اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

اسفاد ای سرزمین مادری من چه می کنی با دستهای خسته روح شکسته چه می کنی
درد است در فراق من از حال و روز تو شهر سکوت در و دیوار شکسته چه میکنی
روزی و روزگاری و حال و هوای تو شور اشتیاق بر مزار شهیدان چه می کنی
آن باغ های خرم و شیر دلان تو ان کوچه باغ عام و مردان ادیبت چه می کنی

بایگانی

۲۴ مطلب در دی ۱۳۹۷ ثبت شده است


       وبشرالصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبته

           قالو انالله و انا الیه راجعون



با قلبی مملو از غم و اندوه،  درگذشت مرحوم حاج محمدرضا یعقوبی

 پدری دلسوز و مهربان را به اطلاع دوستان ، آشنایان و اسفادیهای بزرگوار میرساند..

این مصیبت را خدمت خانواده های محترم یعقوبی ، انصاری و عبدی ودیگر فامیل وابسته  آن مرحوم تسلیت و تعزیت عرض نموده،

از خداوند سبحان برای آن تازه درگذشته، طلب رحمت، مغفرت و رضوان الهی

و برای بازماندگان گرامی اجر جزیل و صبر جمیل مسألت داریم.


  • محمدعلی خالقی


آنچه تحت عنوان باورهای عامیانه بیان می شود باورهایی است که در بین مردم رواج دارد و خیلی ها بدان اعتقـاد دارنـد  هـدف از این نوشته تایید  یا رد این باورهـا نمی باشـد بلکه توصیفی است از آنچه هست و در بین مردم معمول است و صرفا جنبه آشنایی دارد .ضمنا امروزه اعتقاد به خیلی از این باورها کمرنگ گردیده است و خیلی ها آنرا خرافات می دانند

باورهای عامیانه مربوط به مهمان و مهمانی

اگر بچه کوچکی جارو را بردارد و خانه را جارو کند، اگر کسی قالیچه یا لحاف خواب ببیند،اگر آبی که روی زمین می ریزیم  از آن صـدای بلندی برخیزد، اگـر چشـم راسـت کسـی بپرد، اگر چند استکان ردیف شود، اگر قنـد داخل استکـان چای بیفتد، اگر کلیجدک(نوعی پرنده شبیه کلاغ)جلو خانه کسی آواز بخواند، اگر کسی مرده ای خواب ببیند، اگر کفشهای اعضای خانواده ردیف شوند، اگـر تفاله چـای روی استکان چـای باشد، اگــر دو نفر با هم و بدون هماهنگی جایی را جارو کنند، اگـر قاصدکی را را اطراف خود معلـق ببینیم، اگـر پای راست کسی  نشان کند( تیک داشته باشد) همه این موارد نشانه آن است که مهمان یا مسافری بر ما وارد خواهد شد.

  • محمدعلی خالقی


خواجه حاج میرزا حسن حسنی

 

یکی از بزرگان ونیاکان سفر کرده
خواجه حاج میرزا حسن حسنی
بزرگ خاندان حسنی 
انسانی بزرگ ونیک سرشت که جز گروه بزرگان دهه پنجاه شصت و هفتاد بودند که انجام مراسم بدون 
إذن ایشان انجام نمیشد، از کارهای انجام شده توسط ایشان حنا کردن دست و پای داماد, پوشاندن لباس دامادی , تقسیم کردن شیرینی در مراسم عروسی وعزا و رسیدگی به امور روستا بوده در دوران قدیم نون گندم منبع اصلی خانواده بود یک روز کارگری برابر یک وعده غذایی برابری داشت که این بزرگوار با اسیاب ی که در بالای خانه حاجی ناظر جهت سهولت کار اهالی ده راه انداخته بودن نان دهی  روستا رو انجام می دادن 
از یاران دیرین  ایشان سید علی واعض دوست و یاور دوران کودکی وحیات بود اکثر مواقع باهم مذاکرات رادیویی وخانواده ای ویا مشکلات روستایی ده را دنبال میکردند. سایه مخابرات اطراق خوبی برای این دو بزرگوار بود 
شایان ذکر است چهره بشاش و خاطرها وجکهای نشاطی ایشان ادم رو به وجد می اورد . از حل وفسخ مشکلات خانوادگی , جنگ ودعوا , مزارع ومشورت با این بزرگوار انجام می شد 
واقعا ستاره بی نظیر بودن چرا که با لسان شیرین خود انسان رو به سوی خودشان جذب می کردن
ثمره زندگی ایشان هفت دختروشش پسر میباشد که اکنون بزرگ این خانواده خواجه علی حسنی می باشند که خود دارای سابقه نیک میباشند ،از مرحوم حاجی اقای حسنی دو فرزند بسیار بسیارنیک به رحمت خدا رفته اند که مرحوم خواجه ابراهیم خود ازنیکان روزگار بودند

                                                                      خالقی  غفاری

        

                   

  • محمدعلی خالقی


 

امشب چه طولانی، ولی عاشقانه و پرنور است. شب روشن پر امیدی است که باید در ازدحام نگاه های مهربان بنشینیم و لبخند را به خوبی بدانیم. بنشینیم نفس هامان را با هم یک دل کنیم و خاطرات سرشار را از میان سینه هامان بیرون بریزیم تا خانه ها روشن شود. شمع ها را امشب کنار شب نشینی سرور، با شعله نوازش دل برافروزیم. سفره ها را از مائده دعای خیر پر کنیم و در جیب های یکدیگر نقل و نبات مهر بریزیم. سر بلند کنیم به سمت ستاره ها. بوسه برای آسمان برکت خیز زندگی بفرستیم و آواز زمستانه ای برای آغاز فصل تازه بخوانیم؛ آوازی به رنگ و رونق حیات راستین. لبخند بزنیم. شب همچنان ادامه دارد.

 خورشیدِ فردا کمی در تأخیر است؛ که امشب را در طولانی ترین لحظات باهم بودن پر از رمز و راز عاشقانه حیات کنیم؛ پر از نیایش خویشاوندی و هم‎دلی. یاد کنیم از پرواز های گذشته، از سفرهای تعالی، معجزات مکرر عمر. یاد کنیم از روزگار همیشه در شتاب، زندگانی پر رمز و راز. یکدیگر را فراخوانیم به سمت یک رنگی، به سمت عشق؛ که عمر نمی ایستد؛ که لحظه، گریزان است و با هم بودن غنیمتی است فرار.



 

از یلدا بپرس راز شب زنده داری عاشقان را. از یلدا بپرس که چگونه ستارگان بلندبخت، از آغاز زمین بی وقفه در شب ها سوسو زده و چراغ راه زندگی بوده اند. بپرس که امید به دیدار صبح و ظفر چه اصالتی دارد؛ پیروزی نور بر تاریکی را چه حکمتی است؛ چیرگی امید بر نومیدی و ظلمت چه حقیقتی است؟ یلدا می داند که انهدام سلطه تاریکی چگونه است. شاهد همیشگی زمستان است یلدا؛ که مژده دوباره رسیدن بهار را در طویل ترین و چراغانی ترین شب زمین ندا می دهد.

فرصت بخواهیم از عشق، از هستی، از خالق. فرصت بخواهیم که در تک تک آینه های زمین، تجربه های عزیز را ببینیم؛ که تک تک شب های عمر را در لباس خوش بختی به صبح برسانیم؛ که کوکب های اشاره گر شب های جهان را قدر بدانیم و هر آنچه طلوع سپیده را تقدیس کنیم.

فرصتی بخواهیم که باشیم و صلح در ما باشد. خورشید بی وقفه در ما باشد و تبرک نصیب دست های ما باشد. شب هنوز ادامه دارد. بیدار بمانیم که تا رسیدن نور تمام تاریکی‎های خود را از پنجره بیرون اندازیم. به استقبال سپیده فردا نام های یکدیگر را در شب نشینی شعف با مهر صدا بزنیم

 

 متن زیبا و خواندنی شب یلدا, متن برای شب یلدا

 

وقتی باید بدون تو سر کرد چه سود یک دقیقه بیشتر؟!

 تنها دقیقه ای شبی را به بلندترین شب سال مبدل میسازد یا به تعبیری دیگر دقیقه ای به شبی منزلت یلدا شدن بخشید

اینست معمای هستی

اینست راز برتر شدن تنها به قدر دقیقه ای قدی قدمی و  یاقدرو منزلتی حتی پنهانی.

شب یلدا شبیست که به قدر دقیقه ای بیشتر بودنش منزلت خاص بودن به خود گرفت و میتوان با کنار هم بودن شاد بودن احساس نهفته شب را لمس کرد و دقیقه ها را بوسید اما دل گرفت...

میان سطرهای شادی باید پرانتزی باز کرد و نوشت افسوس که در این شب تو دل خیلیا غم بیدارتر از هر شب دیگریست و این دلها یک دقیقه بیشتر باید باغم سرکنن

پازل زندگی خیلیا جاهای خالی زیادی داره...

مثل نبود عزیزان مثل نبود خیلی از بودن ها...که جای خالیش شده جا واسه حسرتها و عقده ها و غم ها و گله ها و خورده های دل شکسته بچه ها.

 مختصر بگم تو اوج شادی یاد غم دیگران باشیم و برای شادی دلشون از ته قلب خدارو صدا کنیم تا دلشون شاد بشه حتی اندازه همون یک دقیقه که به شبی اینگونه منزلت داد.

شب یلداتون مبارک.

  • محمدعلی خالقی