

- ۲ نظر
- ۲۴ فروردين ۰۴ ، ۲۰:۴۱
پشت به کوه واستادی برادر
درست نیست
کوه حرمت داره
خودم می دونم
اول اینکه پشتمو خالی نمی کنه
دوم اینکه به اسم کوچیک صداش می زنم
با هم شیشیم
شیطون می گه
بزنم این ابرارو پاره پاره کنم

یه روز تو خدمت نگهبان بودم
تو که گفته بودی منشی بودی ؟؟
خوب حالا یه شب افتخاری یا تنبیهی /اصلا من نگهبان بودم / ولش کن دیگه دنبال چی می گردی ای بابا اعصاب آدمو خورد می کنند
پارازیت نده این وسط / حرف دارم می زنم خخخ
آقا..
ُسرد بود تو برجک هم نمی شد بری یه کیسه شبیه ملو خودمون / پیدا کردم کنار برجک بود رفتم تو و سر اسلحه رو بیرون گذاشتم
تو خلسه و بیداری خواب بودم فکر می کردم دارم خواب می بینم / افسر نگهبان هر شب شبی یک بار باید از کنار برجک ها که ۷ تا بود یه سر می زد
تو خواب بودم احساس می کردم صدای ماشین میاد/ چراغ خاموشم میومد ۲۰۰ متر مونده بود بلند شدم وسط جاده و گلگدنگ رو کشیدم / جو گیر شده بودم / گفتم الان یه تشویق ۱۵ روزه می ده بهم / به خاطر یه گلگدنگ می خواستی تشویقی بگیری / نه بابا تو چقدر بد فکر می کنی ایست دادم که کوه از خواب بیدار شد /اییییییییییییییییست / سه بار باید ایست می دادیم اگه واستاد که رمز شب می پرسیدیم اگه نگه نمی داشت حق تیر اندازی داشتیم حالا هر کی می خواد بود ما حق تیر داشتیم
من تو خواب و بیداری فکر می کردم خواب دارم می بینم
سریع بلند شدم مگه کیسه ولم می کرد سرش ریش ریش بود هر کار می کردم به دست و پام پیچیده بود
خلاصه با هزار دردسر اومدم بیرون و ایست دادم
چراغ داد / وقتی چراغ می داد باید حواس جمع می رفتیم کنار / دیدم افسر نگهبانه گفت خالقی تویی
گفتم آره جناب سروان نیرو کم داشتیم من افتخاری واستادم
با جناب سروان شیش لیگ زیاد می خوردیم تنبک زیاد می زدیم میومد دفتر پاستور بازی می کردیم / شوخی / هیشکی منو دوست نداشت
گفت دمت گرم برو بالا بخواب
گفتم حال می کنم با خودم
ستاره ها / آواز جیرجیرکها ماه زیبا
هیشکی نمی تونه مثل من حال کنه خندید و رفت خخخ
رفتم بالا تخت خوابیدم
یک خوابای رنگینی می دیدم. حال می داد
تو برجک نوشته بود صبحت بخیر عزیزم
باز یکی نوشته بود نبود ۳ روز دیگه
یکی نوشته بود به سلامتی مادر
یه شمع هم کشیده بود که پروانه دورش می رقصید
یادش بخیر
این عکس یاد خدمت و این شعر افتادم
فرض کن آتش به فرمان پر پروانه باشه
پاسبانها می فروش پادگان میخانه باشد
می گم فارغ از آنتن و صدا
از آدما/ کسی نیست حرف اضافه بزنه بوق بزنه
آژیر آمبولانس و ۱۱۰
چراغ راهنما و ترافیک شهری
کرایه و قبض جریمه اجباری
این سگ این وسط چی می گه ؟؟؟!!!!
آروم و قابل اطمینان نشسته کیف می کنه واسه خودش
می گم پروانه نماد آزادیه / اینجا آزادیه دیگه
تو این کوه بعد آزادی چی می شه / پروانه ها چیکار می کنن
ملخ ها هم اینجا اگه توسط پرنده های گوشت خوار بلعیده بشن حال میکنن / آسوده می میرند / دیگه دغدغه ی سنگ قبر و هزینه مرده شور خانه که ندارند
بعضی وقتا آدم دلش می خواد سوسک باشه اینجا زندگی کنه
ها خدا شاهده

تو مسیر میومدم
تنظیم باد سیار دیدم
با اینکه تازه میزونش کرده بودم ماشینو
گفتم یه تنظیم باد بزنم
داشت تنظیم می کرد دیدم هر چهار تا لاستیک رو یه فیس باد زد
یعنی هر لاستیک ۵ تومن
گفتم دادا خوبی با خنده / اگه میزونه اضافه نزن باز تو جاده پتک می زنه
با سر اشاره کرد باشه
می گم یه چیزی بگم ناراحت نشی ها / گفت بگو
گفتم اگه یه لقمه نان واسه زن و بچه ات می بری حلال ببر فیس اضافه نزن
پتک بزنه از جاده می زنه بیرون خطرناکه ها
چقدر شد گفت ۲۰تومن گفتم بفرمائید
گفت چون راضی باشی ده تومن رو بهت برمی گردونم
گفت برام مهم نیست ولی ازت می گیرم که یادت بمونه باید دقت کنی / بعد این صندوق صدقه رو ببین جلوت می ندازم داخل صندوق / رفتم سمت صندوق یادم از مدیر عامل صندوق اومد که ۵۰ درصدشو می گرفت
گقتم اشتباه شد تو صندوق نمی ندازم می دم به کسی که نیاز داشته باشه / پول کف دستم عرق کرد رفتم تو مغازه یه چسب قطره ای بخرم گفتم چقدر شد گفت ده هزار گفتم تو شهر ما ۳ تومنه / گفت می خندی
گفتم بده داداش
یه چند تا دل ترک خورده دارم باید چسب بزنم
فقط سریع بده / من برم