

- ۱ نظر
- ۰۹ فروردين ۰۴ ، ۱۸:۱۷

درخت نیاز به صورت قبر مجلل ندارد
نه گنبد و نه ارامگاه
چون قبلا دفن شده است
شب بلند شدم از خواب که اب بخورم تا برقو روشن کردم دیدم ماهی قرمز تو تنگ داره بال بال می زنه و از دهنش حباب میاد بیرون
مثل ادما که غرق می شن
فکر کردم اونم غرق شده / داره می میره
رفتم نزدیک دیدم نه بابا داره نفس می کشه
گفتم چی شده داری گریه می کنی
اشکات داره میاد رو آب
گفت نه
می خوام رو دست نیوتن بزنم
گفتم چی می گی !!!
گفت هیچی نگو عدم جذب جاذبه رو اختراع کردم
چجوری / گفت حباب ها رو ببین میرن سمت بالا
خلاف سیب که از درخت افتاد
دمت گرم من قبلا گفته بودم ثابت می شه
گفت دیدیدیری دیدیری (اهنگ سال نو )
سال نو مبارک
گفت چه سال چه نویی
منو گذاشتی تو یک تنگ یه وجبی
می گی انفرادی قزل حصاره اینجا
تو اصلا گریه هامو دیدی
نه جدا دیدی
رفتم تو خودم
مگه ماهی هام گریه می کنن
با حیوانات مهربان باشیم
اگه رفتین مسافرت غذا هوا یادت نره
دیگه نه از پیام تسلیت خوشم میاد / مرده پرستی
و نه از پیام تبریک /
سال هم هیچ موقع نو نیست مگه اینکه در بدترین شرایط خودت بسازیش
بهار زیباست چون از آن خداست
نه تغییری تو شب می بینم و نه روز
نه تو آسمون و نه تو زمین
مردم فقط بر اساس اصولی پایبند دل خوشن وگرنه هیچ خبری نیست
مگه این دوازده ماه خبری بود که از این به بعد باشه
همین دوروز هم تموم می شه می ره
بعد چی می شه برگردیم دنبال اجاره خانه ها غم و غصه
یارو رو دیدم کنار خیابون پاش پیچ خورد افتاد گفتم کجا می ری چی شده
گفت اون سطل آشغال تپول نگاه کن می رم اونجا
گفتم عیده ها گفت عید مال کله گنده هاست / دزدا / اختلاس گرا
ما عید نداریم دو روز سر کار نرم اجارمو چیکار کنم
هر موقع آزادی اومد افکارت مغزت آزاد بود نوروزه
هر موقع
فقر / دزدی /افکار پلید /
جمع شدن و دلت خوش بود
نورزه
با وجود اینا شو روزه
گفت می دونی من کیم
گفت نه
گفت من مرد گلی ام
گفت جدی !!!!!
گفت آره
گفت تو می دونی من کیم خخخ گفت نه گفت به قول بنده خدا می گفت من لاتم حالا من هم شاعرم با هم خندیدیم خخخ
گفتم کلاتو بردار ببینمت
برداشت حال کردم
گفتم دمت گرم داداش
پست تاتو نگاه می کنم
رفت تو لک سکوت کرد / چون می خندیدم فکر کرد اوسکولش می کنم
چند لحظه ی یخ زد
گفت داداش کارات عالیه عالی / میزون میزون
از اون روز میزون رسم شد / بعضی وقت ها باید شنونده خوبی باشی
گرفت حرفمو
ما همین قدر رسم دار هستیم
مثلا یه چیزی از قدیم اگه مد شد
مثل طعام عزا / بت پرستی و آتیش پرستی / نوروز
الان رسمه و دارن اجراش می کنن
مثل دین دار در مذاهب جهان
البته ۲۵ درصد جمعیت جهان بی دین هستند
حواسم پرت شد باز رفتم تو یک خط دیگه
اختاپوس چند تا پا داره من حواسم زود پرت می شه اما مثل فیله
مرد گلی / فوایکو / کارات عالیه میزون
دوران مدرسه یه روز با تیم فندخت مسابقه داشتیم ،( فوتبال )
معلم مون آقای غلامی عزیز بود
من تو فوتبال همیشه خط حمله رو دوست داشتم سمت راست زمینو
من نفهمیدم تو ته سالونو دوست داری یا صف اول جماعتو
تکلیفتو روشن کن خخخخ
کافی بود توپ بهم برسه ،گل سر شاخ بود
دوتا گل فندخت بهمون زد
من خیلی ناراحت شدم
یارامون ضعیف بودن
اون زمان اوج غرور و جوانی بود
دروازبان نمی دونم کی بود / حسنی یا مصطفایی یا یکی دیگه یادم نمیاد
نمی تونی بگیری توپو یکی دیگه واسته
از این حرفا دعواش کردم
پنالتی شد
گفتم برو کنار خودم می خوام واستم
غرور خیلی بده یادت باشه / آدمو خورد می کنه
رفتم تو دروازه شوت کرد تکون نتونستم بخورم،گل شد
اصلا خشکم زده بود
این قدر خجالت کشیدم تو خودم اون روز فندخت سه یک برد
و درس مهمی داد
که اگه تو زندگی غرور برداشتت
نگاه نمی کنه تو کی هستی
هویدا یا
الپاچینو / سلمان خان یا ستار خان
خوردت می کنه

نقطه عطف
یعنی رسیدن به رشد و کمال
رهایی و آزادی
معلم یعنی تجربه های مهم زندگی
که باعث تغییر از حالتی به حالت دیگر باشد
هیچ علمی تو را تغییر نخواهد داد
مگر تجربه شو کسب کنی
تجربه همیشه یک مرحله جلوتره
قانون نیوتون گفت سیب افتاد و جاذبه کسب شد
شاید در ایندگان تجربه ، آمپول عدم جذب جاذبه رو اثبات کرد
تفاوت تجربه و علم
ساعت مچی فروشی
وقتی که باید به درد بخورد ، نه به مرگ
الان از زمان مهمتره
ارثی که به درد نخورد
به مرگ هرگز نخورد
داغ زنده نبینی
اگر یک صدف از بین هزاران صدف
به گل نشسته در سواحل دریا
با ضربه ی پای کودکی بازیگوش به دریا افتاد
زندگی یعنی در جریان است
و باد بر امواج می وزد
طوفان خار و خاشاک را خواهد برد
و ریشه ها با درختان
جوانه می زنن تا مرغ شب پر آواز بخواند
و ماه اهنگ بتابد
هیچ کس تایتانیک را نمی پندار که غرق شود
اما اندکی برای زیستن زنده ماندند
نقد از برای اشپیلمن در پیانیست
اگر کرنا ی راند ۵ بیاد و خیلی ها بمیرند
خدا نسخه شون رو امضا کرده تا اونا رو ببره پیش خودشون
در لذت و آرامش
اگر هم عده ای موندن وقتش هنوز نرسیده باید زندگی کنند گاهی به ساحل و گاهی به دریا
احساسی که از حیوانات نسبت به مورچه داری
همون احساسو از نجوم و ستارگان
به خودت داشته باش
ما در یک سیاره سنگی از کیهان بین هزاران سیاره و ستاره گمیم
انسان در برابر کائنات هیچی نیست