی انبار گشته☘

به بادمجون و گورجه،شنبلیله☘ 
چه گندم کشت ،شده تا تگ مسیله☘

زهرچه گویمش اسفاد داراست☘
به زیرکوه پرچم اسفاد بالاست☘

که اسفادم بهشتی جاودان است☘ 
خداوند،بخشش او ،بیکران است☘

تودادی خود نگهدارش،خدایا☘
زسیل وزلزله واز بلایا☘

تقدیم به شما خوبان🌺
فاطمه جعفری ۱۴۰۳/۱/۲۸🌺🌺🌺

  • ۲۸ فروردين ۰۳ ، ۲۰:۴۷
  • محمدعلی خالقی

  • ۲۸ فروردين ۰۳ ، ۱۹:۰۵
  • محمدعلی خالقی