اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

اسفاد ای سرزمین مادری من چه می کنی با دستهای خسته روح شکسته چه می کنی
درد است در فراق من از حال و روز تو شهر سکوت در و دیوار شکسته چه میکنی
روزی و روزگاری و حال و هوای تو شور اشتیاق بر مزار شهیدان چه می کنی
آن باغ های خرم و شیر دلان تو ان کوچه باغ عام و مردان ادیبت چه می کنی

بایگانی

د

  • ۱۳ بهمن ۹۹ ، ۱۸:۲۶
  • محمدعلی خالقی

 

 

 

آقای علی اکبر نظری از مردان تاریخی و پرخاطره اسفاد هستند منزل سابق ایشان واقع در قلب قلعه و روبروی منزل مرحوم حاج محمد نوروزی بود که درخت توت تنومندی در داخل ساختمان واقع شده بود و در اثر تردد ماشین آلات سنگین در زمان زلزله و ساخت جاده به کلی از بین رفت دوران کودکی ما در همسایگی منزل ایشان توام با خاطرات فراوانی بود به ویژه که ایشان اختلال حواس هم داشت و به محض تردد در کوچه همه بچه ها از دید ایشان پنهان میشدند بعد از ریزش قسمتی از ساختمان ایشان در درب قلعه، با حفر چاله در نزدیکی منزل برادر و واقع در راه حوض ملاحاجی، سالها را در این چاله سپری میکرد که زندگی دشواری بود اکنون چند سالی است که ایشان را در مشهد به بهزیستی سپرده اند و دیگر از این مرد خاطره ها که البته سالخورده هم شده اند خبری نیست.


 

 

تقدیر و سرنوشتی که خداوند برای انسان ها در نظرها دارد . امتحان است که بنده هایش را می ازماید . 

 یکی در ارامش ،یکی در رنج و غذاب 

یکی کر و لال یکی با چشم بینا شور ، چشم ناپاک 

یکی با عشقش مثل مجنون ، یکی می ره نمی مونه با عشقش 

اگه او بخواد هر چه بخواد  می شه . 

تقدیر سرنوشت . درس زندگی 

 

 

  • محمدعلی خالقی

کوچه باغ اسفاد 

 

  • ۰۳ بهمن ۹۹ ، ۰۰:۰۶
  • محمدعلی خالقی

عروسی اقای محمد علی غفاری 

عکاس: محمد علی خالقی 

خواننده جناب میرزای بزرگ طاهر قاسمی 

شعر ساقی 

  • ۲۹ دی ۹۹ ، ۰۲:۱۴
  • محمدعلی خالقی

 

به عبارت کُرچ شدن در پرندگان به حالتی گفته می شود که در آن پرنده نیاز به در آوردن جوجه دارد و برای این منظور بر روی تخم های خود می خوابد. شرایط کرچ شدن زمانی مهیا می شود که اولا تعدادی تخم در لانه موجود باشد و دوما پرنده از لحاظ مکانی احساس امنیت کند و سوما از نظر تغذیه ای هیچ کمبودی نداشته باشد.

مرغ ها نیز جزو پرندگانی هستند که سریعا روی تخم های خود می خوابند و آماده جوجه در آوردن می باشند. این حالت در مرغ ها را می توان از طریق صدا و خصوصیات ظاهری انها تشخیص داد. مثلا هنگام فرا رسیدن زمان کرچی صدای خاصی از خود بیرون می دهد و نسبت به محیط و موجودات اطراف خود حساس تر می شود. چنین مرغی بیشتر تمایل به گوشه گیری و تنها ماندن در مکان های تاریک دارند و بعضا مشاهده شده که با دیدن تخم های دیگر مرغ ها بر روی آنها نیز می خوابد. مرغ کرچ در این مواقع بیشتر تمایل به خوابیدن و استراحت دارد و هیچ رغبتی نسبت به غذا ندارد و کمتر دنبال غذا می رود، بنابراین صاحب مرغ برای او غذا و آب می آورد. هم چنین مرغ هنگام خوابیدن بر روی تخم ها با نزدیک شدن فرد ناشناس صدای جیغ مانندی را به نشانه ترس از خود بروز می دهند.

برخی از مرغ ها در سال چندین دفعه کرچ می شوند و برخی نیز سالیانه یکبار آن هم در اواخر بهار کرچ می شوند، بنابراین می توان گفت که علاوه بر محیط و تغذیه، نژاد مرغ نیز بر میزان کرچ شدن های او تاثیر دارد. مثلا مرغ های سنگین نسبت به مرغ های سبک میزان کرچ شوندگی بیشتری دارند. و علاوه بر این مرغ ها در زمان کرچ دچار پر ریزی می شوند و اشتهای خود را از دست می دهند، بنابراین در حالت صنعتی پرورش مرغ سنگین صرفه اقتصادی ندارد.

  • ۲۷ دی ۹۹ ، ۲۳:۳۵
  • محمدعلی خالقی

خداوند از اسمان ابی فرستاد که در دره ها و ابراه ها سیلابی به اندازه گنجایش انها جاری شد . و سیلاب ها بر روی خود کفی پف کرده را حمل کردند . و نیز از فلزاتی که برای بدست اوردن زینت و زیور و یا ابزار و کالا بر ان اتش می افروزند. . کف پف کرده  چون ان کف سیلاب بر می اید خداوند این گونه حق و باطل را بر امور محسوس مثل می زند 

 

  • ۲۷ دی ۹۹ ، ۰۸:۳۲
  • محمدعلی خالقی

 اسفاد قدیم 

  • محمدعلی خالقی

  • ۲۴ دی ۹۹ ، ۰۶:۰۸
  • محمدعلی خالقی

داستان 

کودکی هفت و هشت ساله بودم که شیطنت کودکی ام  گل کرده بود .  مادرم گفت برو مرغا رو از اغول شان بیرون کن  و ببین چند دانه تخم گذاشتند اگه پنج تا بود سه تا را برای همسایه مان ببر و دوتاش را بذار یخچال

 چه زمانی بود صفا و صمیمیت و مهربانی برای همه بود دلها پاک بود . از همسایه بغلی  نان قرض می گرفتیم تخم مرغ می دادیم .  اش می دادیم و غیر ممکن بود کاسه ای که از خانه همسایه برمی گشت خالی باشد . 

رفتم و مرغا رو بیرون کردم دیدم چهار دانه تخم گذاشتند . سه تاشو برداشتم و بدو بدو  پا لخت خودمو به درب خانه همسایه رساندم . درب و محکم زدم و تخم مرغ ها رو روی زمین کنار درب گذاشتم و پشت دیوار قایم شدم . تا عکس و العمل همسایه رو ببینم . با خودم فکر می کردم وقتی دربو باز کنن می گن این تخم مرغا این جا چیکار می کنه و من کلی کیف خواهم کرد . از پشت دیوار داشتم نگاه می کردم که درب باز شد و همسایه  یه نگاه به این ور و اون ور کرد کسی رو ندید پاشو گذاشت بیرون که افتاد روی تخم مرغا و همشون شکست و من کلی ناراحت شدم و حتی خودمو نشون ندادم و گریه کنان و خجل به خانه باز گشتم . وقتی داستانو واسه مادرم  تعریف کردم ‌. مادرم گفت اشکالی نداره فردا دوباره می بری و من از خجالتی که داشتم نتونسنم  فرداش هم ببرم . 

بله این بود داستان شیرین کودکی  روستایی که 

همیشه واسه شمردن تخم مرغا لحظه شماری می کردم 

و همیشه برداشتن اون شکلاتی که ته کاسه ی برگشتی بود برایم شیرین بود 

و چه زیبا بود خط زیبایی یا علی روی کاسه اش همسایه 

که چه زود دیر می شود . یادش بخیر 

ناگفته نماند حتما با خودتون می گین این تصویر چه ربطی به این موضوع داره 

  یکی از دوستان  تصویر فوق قاتل تخم مرغای من بود . 

  • محمدعلی خالقی

تصاویر دوستان 

 

ایستاده از راست تصویر : آقایان احمد شهریاری - علی ابراهیمی - شهید رضا شفیعی - شهید مصطفی اسماعیلی

نشسته سمت راست آقای باقر باقری - آقاسیدحسین اسماعیلی

 

  • محمدعلی خالقی