- ۰ نظر
- ۳۰ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۶
ظلم حیات
غنچه از شوق شکفتن در
حیات ابر می بارید
زمین بیدار شد
چون زمین از هاله رنگین
کمان
خواب شب را تا به صبح
فریاد شد
غنچه از فریاد شب در خود
شکست
همچنان در خواب در بیدار شد
چون زمین از خفت شرم
وجود
چاره ای بر پیکر راز حیات
دست و پایی بسته بود
ظلم را در ریشه اش بیدار شد
غنچه از شوق شکفتن بر حیات
ابر می بارید
زمین سیراب شد
شاعر خالقی(عرفان )
پشت هر سنگ بر زمین ماری ایست
می خزد در ظلمت تاریک
در درون سنگ می جنبد
وحشت دنیای پنهانی
در درون سنگ چون عشق است
دیده را پنهان حکمت نیست
خلقت عظم الهی را
ساقه گل چون شکوفایی
شاعر خالقی (عرفان )
در رابطه با مبحث محیط زیست در اسفاد قدیم و زیر کوه گفتنی ایست که ...
عرفان در شاسکوه و کوه های زیرکوه
بزرگ ترین کوه منطقه زیرکوه شاسکوه می باشد
این کوه از شهرت خاصی در جایگاه خودش و منطقه در خود ایجاد نموده است .
در سایه سار این کوه روستایی به نام اسفاد و روستاهایی واقع می باشد که آبی گوارا و سرد در تابسان و آبی گرم در زمستان از دل این کوه با قدمتی بیش از چندین هزار سال جاری می باشد
این کوه در موقعیت روستاهایی چون اسفاد، مهر آباد، فندخت، بهمن آباد و و در انتها ابیز، نوده ، حاجی اباد بمرود با قنات هایی در هر نقطه در جوار هر روستا جاری می باشد
که چالشی جالب و تفکری عرفانی در جایگاه خود به ثبت گذاشته است
نکته جالب این کوه ها اب گوارا و قنات های چندین هزار ساله می باشد که با توجه به موقعیت جغرافیایی و مناطق سرد زمستانی و گرم تابستانی بدون برف باران با وجود دشت و صحرای سرد و سوزان ، چندین سال است که بر پیکر خود بارانی ندیده ولی همچنان اب قنات ها به قوت خود جاری می باشد
جاده ای که چندین سال با همت جهادی دولت در کنار این کوهها بازسازی و آسفالت شده مسافرتهای عیدانه و تابستانه مردم را هر سال در ویوی این کوه های با عظمت از امتداد کال شور تا انتهای حاجی اباد زیبایی این منطقه را چندین برابر کرده که اگر وجود و زیبایی این کوه بزرگ و طویل نبود این منطقه به صحرای برهوت مبدل بود .
این کوه و منطقه در خراسان جنوبی واقع می باشد.
پشت این کوه روستایی به نام دشت اسفدن و شهر قاین و زیر این کوه در همسایگی صد کیلومتری افغانستان و مرز دوغارون می باشد.
وجود منفعتی این کوهها
منبع ابهای قنات، آبادی و روستاها و جلوگیری از سیل و زلزله که این منطقه در کسل زلزله پانزده بیست ساله که هر چند وقت اتفاق می افتد
به حسن خوبی می باشد
سرپناه و خوراک وجود این خلقت بزرگ خداوندی با وجود درختان و میوه های کوهی شرایط خوبی برای حیواناتی چون بز کوهی ،کبک ،کفتار' پرندگان و خزندگان را فراهم نموده
با همین شرایط کم برف و باران که هر چند سال به ندرت اتفاق می افتد ولی همچنان برقرار و استوار منبع وجود اندک درختان و ابادی و اب قنات ها را برای چندین سال ذخیره و برقرار می باشد و این اتفاقی است که هم اکنون حامیان این اهالی نظاره گر چندین ساله این خشکسالی ولی پایدار اب و ابادی هستیم.
شاید وجود این کوه و گفتنش بر زبان بسیار ساده باشد وبرای ما چیزی غیر متفکر و با عصر حال و تکنولوژی فهم و درک آن پوشیده باشد.
ولی صعود با پای پیاده و اعتکاف در فهم این کوه و پای نهادن در دل کوه تفکر و قدرت ان را سهل تر و اندیشه را بازتر در عظمت و شناخت عرفانی می کند
شاکر این نعمت بزرگ باشیم و نه تنها به این مهم بلکه بر مهماتی در رهسپار جاده عشق و خلقت جهان و عظمت کوههای بی کران در مناظر زیبای الهی تفکری روشن خلوت کنیم
برقرار باشید
خالقی اسفاد
درایام قدیم خواستگاری به شییوه الان نبود ،خواستگاری از طرف خانواده داماد صورت میگرفت و باید پدر عرروس قبول میکرد ویا به گفته ای باید پدر عروس و داماد قبول میکردند ودر بیشتر مواقع اصلا عروس وداماد همدیگر را نمیدیدند که بخواهند همدیگر را پسند کنند ودر ایام عقد اگر به صورت دزدکی داماد عروسش رامیدید ودر این زمان فقط داماد بدبخت باید برای خانواده عروس کار میکرد وبعد انجام کار هم به خانه پدرش بر میگشت ولی دامادها باهمان نامزد بازی دزدکی حال میکردند وچه بسا خاطرات بسیار شیرین هم داشتند. در ایام عقد روز اول خواستگاری سینیهایی پر از لوازم وشیرینی و روغن وقند ودیگر لوازم ولباس عروس برای عروس میبردند که به ان مجمه بران میگفتند و مجمه هارا بزرگان روستا میچیدند وجوانترها میبردند وهر مجمه بر یک دستمال پر از شیرینی هدیه میگرفت واین عمل درعید ها نیز انجام میگرفت.در زمان عقد روز قربانی برای عروس گوسفندانی پیش کشی میبردند که این کار تا زمان عقد هر سال انجام میگرفت.واما زمان عروسی ، دو روز قبل ان حدودا ده بیست نفر چهل پنجاه الاغ با خود به بیابان میبردند واز انجاهیزم برایی خانه عروس وجهت درست کردن غذا روز عروسی می اوردند. عصر روز قبل عروسی مردم را خبر میکردند تا باز برای عروسشان مجمه ببرندو در همان شب مردم جهت حنا بندان جمع شده و بعد ازرقص وپای کوبی حنایی که از قبل توسط زنان بزرگ روستا درست میشد در سینی ها ریخته وکنارشان شمع یا همان ملیک خودمان گذاشته شده و روشن میکردند که هم باعث روشن شدن کوچه های تاریک ان زمان میشد و هم باعث شور ونشاط بود وبعد حنا را به خانه عروس برده ومردم برمیگشتند ودست وپای عروس توسط زن بزرگی حنا میشد ودست وپای داماد را مرد بزرگی حنا میکرد که در دهه شصت وهفتاد این کار توسط خواجه حاج محمد اقا شهریاری وخواجه حاج حسینعلی غفاری وخواجه حاج میرزا حسن حسنی که بر خود واجب دانستم که از ایشان یادی نماییم وبعد تا صبح به شعر وترانه خوانی میپرداختند ودر روز بعد صرف نهار و بعد ساعتی رقص وترانه سرایی لباس داماد را این بزرگان بر وی پوشانده وجهت عروس کشان اماده میشدند ومردها به سمت خانه عروس رفته وداماد را راهی خانه عروس کرده وبعد چند ساعتی عروس با پدر و مادر وخانواده وداع میکرد وراهی خانه شوهر میشد که در زمان رفتن فردی در جلو قران میخواند و با دکر صلوات عروس وداماد را راهی خانه شان میکردند در پایان باید تقدیر کرد از بزرگان ان زمان که در رونق بخشیدن مجالس از انها کمک کرفته میشد ونیز در اینجا از دو برادر ملا حسن وکربلایی محمد صادقی جهت زحماتی که برای همه ما کشیدند تقدیر وبرای امورزش ایشان. و همه اموات صلوات بفرستین،،،،،
محمد علی غفاری
شکوه در وسعت زمین
چو روزی یک نظر بر منظر دوست
به وجدی چون شکوهش چیره بودم
چو حیران در جهان بی کرانش
قدم بر هر قدم اندیشه بودم
به مقصد رهسپار جاده عشق
ولی چون مور بر یک شیشه بودم
سرابی در سراشیب زمینش
کرانی بی کران در ریشه بودم
از این گرد جهان مدهوش در خویش
کجای این جهان را دیده بودم
که من مقصود را در مقصد خود
منظر در نظر چون خیره بودم
مرا گر ره به گرد این جهان بود
چو مجنونی ز خود مجنون بودم
خالقی اسفاد (عرفان )