شاخه ای ازدرخت سرو اسفاد با قدمت ۱۵۰۰ سال
که خشک شد
بالای این شاخه رفتن کاری دشوار بود ،چون کاملا از درخت جدا شده بود
این شاخه به سمت کوه های بمرود خودنمایی می کرد
سرو هم که باشی روزی آسیاب طبیعت خوردت می کند
اگه من یک درخت بودم
اگر من درخت بودم خودم را سپر آفتاب می کردم تا هر کس که گذرش به اطرافم افتاد در سایه ی شاخسارم رخ از داغی و گرمای تابستان برگیرد و زمانی را بیاساید و خاطره ی خوابی خنک در زیر شاخسارم را هرگز از یاد نبرد
کاش سرو بودم سایه ی رهگذر سالک درویش زمان
مرحوم کربلایی رضا حسینی
روحش شاد , یادش گرامی
✅رزمنده و جانباز سرافراز جنگ تحمیلی
حاج حسین محمدی اسفاد
متولد پنجم خرداد ۱۳۴۴ در روستای اسفاد نام پدر حاج محمد رحیم و نام مادر طاهره آخوندی که پدرشان به رحمت خدا رفته اند و مادر در قید حیات هستند.
پس از دو مرتبه بسیجی که اعزام به جبهه شدند به عضویت سپاه پاسداران در آمدند. در یک سفری که از جبهه به مرخصی آمدند پدرشان اصرار داشتند که داماد شود. مراسم دامادی برگزار می شود.
بعد از دو روز که از دامادی من گذشته بود دوباره به جبهه رفتم . که مراتب تقدیر و تشکر از خانواده این رزمنده به خاطر همراهی و همکاری شایسته است.
در جبهه کمک ارپی جی بودند. در تاریخ ۱۳۶۳/۱۲/۲۴ در منطقه سه راه القرنه یا سه راه شهادت از ناحیه سر و کتف مجروح شدند . هنوز پس از سال های سال بقایای ترکش ها را در سر دارند و به جهت اینکه در منطقه حساسی از مغز وجود دارد. با آنها کنار آمده اند. در منطقه هورالعظیم یک روز آقای علی اکبر ظفرمند که تدارکات بودند. برای گروه ما مقداری جیره غذایی آوردند. رفتم از قایق پیاده کردم . تشنه بودم تا یکی از آب میوه ها را باز کردیم که بخوریم. گلوله دشمن آمد و کنار ما به زمین اصابت کرد. و آقای علی اکبر ظفر مند اسفاد از ناحیه ران مجروح شدند.
چون خون زیادی از پای ایشان رفت بی هوش شدند و توسط امدادگران به پشت خط منتقل شدند.
آقای محمدی در جبهه علاوه بر کمک آر پی جی ، در فعالیت های فرهنگی مثل نوحه خوانی و مداحی حضور فعالی داشتند.
پس از مجروحیت ، آقای محمدی چند ماه در بیمارستانی در تهران بستری شده . بعد از ترخیص از بیمارستان مدت دو ماه منزل دایی خود حاج محمد رضا آخوندی در تهران به سر بردند. که از زحمات ایشان و خانواده شا ن تشکر می شود.
اولین نفری که از خانواده من از مجروحیت من مطلع شد برادرم حاج حسن محمدی بود که در مرکز پیام ومخابرات سپاه قاینات بودند. البته اول اسم من جزء لیست شهدا اعلام شده بود که بعداً اصلاحیه دادند.
در سال ۱۳۷۶ با درجه سرهنگ تمامی بازنشسته شدند .یا به تعبیر بهتر معاف از کار شدند . ۷۰ درصد جانبازی دارند.
بعد از جنگ نیز در فعالیت های کشاورزی و هیئات مذهبی فعالیت چشمگیری داشته و دارند.
دو دوره عضویت در شورای اسلامی اسفاد را در کارنامه درخشان خود دارند.
برای این. رزمنده و جانباز وذاکر اهل بیت عصمت و طهارت سلامتی و موفقیت آرزومندم
نگارش : مرتضی حسینی اسفاد
نهم آذر ۱۴۰۳
شب یَلدا یا شب چلّه یکی از جشنهای ایرانی است. در این جشن، طی شدن بلندترین شب سال و به دنبال آن بلندتر شدن طول روزها در نیمکرهٔ شمالی، که مصادف با انقلاب زمستانی است، گرامی داشته میشود. شب چله از غروب آفتاب ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) آغاز میشود و تا طلوع آفتاب ۱ دی (نخستین روز زمستان) ادامه مییابد. خانوادههای ایرانی معمولاً در این شب، انواع میوهها و رایجتر از همه هندوانه و انار و خرمالو را مهیا و دور هم میل میکنند. شاهنامهخوانی و قصهگویی بزرگان خانواده برای دیگر اعضای خانواده و همچنین فالگیری با دیوان حافظ نیز رایج است. شب چله در نیمکرهٔ جنوبی برخلاف نیمکرهٔ شمالی کوتاهترین شب سال است.