اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

اسفاد ای سرزمین مادری من چه می کنی با دستهای خسته روح شکسته چه می کنی
درد است در فراق من از حال و روز تو شهر سکوت در و دیوار شکسته چه میکنی
روزی و روزگاری و حال و هوای تو شور اشتیاق بر مزار شهیدان چه می کنی
آن باغ های خرم و شیر دلان تو ان کوچه باغ عام و مردان ادیبت چه می کنی

بایگانی

مغز به آنچه در شب تامل دارد واکنش نشان می دهد 

افکار ملایم باعث خوابهای راحت و افکار هیج باعث عدم خواب و چرت کثیف می شود

خالقی 

  • محمدعلی خالقی


چیزهایی دیدم در روی زمین

کاکل پوپک

خال های پر پروانه

عکس غوکی در حوض

بوی تنهایی در کوچهٔ فصل

گذر حادثه از پشت کلام

جنگ خونین انار و دندان

حملهٔ واژه به فک شاعر...


👤سهراب سپهری

  • محمدعلی خالقی



هیچگاه فراموش نکنیم که هیچکس بر دیگری برتری ندارد؛


مگر به " فهم و شعور 

مگر به " درک و ادب 


آدمی فقط در یک صورت حق دارد به دیگران از بالا نگاه کند،

و آن هنگامی است که بخواهد دست کسی را که بر زمین افتاده را بگیرد و او را بلند کند


واین قدرت تو نیست 

این انسانیت است 

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی


,,,,,,,,خاطرات همیشه زنده ,,,,,,,,

دیروز هوای پاک و صاف اما بخیل از بارش باران در چله بزرگ هم زیبا بود و هم نگران کننده..... 
اما طبیعت اسفاد همچنان دل انگیز بود... 
گله های بسیار بزهای کوهی که برای چرا به پایین دستها آمده بودند نشان از کمبود آب و علف در ارتفاعات بود، دیگر ترس از انسان در چشمهای قوچهای گله کمتر دیده میشد، شاید هم گرسنگی آنها را خیره تر کرده بود....
سکوت حاکم بر کوه گاهی با صدای سنگ ریزه هایی که از زیر پای این گله بزها رها میشد میشکست.... صدای کربلایی عباس قلی زاده با بیتهای محلی به همراه گله گوسفند هم آرامش بخش بود و تنهایی کوه را برایم به همراهی مبدل کرد.... یک روز کامل در کوههای اسفاد یادآور همه خاطرات گذشته چه شیرین و چه تلخ بود.. انگار همین دیروز بود که حسن آقای درآبی( طاهری نسب جدید)دو دره های کبک گیری اش را با دوستانش ساخته بود و به ما تاکید میکرد که گوسفندان گله را به اون حوالی نبریم... انگار لحظاتی پیش بود که پای لاخ های سنگ آبها ابوتراب یک بچه کبک از کنار کلاهش در آورد و به من هدیه داد... 
شراکت گله داری پدر بزرگ با آقایان میری و غفاری و روزهای گرم و سرد با آقا سجاد و مالک غفاری و غفار میری و عمو اسماعیل در کنار گله همه و همه مرور میشد برایم..... چای آتیشی در کنار عزیزان رفع خستگی بود برای یک روز کوهنوردی و تنها چیزی که از ذهن خارج نمیشد جای خالی همه اقوام و همشهریانی بود که به هر دلیلی دور از وطن هستند و شرایط زندگی و کارشان ایجاب نمیکند سالی یک بار از این مکان بکر و دل انگیز استفاده کنند... 
در برگشت از کوه شاهد آب برداری از قنات اسفاد توسط یکی از اهالی روستای چاه پایاب بودم که با دیدن من هول و حراس برداشته بود وقتی برای حال و احوال به این پیر مرد نزدیک شدم دیدم برای توجیح آب برداشتنش خشکسالی و قطعی آب روستایش و عدم وجود آب آشامیدنی را تعریف کرد و این در حالی بود که من هیچ نپرسیده بودم که چرا آب برمیداری. من هم در جوابش گفتم دعا کنید که آب زیادتر شود تا از همه جا بیان و آب ببرن... حالا دیدن این صحنه و حرفهای این پیرمرد شاید برای اکثر ما اسفادیها اتفاق افتاده باشه امیدوارم به دعای همین انسانهای تشنه که با امید به قنات روستایمان می آیند شاهد افزایش آب قنات باشیم و بجای منع افراد توجیح کردنشان جهت شیوه صحیح آب برداشتن را پیشه کنیم که هم رضایت خدا و هم خلق خدا در همین است...

مهدی محمدی اسفاد

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

                                    

                                                کلیک کنید 👎👎👎

                  

                                 http://goo.gl/9iwA0n


                   

  • محمدعلی خالقی


و عشق

صدای فاصله هاست

صدای فاصله هایی که

غرق ابهامند! 

نه،

صدای فاصله هایی که 

مثل نقره تمیزند

و با شنیدن یک هیچ 

می شوند کدر... 



  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی


جناب آقای کربلایی میرزامیر میری

با سلام و احترام

جناب آقای کربلایی میرزامیر میری
از چهره های منحصر به فرد اسفاد
 
که بیشتر  روزگار خود را در محله پای چنار گذرانده و اگر قضای روزگار و زلزله مهیب سال 76 نبود به گفته خودشان هیچ وقت از آن محل به منزل جدید در پایین روستا نقل مکان نمی کردند چرا  که اولا در مجاورت مظهر قنات و سایه سار درختان بلند و دسترسی سریع به باغات و مزارع بود ثانیا تعداد دیگری از خانوارها بودند  که مثل ایشان از زلزله سال 57 راضی به ترک  محله پای چنار و باغستان و رفتن به شهرک یا نوسازی نبودند از جمله حاج محمدآقا شهریاری ، حاج میرزامحمد غفاری، حاجی علی محمد جعفری ، حاج محمدرحیم محمدی و کربلایی حسینعلی قاسمی که این خانواده های محترم  سالهای زیاد با هم الفتی بیش از همسایگی گرفته بودند . 
پدر ایشان مرحوم ملاغلامرضا را می توان دایره المعارفی برای اسفاد در سالهای اخیر دانست چرا که اطلاعات ارزشمندی از سابقه وابستگی اجدادی هریک از طوایف اسفاد و تاریخچه املاک و زمین های اسفاد داشتند که این تجارب به ایشان هم منتقل گردیده.
جناب آقای میرزامیر میری انسانی باتجربه و پخته در خیلی از مسایل می باشد و تبحر فراوانی در خیلی از زمینه ها بخصوص امور عام المنفعه دارند که مسجد قدیمی اسفاد واقع در پای چنار به همت ایشان همیشه چراغش روشن بوده و هست . 
 علیرغم فیزیک بدنی درشت و زور بازوی زیاد از تواضع و افتادگی خاصی برخوردارند . 
شرکت در مراسم پخت غلور اسفاد که بسیار باشکوه و شلوغ پلوغ است و ساخت تنور . لین میرزامیر و اینکه ایشان هر جا باشد آبادانی همراه ایشان است باغدار و کشاورزی بسیار متبحر است از ویژگی های بارز و منحصر به فرد ایشان است.

زمان سکونت ایشان در محله بالا (پای چنار) قلمرو اصلی ایشان کشتزارهای سلیمونی در شمال و باغ صلا در جنوب روستا بود. 
برای خانواده محترمشان  و همچنین فرزندانشان که مثل سایر  جوانان از  اسفاد مهاجرت نموده اند آرزوی سلامتی و بهروزی  داریم به برکت صلوات بر محمد و آل محمد

نویسنده گان احمد محمدی . اسماعیل کریمی

  • محمدعلی خالقی

 

 

در خفته ی شب   عالمی فضل و عیان بود        

فضلی که در آن از دل جان و زمان بود

 

خورشید و ماه و عالمی را خلقتی بود 

سر  زمین و    آسمان را   حکمتی  بود 

 

چرخ زمین و ملک و خورشید گلستان

در هر  جلال و کرمش هم گلشنی بود 

 

کوه درخت   و   جنگل و ماه و ستاره 

در هر نظر از کائناتش  بخششی بود

 

جان داده در هر خلقت و تقدیر حکمت

شکر است در هر نعمتش چون عزتی بود

 

چشم بصیرت  باید   و   قرب الهی 

قلبی چو پاک و بی ریا را نظری بود

 

عشق و دل و جان و گلستان و شقایق 

راز و نیاز و شوکت  دیرینه ای   بود

 

شاعر خالقی اسفاد (عرفان)

  • محمدعلی خالقی

با این عکسها یاد گذشته ها تداعی و یاد خاطرات مردمی عزیز و مهربان اهل دل خونگرم پاک وصاف و دور از هر دغدغه و مشکل افتادیم که امروز دنیای مجازی رسانها مشغله های کاری زندگی شهری تورم اقتصاد و... تمایز افکار و مهر و محبت و عشق رو از فاصله ها دور کرده و انقراض این مردم رو به آخرین بازمانده ها کشانده 


یاد ایام گرامی و درود بر عشق ،درود بر محبت، درود بر مردمان پاک وصاف گذشته

  • محمدعلی خالقی


معلم عزیز وبزرگوار دوران دبستان اکثر اسفادیها

با سلام یکی دیگر از بزرگان وچهره منحصر به فرد.
جناب حاج ولی الله جعفری اسفاد، فرزند حاج علی محمد جعفری
معلم واستاد کلیه بچه های اسفاد.
ایشان به لحاظ خصوصیات اخلاقی فردی ساده وبی الایش ،اهل خدا وپیغمبر به معنای کامل،مهمان نواز ومهربان ودارای یک ابهت خاص میباشند.
ایشان اولین کسی میباشند که مدرک دانشگاهی داشته واز طریق سپاه دانش جذب اموزش وپرورش شدند وفکر کنم از اولین معلم های اسفاد میباشند،ایشان در زمان دفاع مقدس خدمات شایان ذکری برای انقلاب انجام دادند ونیز مدتی در سپاه دانش  مشغول خدمت بوده اند ،وی مدت خدمت در اموزش وپرورش را در شهرها مشهد وقاین ودر روستا های گرماب ،فندخت واسفاد سپری کرده که بیشترین انها در روستای اسفاد بوده ،بیشتر این سالها ایشان ریس مدرسه اسفاد بوده ودر کنارش تدریس داشتند واز ابهت خاصی برخوردار بودندکه دانش اموزان از وی حساب میبردند که اگر حتی بچه ای در خانه اذیت میکرد خانواده از ایشان کمک میگرفتند،وی فردیست که در همه جا وهمه حال از مظلوم دفاع کرده و کلمه غیر از خدا از هیچ کس نمیترسم را تمام وکمال اجرا نموده،ایشان زحمات زیادی برای اسفاد کشیدند که الحق جای بسی تشکر وقدر دانی دارد.
این استاد بزرگ مدت زیادی که تقریبا سی سالی میشود شورای اسلامی اسفاد بوده اند که در این مدت کارهای زیادی برای مردم انجام میدادند ،به لحاظ مهمان نوازی حرف اول رامیزنند که این امر با داشتن همسری مهربان ومهمان نواز به طور احسنت انجام میشد مثلا در قدیم روحانی هایی که برای ماه رمضان و محرم به روستا می امدند کل این مدت واین سالها بر خانه ایشان وارد میشدند که اگر از حق نگذریم کاری بسیار سخت وبود چون خانواده ایشان در این مدت معذب بودند ولی هیچ یک احراز ناراحتی نمیکردند ،بیشتر اوقات کسانی که از اسفاد عازم چاهپایاب بودند و وسیله ای گیرشان نمیامد به امید خانه ایشان بودند که این امر باعث جلو گیری از زدن جاده از چاهپایاب به فندخت شد چون انها در فندخت خانه امیدی نداشتند، وی مدت زیادی ریس شورای حل اختلاف بودند که عدالت وبی تعارفی ایشان با مردم وحل وفصل مشکلات وشکایات به هر طریق ایشان را در جایگاه عالی قرار داد و همکنون نیز در بخش با این شورا همکاری مینمایند، روحیات ایشان با کتاب خو گرفته واکثر زمان فراقت خود را به مطالعه میگذرانند وهمکنون که در بازنشستگی به سر میبرند به کار کشاورزی ودامداری مشغول میباشند وباداشتن اب وزمین زیاد از قنات وچاه به یک کشاورز نمونه مبدل شده اند که باغ پای چنار ایشان حکایت از ان دارد.وی سالیان درازیست که در جلسات عروسی مهریه عروس رامکتوب کرده و در خانه عروس در میان زنان برای عروس باز خوانی میکنند که نشان از چشم پاکی و ایمان ایشان میباشد، خانه قدیم ایشان در پای چنار بود که خانه باغ بسیار زیبا وقشنگی بود وبعد چند سال خانه ای بسیار بزرگ وشیک در کنار بهداشت ساختند که در زلزله 76تخریب شد وهمکنون در پایین شهرک کنار جاده چاهپایاب مشغول زندگی میباشند ،از زحمات وکارهای ایشان هر چه بگوییم باز کم است واینجا قابل بیان نمیباشد فقط همین را بگویم که ایشان زندگیش را وقف کارها وخدمت به مردم کردند،ثمره عمر ایشان چهار دختر وسه پسر بوده که پسر بزرگ ایشان اقای علی جعفری میباشد که در بانک صادرات مشغول به کار میباشند و همانند پدر کار راه انداز بوده ودر انسانیت ومعرفت سرامد میباشند،برای سلامتی حاجی اقای جعفری وخانواده محترمشون صلوات بفرستین،،،،،،،،
نگارش.1396/09/21
محمد علی غفاری
  • محمدعلی خالقی


پروفسور مرتضی نجفی فرزند اسفاد

نابغه علم و وکالت واز بزرگان علم و حقوق ایران زمین

متخصص حقوق آبهای دریای

آرزوی پیروزی و موفقیت برای ایشان و خانواده محترمشان

  • محمدعلی خالقی