اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

اسفاد ای سرزمین مادری من چه می کنی با دستهای خسته روح شکسته چه می کنی
درد است در فراق من از حال و روز تو شهر سکوت در و دیوار شکسته چه میکنی
روزی و روزگاری و حال و هوای تو شور اشتیاق بر مزار شهیدان چه می کنی
آن باغ های خرم و شیر دلان تو ان کوچه باغ عام و مردان ادیبت چه می کنی

بایگانی

۷۲ مطلب در آبان ۱۴۰۳ ثبت شده است

عنکبوت

سه شنبه, ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ۰۱:۰۱ ق.ظ | محمدعلی خالقی | ۰ نظر

- الْعَنْکَبُوتِ‌ (آیه ۴۱ سوره عنکبوت)

(مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِیاءَ کَمَثَلِ‌ الْعَنْکَبُوتِ‌ اتَّخَذَتْ بَیْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ‌ الْعَنْکَبُوتِ‌ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ‌) 

[۳]


(مَثَل کسانى که غیر از خدا را اولیاى خود برگزیدند، مَثَل عنکبوت است که خانه‌اى براى خود انتخاب کرده؛ در حالى که سست‌ترین خانه‌ها خانه عنکبوت است اگر مى‌دانستند

 

ما از حیوانات به درک الهی می رسیم 

 

 

اواز جیر جیرک

سه شنبه, ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ۱۲:۴۶ ق.ظ | محمدعلی خالقی | ۰ نظر

شنیده بودم جیر جیرک ها سه روز عمر می کنند 

یک خانه مجردی داشتم حسابی ۲۰ قاسم آباد

چون کنجکاو بودم 

یه جیرجیرک گرفتم با یکم سبزی و کاهو بردم خانه 

رو سنگ اپن زیر یک سبد گنده گذاشتم 

گفتم باید مطمئن بشم عمرش چقده 

 

یک هفته من این جیر جیرک رو داشتم  خخخ

بعضی از دوستان میومدن می دیدن خنده شون می گرفت 

کیا یادشونه بگن ؟؟؟ 

یک شب محمد قارونی اومد خونه و شب موند 

شب همین که برق رو خاموش می کردم 

این شروع می کرد به آواز خوندن 

من که عادت داشتم باهاش 

محمد قارونی ساعت ۴ صبح بود گفت اینو خاموش کن نمی تونم بخوابم 

گفتم  بزار تو حموم برق روشن کن ،  تو خواب بودم 

صبح بلند شدم دیدم کشته اش 😔😔😔

هر چی به دهنم اومد بهش گفتم  

 

از اون قضیه  دوازده سالی می گذره 

یک ماه قبل دیدم شماره محمد قارونی رو گوشیم داره زنگ می زنه 

تا جواب دادم گفت:: سلام ملخ 

چون به همه می گفتم ملخ تیکه کلامم بود 

گفت ، یه جیر جیرک داشتی یادته 

گفتم خووووووووب خخخ 

گفت دهنت سرویس یه جایی بودم یه جیرجیرک دیدم یاد تو افتادم 

گفتم خدا رو شکر که باعث شد یاد ما کنی 

کلی با هم حال کردیم خندیدیم خخخ

دلیل لبخند باش ،،، همین 

حالا بگین عمر جیر جیرک چقده ؟؟؟

 

انرژی

سه شنبه, ۲۲ آبان ۱۴۰۳، ۱۲:۲۴ ق.ظ | محمدعلی خالقی | ۰ نظر

تو هر شهر و روستا ، یک سنگ گنده هست 

که مردم بهش اعتقادات خاصی دارند 

هم یک خانه که معمولا بهش می گن امام زاده 

یک چیز بالا مقام 

تو یک فیلم بود کارگردان فیلم مجید مجیدی 

برای یک فیلم یک کار خیر کرد که بعدا معروف شد 

انرژی می گیره آدم وقتی اینا رو می بینه 

از سنگ  چوب  کوه ازهرچیزی که 

حال دلتو خوب میکنه اون کارو بکن 

مثلا قدیم می رفتن  مزار آشی 

یا درخت سرو میر آباد 

یا شاهرود 

انرژی یعنی همین 

ماهی قزل الا

دوشنبه, ۲۱ آبان ۱۴۰۳، ۰۱:۱۰ ب.ظ | محمدعلی خالقی | ۱ نظر

گفتم دو تا قزل بده 

تازه از تو آب در آورد گذاشت تو سبد 

داشتم ادویه بر می داشتم که با چوب زد تو سرش 

گفتم نزن داداش نزن ، چون بلندگفتم ترسید 

چرا می کشی ؟؟؟

بزار خودش بمیره 

گفت یرب طول می کشه

گفتم اشکال نداره 

منی که با سرعت ۱۰۰ تا تو اتوبان می رم پروانه میاد جلوم ترمز می گیرم ، چجوری تحمل کنم تو با چوب می زنی تو سر ماهی 

گفت به خدا شرمنده واسه همه همین جوری می کشیم 

گفتم نکن بابا نکن

گفت ببخشید نمی دونستم روح لطیفی داری 😔😔😔

شانه ات مرده 😔😔😔😔

دوشنبه, ۲۱ آبان ۱۴۰۳، ۱۱:۴۵ ق.ظ | محمدعلی خالقی | ۱ نظر

یکی از دوستای سوته دل اومد شانه مو بوس کرد 

قبلا برای ترک کمکش کرده بودم 

باز لغزش کرده 

گفت محمد من آدم نمی شم 

گفتم خدا بزرگه 

اگه خودت بخوای می شه 

ازش سوال کردم 

چرا شانه مو بوس کردی 

گفت شانه ات مرده 

رفتم تو خودم 

صحبت با سینه سوخته ها خیلی سنگین و پردرده 

محسن چنبری خدا برات درست کنه 

 

یه روز دیگه داشتم باهاش صحبت می کردم 

یک خلیته هم از لباس و کارتن خوابی داشت 

یکی از دور اومد گفت چی داری داداش 

گفتم دل و جگر پاره 

دل سوخته 

غم و غصه 

نفهمید چی می گم 

زد رو دوشم گفت درست گفتی 

 

 

قوشمه ی عقاب

دوشنبه, ۲۱ آبان ۱۴۰۳، ۱۱:۱۰ ق.ظ | محمدعلی خالقی | ۰ نظر

با این همه شعر و وری که من میگم 

یکی بود بهم گفت عقاب 

خوشحال شدم و کیف کردم

الان که پر و بال مو نگاه میکنم 

می بینم بالی ندارم 

تموم پرهام ریخته 

و باهاش قوشمه درست کردم

آهنگی بر تسکین دردها 

صبح بخیر هم وطن

دوشنبه, ۲۱ آبان ۱۴۰۳، ۱۰:۳۸ ق.ظ | محمدعلی خالقی | ۰ نظر

 

قبلا سعی می کردم تو هر شرایطی 

به دوربین لبخند بزنم 

 

جدیدا هر کار می کنم 

نمی شه ؟؟؟!!!

اینه ها هم دروغ گو شدن 

یا چینی 

 

یه روز با عمو رفتم عروسی 

شلوار کار پوشید 

گفتم این چیه دیگه پوشیدی 

گفت یک قدم حرکت بعدی تو نزار بفهمند 

 

چشای تو نور کوچه باغ روزه
چشای من ظلمت شب نیازه
با هم دیگه راز و نیازی داشتیم
حکایت دور و درازی داشتیم
با هم دیگه راز و نیازی داشتیم
حکایت دور و درازی داشتیم

اما پس از اون آشنایی
اون هم دلی اون هم زبانی
از گرد راه اومد جدایی

رفتی و چشم به رام گذاشتی
تو این قفس تنهام گذاشتی
حالا نمیدونم کجایی

کاشکی یکی بود ما رو با هم آشتی می داد
کاشکی چشامون باز تو چشم هم می افتاد
امروز اگه تاریک و خاموش و سیاهه
فردا که شد دنیا پر از خورشید و ماهه
امروز اگه تاریک و خاموش و سیاهه
فردا که شد دنیا پر از خورشید و ماهه

اما پس از اون آشنایی
اون هم دلی اون هم زبانی
از گرد راه اومد جدایی

رفتی و چشم به رام گذاشتی
تو این قفس تنهام گذاشتی
حالا نمیدونم کجایی

کاشکی یکی بود ما رو با هم آشتی می داد
کاشکی چشامون باز تو چشم هم می افتاد
امروز اگه تاریک و خاموش و سیاهه
فردا که شد دنیا پر از خورشید و ماهه
امروز اگه تاریک و خاموش و سیاهه
فردا که شد دنیا پر از خورشید و ماهه
امروز اگه تاریک و خاموش و سیاهه
فردا که شد دنیا پر از خورشید و ماهه

طنز کیچه ی تنگ

دوشنبه, ۲۱ آبان ۱۴۰۳، ۰۷:۴۵ ق.ظ | محمدعلی خالقی | ۰ نظر

دوستان سلام 

کیچه تنگ بعلت کمبود آب و خشکسالی های متمادی 

نیاز به تعدادی کرم ابریشم جهت پروانه شدن 

و جیرجیرک های خوش آواز 

و جوبی طبیعی  حاوی سبزه و پونه با مارهایی خوش خت و خال 

که با درختانی سر پوشیده از گرو و تاک و بید مجنون 

و آواز قو 

با جغد شب گرد دارد 

 

لطفا حمایت کنید تا برای آبادی روستا بکوشیم 

جهت طنز ۲۲ بهمن تقدیم به برادران صادقی 

یک عدد گرگ پیر هم برای زوزه ی شبانه نیازمندیم  تا به دلهرهای شبانه بچسبه 

دل مردم اگه تونستی شاد کنی  پرودگار دلتو ازهرگونه گناه و حاشیه پاک خواهد کرد 

 

 

بازی شطرنج

دوشنبه, ۲۱ آبان ۱۴۰۳، ۰۴:۳۷ ق.ظ | محمدعلی خالقی | ۰ نظر

سلام به وقت شبانگاهی اسفاد وطنم یا صبحگاهی 

وقتی می خوابم مغزم اتصالی می کنه تق تق تق تق یه دفعه یه چیزایی میاد تو ذهنم   می گم لال از دنیا نرم شما هم یه چیزایی یاد بگیرین 

بازی شطرنج  یک بازی معروف و جهانیه که مخ ها توش شرکت می کنند ، یک انسان طبیعی نمی تونه این رشته رو انتخاب کنه ..

توش اسب ،فیل ، رخ ،  وزیر هست با سربازای بد بخت که خط  مقدم سپر  هستند 

توی این بازی کسایی که لیاقت شخصیتی برجسته دارین 

اگه نمی تونین تو یک جمع ، گروه ، هرچیزی که آزارتان می ده واستین و نمی تونین تحمل کنین خودتون رو حذف کنین 

شما لیاقت بهترینا هستین چرا خودتون رو آزار می دین و یا باعث دلخوری بعضی ها بشویم 

فیل ، اسب حیوانی نجیبی هستند و همه جا می تونن برن 

من خودم اگه خداوند می خواست منو حیوون می آفرید دوست داشتم یا سگ باشم یا اسب 

شاه هم که تو بازی شطرنج  اون ته با سیاست و محافظ هاش حال می کنه

چرا وزیرش هم که مثل سمینوف به همه جا می تونه مانور بده 

اگه اون مکان که هستین یا هرچیزی که بخواد اذیت بشین اگه اونا رو نمی تونین حذف کنین  خودتون رو محدود کنید .

تحت تاثیرات فضای مجازی واقع نشین 

یکی دستش شکسته داره گدایی می کنه. یکی فلج مادر زادیه یکی صورتشو اسید پاشیدن، مشکل مردم به ما چه ربطی داره ، اینا وسیله آن جهت آگاهی از طرف پروردگار 

قرار نیست که همه مون سالم باشیم ، 

باید کر و کور باشیم تا درس عبرت بشه برای بقیه 

وگر نه همیشه خنگ می موندیم 

پروردگار اسکول رو چرا آفرید،  همین رو شما بگین ....

منتظرم 

اگه شما هم مثل من شبا خوابتون نمی بره ، اگه نماز می خونین که بخونین بهتر 

اگه نماز نمی خونین لااقل یک پنج دقیقه تو این سکوت مطلق و آرامش با خداتون

یک حرفی بزنین 

کله پاچه ، مغز

يكشنبه, ۲۰ آبان ۱۴۰۳، ۰۷:۳۸ ب.ظ | محمدعلی خالقی | ۰ نظر

گفت چی می خوری 

گفت :: مغز 

گفت:: فقط مغز 

گفت فقط مغز 

گفت ::::: گوسفند !!!!

گفتم ، چرا 

گفت مغز نداری 

گفتم پس چرا به آدما می گن گوسفند 

کارتو دادم بهش  گفتم حساب کن 

گفت ۱۳۶۲ 

گفتم از کجا می دونی 

گفت من همه کارتا رو حفظم 

گفتم مغز زیاد می خوری 

خندید خخخ

گفت نادرشاه  رو می شناختی 

خندید و کیف کرد خخخ

گفت هیتلر رو چی 

گفت گمشو بیرون  خخخخ

نمی دونم چرا ناراحت شد ،

هی ی ی  هیتلر 😉😏

نماد پروانه

يكشنبه, ۲۰ آبان ۱۴۰۳، ۱۱:۰۳ ق.ظ | محمدعلی خالقی | ۰ نظر

پروانه ها موجودات زیبا و باشکوهی هستند که از یک کرم به یک حشره بالدار تبدیل می‌شوند که روی بال های نازک کاغذی خود یک عالمه رنگ های زیبا دارند. 

با گذشت زمان، فرهنگ‌ها، مذاهب و افراد مختلف معانی متفاوتی را از این حشره رنگارنگ استنباط کرده و پروانه را به نمادی زیبا و جامع تبدیل کرده‌اند. برخی از نمادهای مهم و مرتبط با پروانه ها عبارتند از:

نماد تاب آوری و استقامت

تجدید حیات

دگرگونی

رستاخیز

تغییر دادن

امید

زندگی

پروانه ها پیام آوران روح هستند. دیدن مکرر آنها تصادفی نیست و نباید حضور آنها را نادیده بگیرید. نیروهای الهی برای شما پیامی دارند. با توجه به آن، احتمالاً از خود می پرسید که وقتی پروانه می بینید چه معنایی دارد؟ در زیر پاسخ خود را خواهید یافت.

اگر همیشه پروانه‌ها را می‌بینید، می‌تواند به این معنی باشد که برای تغییرات عظیم یا حتی برای یک تحول در زندگی خود آماده هستید. پروانه ها به عنوان نمادی از تحول در زندگی انسان شناخته می شوند. شما نباید ظاهر آنها را در دنیای خود نادیده بگیرید، سعی کنید از حوزه زندگی خود آگاه باشید که از نظر شما مستلزم تغییرات مطلق است.

صبح تون پرانرژی

يكشنبه, ۲۰ آبان ۱۴۰۳، ۰۸:۲۵ ق.ظ | محمدعلی خالقی | ۰ نظر

این آهنگ دان کن خیلی قشنگه ، محمد اصفهانی

يكشنبه, ۲۰ آبان ۱۴۰۳، ۰۴:۲۸ ق.ظ | محمدعلی خالقی | ۰ نظر

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

نمی خواستم؛ خورشیدوُ ازت بگیرم… نمی خواستم؛ آسمونت ابری باشه…●♪♫
نمی خواستم که چشات، بارونی و سرد…●♪♫
سهمِ تو؛ گریه باشه… بی صبری باشه…●♪♫
آرزوم بوده که آسمون توو شبهات؛ برا تو یه سقفِ پر ستاره باشه●♪♫
روی تاقچه؛ ماه برات مثلِ یه آیینه! کهکشونا هم برات، گهواره باشه…●♪♫
نازنین؛ من اگه تاریکم، غمی نیست…●♪♫
تو به فردا ها؛ به روشنی، بیاندیش…●♪♫
همه ی پنجره ها؛ ارزونیه تو… به جهانی خوب و دیدنی، بیاندیش●♪♫
نمی خواستم؛ خورشیدوُ ازت بگیرم… نمی خواستم؛ آسمونت ابری باشه…●♪♫

 

من با این آهنگ دو روز درد کشیدم 

با چند تا از دوستان عروسی بودیم 

صدای ضبط ماشین خیلی زیاد بود 

فلکه نعلبکی قاین چایی خورده بودن   و با سرعت ۱۰۰ تا به جدول زدیم 

پنج نفر  تو ماشین بودیم 

ما رو بردن بیمارستان 

من کتفم در رفته بود و ورم کرده بود 

دکتر هم چون پنجشنبه جمعه بود نبود 

و تا صبح شنبه من درد کشیدم 

تا این که صبح شنبه منو بیهوش کردن و دستمو جا زدن 

اون شب تا صبح این آهنگ ملایم از تریبون بیمارستان  تسکین درد بود  

به یاد دوستان 

ا ج

ی م

م خ

ر غ 

اگه یادتونه  اینم به افتخار شما  خخخ

 

گوش کن ببین چی نمی گم

يكشنبه, ۲۰ آبان ۱۴۰۳، ۰۴:۱۴ ق.ظ | محمدعلی خالقی | ۰ نظر

ما همه مون تو زندگی اشتباهاتی می کنیم 

هیچ کس بدون نقص نیست 

مگه امام زاده ایم ما .... که بدون نقص باشیم 

جنگ راه بندازیم و خونریزی  دنبال مال و منال  

هزار کار خوب می کنیم به چشم نمیاد 

دنبال یک کار اشتباه یا یک حرفیم

ولش کن  ، رهاش کن بره ، به شیر می گن سلطان جنگل چقدر بوفالو ، ماموت کشته  ، اما یه روز می شه ، شیری که روی گاز می جوشد ، زمین گرده دیگه 

این قانون کارماست 

گاهی باید برای آرامش 

گوش کرد ببین چی نمی گم 

کیا شبا خوابشون نمی بره 

تبریک می گم به سیاهی خوش آمدی 

تو به خدا خیلی نزدیکی 

 

 

عزرائیل

يكشنبه, ۲۰ آبان ۱۴۰۳، ۰۲:۴۰ ق.ظ | محمدعلی خالقی | ۰ نظر

 

گفته بود که ....

گفت بابا میای پانتومیم بازی کنیم 

گفتم حسش نیست ،  ولی بازی 

داشت بازی می کرد 

گفتم فرشته 

گفت عالی بود 

گفت بابا اگه فرشته بودی 

کدوم فرشته بودی 

گفتم قبض روح 

خندید و تشویق کرد 

گفتم حرف خنده داری زدم ؟؟!!

گفت نه  :::

چون تو گوش  دوستم گفتم الان می گه عزرائیل  

با هم خندیدیم خخخخ

 

نوافن

يكشنبه, ۲۰ آبان ۱۴۰۳، ۰۲:۲۰ ق.ظ | محمدعلی خالقی | ۰ نظر

نشست تو ماشین 

گفت اشکال نداره سیگار روشن کنم 

گفتم دو تا روشن کن 

گفت تو که ورزش می کنی 

سیگار هم می کشی 

 

گفتم همه مون می دونیم که سیگار ضرر داره 

خیلی از بازیگرا و ورزشکارا رو دیدم که سیگار می کشن 

اما التیام  خیلی از درداست 

حال دلتو خوب کن حتی اگه قرار باشه به عقرب های 

کوهی اب بدی 

گفت این یعنی چی ؟؟

گفتم دنبالشو نگیر کاکو 🙂😔

نوافن 

بلال حیوانی

شنبه, ۱۹ آبان ۱۴۰۳، ۰۳:۴۹ ب.ظ | محمدعلی خالقی | ۰ نظر

گفته بود 

یارو از تو ماشین داد می زد اقا آدرس فلان‌جا کجاست 

داشتم با گوشی بازی می کردم 

جواب شو ندادم 

یعنی نه این که ندم 

احترام احترام میاره بیا پایین داد زدنت چیه 

اومد پایین دو تا بلال هم آورد داد بهم 

گفتم حالا شد 

خوشحال شدم 

بعد پرسید آقا فلان آدرس کجاست 

بلند شدم از جام و بهش آدرس دادم 

گفتم از تو ماشین داری داد می زنی بعد توقع داری کسی جوابتو بده 

آدرس کجا رو می خوای ؟؟

از این جا برو به آدرست می رسی 

بلال ها رو داد بهم و رفت گفت اینا رو هم بگیر سرخ کن بخور 

گفتم ممنون 

بلال رو گذاشتم رو آتیش سرخ شد خوردم بلا نسبت خر نمی خورد 

بعد نگاه کردم دیدم بلال حیوانی داده بهم  خخ

خنده ای کردم و سری تکان ، 

از دست این آدما  

---------------------------

گفت دیوانه رو تعریف کن 

گفت اون که من کشیدم تو کشیدی 

گفت من فقط سیگار می کشم 

گفتم درست گفتی ؟؟؟

این یعنی دیوانه 

از شکفتن ها لبا لب می شوم

شنبه, ۱۹ آبان ۱۴۰۳، ۰۸:۳۹ ق.ظ | محمدعلی خالقی | ۰ نظر

نیایش صبح گاهی

شنبه, ۱۹ آبان ۱۴۰۳، ۰۵:۳۰ ق.ظ | محمدعلی خالقی | ۰ نظر

پاییز هزار رنگ 

خداوندا خداوندا خدایا

تویی برتر تویی یکتا خدایا

منم بنده تویی مولا خدایا

توهستی آفریننده خدایا

تویی غفار و بخشنده خدایا

دل از مهر تو آکنده خدایا

الهی حق پیغمبر(ص) آمین

به آل پاک آن سرور آمین

نگهدار امت و رهبر آمین

تو ای معبود بی‌همتا آمین

نما یاری مرا مولا آمین

بگیر دستم در آن دنیا آمین

مران ما را از این درگاه آمین

 

سلام وقت بخیر جمعه پائیزی تون جمع

جمعه, ۱۸ آبان ۱۴۰۳، ۱۲:۳۸ ب.ظ | محمدعلی خالقی | ۰ نظر

جمع صمیمی مرتضی حسینی و دوستان

پنجشنبه, ۱۷ آبان ۱۴۰۳، ۰۶:۲۳ ب.ظ | محمدعلی خالقی | ۰ نظر

صبح زعفرانی بخیر

پنجشنبه, ۱۷ آبان ۱۴۰۳، ۱۰:۳۰ ق.ظ | محمدعلی خالقی | ۰ نظر