تجربه نشان داده گرچه نابینایان سو چشمی ندارند ولی از هوش واستعداد بالایی بر خوردارند و قدرتی در انها نهفته است که از هر انسان بینایی ارزشمند تر است . انها می توانند حتی از صدای راه رفتن ، فرد را شناسایی کنند .
ما به التفاوت چشمهای روشن و کور از دیده پنهان نیست
با نابینایان مهربان باشیم
دنیای زندونی
اگه برام دوری دنیام چه دلگیره
تو اینو می دونی برات که میمیره
شبهای بی خوابی چشمای گریونی
بی تو غم انگیزه شبهای مهتابی
اینو می دونی من ازت می خوام برگردی دوباره
اینو می دونی من ازت می خوام بمونی دوباره
خاموش بی روحه یه قلب دیونه
مرگ است این خونه دیوار می دونه
برگرد به این خونه دوری یه زندونه
دردو همش درده یه راه می مونه
اینو می دونی من ازت می خوام برگردی دوباره
اینو می دونی من ازت میخوام بمونی دوباره
سراینده محمد علی خالقی
سکوت تلخ
یه سکوت یه پنجره یه نفر مسافره
با تو هوا ی تو یه قفس پشت دره
من هو هوای تو عمری دربدره
بی تو هر تجربه ای که بده یا بدتره
این جای خالی تو دنیای دیونه مه دنیای دیونه مه
چرا باید بشکنی سکوت این خونه رو
تو که بودی واسه من مرهم وجود من
مرهم وجود من
یادت گذشته ی خاطره های بچگی
یادته اون کوچه های پر امید کودکی
بیا باز که ما بشیم عهد پیمان نشکنیم
بشکنیم سکوت تلخ
بشکنیم سکوت تلخ
این جای خالی تو دنیای دیونه مه دنیای دیونه مه
سراینده خالقی اسفاد
تنگ غروب
یه چشم منتظر به سوی جاده
یه پیچک شکسته توی باغچه
یه راه باریک غروب پاییز
یه کولبار غم یه قلب خسته
عشق تو هر تنگ غروب رو قلب می شینه
برام یه یادگاریه از خاطره همینه
هر روز صبح بوی گل بهاری
بوی شقایق های یادگاری
دفتر و خاطرات عکس وگلدون
بوی نسیم و کوچه ی رویایی
عشق تو هر تنگ غروب رو قلب من میشینه
برام یه یادگاریه از خاطره همینه
سراینده محمد علی خالقی اسفاد
عاشق
اگه از من دوری
اگه دلم تنهاست
اگه جای خالیت
توی دلم کوره
معلومه من هنوز دوستت دارم
معلومه من هنوز دوستت دارم
از عکس خالی توی دیوار
از قلب خسته ی امید وار
این جای خالیت تو این غربت
ای گل ای بنفشه تنها
معلومه من هنوز دوستت دارم
معلومه من هنوز دوستت دارم
این عطر تنهاییت
اگه غرق غربت
اگه درد دوری
این گریهای من
این بوی تنهایی
اگه همش سخته اگه همش درده
معلومه من هنوز دوستت دارم
تقدیم با عشق به یگانه معشوق
سراینده محمد علی خالقی