اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای

اسفاد وطنم

اسفاد ای سرزمین مادری من چه می کنی با دستهای خسته روح شکسته چه می کنی
درد است در فراق من از حال و روز تو شهر سکوت در و دیوار شکسته چه میکنی
روزی و روزگاری و حال و هوای تو شور اشتیاق بر مزار شهیدان چه می کنی
آن باغ های خرم و شیر دلان تو ان کوچه باغ عام و مردان ادیبت چه یکنی

خجسته بادا وطن بر فراز 

سلام خدمت تمامی حامیان و همراهان عزیز اسفاد وطنم . این رسانه پیام اور مطالب عرفانی و خداشناسی از زبان گیاهان ,حیوانات , انسانی و اشعار می باشد . که اکثرا بر واقعیت اتفاق است و همچنین مطالبی برجسته و ارزنده از زادگاهمان اسفاد و چهره های ماندگار که جنبه ثبت و ضبط می باشد . دوستان می توانن از طریق ایمیل حقیر مطالب خود را بیان نمایند . امید است ادامه دهنده این ره باشم 
ایمیل   : makhalegh@gmail.com    آدرس ما      اسفاد وطنم          
esfadvatanam.blog.ir


۱۰ نظر ۱۹ شهریور ۹۷ ، ۰۳:۰۸
محمدعلی خالقی




۰ نظر ۲۵ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۰۳
محمدعلی خالقی


اسفاد همانطور که از لحاظ فرهنگی . اجتماعی . دینی و مذهبی همیشه پیشرو بوده است از لحاظ صنعت و کشاورزی نیز منحصر به فرد بوده است محصولات کشاورزی و صنعتی اسفاد تا مور ( مرو ) و سرخس و هرات رفته است .
می توان گفت اسفاد اولین نقطه کشت زعفران در منطقه زیرکوه است .
وجود آب شیرین و زمین مرغوب باعث شده است که این روستا از قدیم از رونق فراوانی برخوردار باشد.
اولین بار مرحوم حاج محمد نوروزی پیاز زعفران را از منطقه مهموئی قائن به اسفاد می آورد و به کاشت زعفران می پردازد.

(یاد و خاطره مرحوم حاج محمدنوروزی و مرحومه همسرشان را گرامی میداریم)

اوایل زعفران ارزشمند نبود و همه زعفران نداشتند و همچنین پر کردن گل یک دور همی تفریحی بود و اگر هم دستمزدی در کار بود به این صورت بود که هم وزن زعفران گل پر شده ، گل دریافت می کردند و  فروش زعفران نیز در بیرجند می گرفت. حاج محمد نورزی فردی مومن . متعهد .بسیار زحمتکش و متبحر در کار کشاورزی بود که حتی تا آخرین لحظات عمر به کار پر برکت کشاورزی مشغول بود و  ما اسفادی ها باید به خودمون افتخار کنیم که از اولین زعفران کاران منطقه زیرکوه هستیم.
کشت زعفران تحول مهمی در منطقه ایجاد کرده است و باعث بالارفتن سطح درآمد مردم منطقه و اشتغال زایی شده است و حتی صدور پیاز زعفران از سال ۶۳ به منطقه تربت حیدریه از منطقه زیرکوه بویژه اسفاد بوده است. خشکسالی دهه گذشته، زلزله و کاهش آب قنات موجب رکود در بخش تولید زعفران شده است اما با افزایش آب قنات و گسترش امکانات زیربنایی و صنعتی شدن کشاورزی ، کشت زعفران دوباره رونق گرفته است .
امروز با اصلاح نظام آبیاری و زمین های کشاورزی و صنعتی کردن آبیاری و مکانیزه کردن روشهای برداشت محصول می توان در بخش تولید زعفران رونق ایجاد نمود تا موجبات رفاه و درآمد منطقه فراهم شود.
گسترش ارتباطات اسفادیها از کلانشهرها به اسفاد و  امکانات زیربنایی اسفاد و رونق  ساخت و ساز بهتر است به کمک تولید بخش کشاورز بیاید تا میزان راندمان تولید بالا رود. حتی اسفادیهای مقیم مشهد و قائن و بیرجند بهتر است در بخش پر کردن گل زعفران همکاری نمایند و کانونهایی برای توزیع گل زعفران تشکیل شود. انشاالله که همکاری همگانی موجب رونق اقتصادی اسفاد و محرومیت زایی بشود.
                         کریمی آوای اسفاد

۰ نظر ۰۲ بهمن ۹۸ ، ۱۷:۳۵
محمدعلی خالقی

آرشیو 12 مهر سال 1395 وبلاگ اسفادخبر
esfadnews.blogfa.com
 
 
جلو   رفت  تا  که  نماید  مقال
بدیدش که مرده است طبق روال
چنان  بود  خونش  به  روی  زمین
تو گویی که  بوده  به  میدان مین
یکی چشم، باز و یکی بسته بود
گمانم به ناگه  به  ره جسته بود
دهانش  شده  بود دریای خون
شغال نگون بخت،بختش نگون
بگفتاش سیخل،تو را  چون شده است؟
که بستر تو را یکسره خون شده است؟
بگفتا به ناگه پریدم  به راه
پرایدی مرا زیر  گرداند، آه
بگفتاش سیخل همین برشغال
مرا هست اینک دگر یک سوال
به اسفاد نبود مگر خانه ات
نباشد به آنجا مگر  لانه ات؟
چه سازی به آبیز  اینک بگو
که نبود مرا طاقت   گفتگو
بگفتا   به  آبیز  یک  جلسه  بود
همی جلسه در پشت مدرسه بود
به همراه دیگر شغالان به تاخت
برفتیم چون خویش باید بساخت
بگفتاش سیخل که جلسه چه بود
مگر داشت بر حال تو لیک سود؟
بگفتش به ما  هست  روباه پیر
همی سرور و صاحب و اوکبیر
هم او دختری داشت که شد عروس
شغالان  همی  کرده   آنجا  جلوس
بگفتاش سیخل که چون قصه شد؟
که زیر آمدی و تو  را  غصه  شد؟
چنان بانگ برخاست ازاین  شغال
زمین و زمان شد به سیخل زوال
میان  همه  هوهوها  یک  شغال
بدید تکه  گوشتی  به  زیر  جوال
به دندان گرفت تکه گوشت و بجست
به اسفاد چون  آهویی  مست مست
ز بعد همه اووو و اووو.و سرور
گرفتم  به  اسفاد   ره   با   غرور
به اندوه گفتا  رسیدم پگاه
سحرگاه  بر  کوچه پاسگاه
خیالم همه تخت و آسوده بود
به امید  آن  پشته  جاده  بود{سرعت گیر}
که سرعت بگیرد ز چرخ و فلک
دریغا  گرفت جان  من  ایدمک
رسان این پیامم به جمع شغال
تو ای سیخل عاقل و  با کمال
که مردم فدای رفیقان  شدم
فدای همش تکه ای نان شدم
که دنیا نیرزد به  یک  اررنی
نباید که سر زد به هر برزنی
به   آبیز   هرگز   مبادا   روید
که من رفتم و روی من کس ندید
شب پیش گفتا پدر این سخن
ز   آبیز  دلبند  من  دل بکن
همی سیخلان در کمین تواند
چنان که  پدر  جد  تو را بدند
نکردم نصیحت ز  بابام  گوش
چو جدم نمودم تصادف به دوش
سپس گفت ای  روبه حیله ساز
چرا تو زدی اینقدر حرص  و آز؟
کنون که نداری به دنیا امید
ز سیخل برایت بود  یک نوید
همی تیغ  اول  زنم  بر  دلت
به دنیا فقط هست این حاصلت
زنم تیغ دوم  به  چشمان تو
که باشد نگاهت به دامان تو
دگر تیغ سوم  زنم  بر دو  گوش
به وقت شنیدن تو باشی به هوش
زنم تیغ چارم به ساق دو پا
به باغ اهالی مرو  در  خفا
بود   تیغ   پنجم   نثار   زبان
که خلقی زهوهوی تودرامان
ششم تیغ را من زنم بر دمت
که شاهد نگیری دمت بر امت
زنم  تیغ  آخر  به لبهای  تو
دگر خلق راحت ز نجوای تو
شاعر:حسین مقتدر{مقتدر}
 
جوابیه  برای شاعر آبیز
ای سیخلان که طبع شما گرمی و تب است
وقت پیاز  خوردن تان  نیمه ی  شب   است
آن  تیغ های   تیز  که   جای    سپر    شده
جائی که خورد، ذهن بگوید که عقرب است
اخلاق  و  شعر  ضابطه   دارد ،  برای    خود
نه این خزعبلات  که از جهل  بر   لب است
این بحث ها  نداشت  ، برای  تو  آب   و نان
این مردمی که جمله ز یک دین و مذهب است
ما  هم   شهید   داده     برای    نظام    خود
جانم   فدای  رهبر   خوبان   و   مکتب  است
گفتی  شغال ،  جد   من  و  تو  ز  آدم  است
نابخردی و خیره سری این چه مطلب است ؟
شاعر !  چراغ     راه    برای    نجات     بود !
گفتند عده ای که چنان ماه و کوکب است
شاعر  همیشه   درد    جوامع   به  دفترش
او را نه حرص جاه و جلالی و منصب است
ما  هم  به  جان  هم  که  بیفتیم    ناگهان !
بازار   و   کار   دشمن    گویا   مرتب  است
دارد کلیله  ،  دمنه  حکایت   به  صفحه ای
خر از برای خاطر  آن دو ، چو   مرکب است
در   تلگرام   ، حرمت     خود    را    نگاه  دار
شاعر همیشه  لحن  کلامش   مودب  است
شاعر : مرتضی حسینی اسفاد 
 
و این هم جوابیه دوم آقای مقتدر
 
من کی خطاب نمودم کسی شغال؟
یک طنز بود مثل همیشه،همه  روال
اسفادیان  همه ز برایم  چو دسته  گل
اما  دریغ  و  حیف  ندادند  این  مجال
شعر بود بودو لیک صحبت من باشمانبود
اینگونه شعر از  من  شاعر  بود محال 
 
شعر گفتم من ز سیخل وشغال
سوء ظن گشته است بر اسفاد،حال
کی  خطابم  بود   بر  اسفادیان؟
حیف شد برداشت سوئی ای امان
 
 
البته آقای احمد عظیمی هم جواب دندان شکنی به آقای مقتدر دادند که در پیشینه وبلاگ موجود است.

۱ نظر ۲۹ دی ۹۸ ، ۰۰:۴۵
محمدعلی خالقی

۲ نظر ۲۸ دی ۹۸ ، ۰۲:۱۰
محمدعلی خالقی

 

حیله ابن تمّره در استفاده از خار خسک

و امّا در باره پرنده کوچکی که به آن «ابن تمّره» می گویند: روزی در لابه لای شاخه های درختی لانه کرد. ناگاه دید ماری عظیم بر لانه اش مشرف گشته و دهان را گشوده است. پرنده سخت در تشویش و اضطراب افتاد و در پی چاره می گشت که ناگاه گیاه «خار خسک» را مشاهده کرد و آن را یافت. آن را برداشت و در دهان مار افکند. مار نیز آنقدر به خود پیچید که جان داد. راستی اگر تو را از این خبر آگاه نمی کردم به ذهن تو و دیگران خطور می کرد که «خار خسک» چنین سود و مصلحتی داشته باشد یا از پرنده ای کوچک یا بزرگ چنین حیله و چاره ای برآید؟ از این و بسیاری از اشیای دیگر درس عبرت بگیر و بدان که منافع و فواید بی شماری دارند ولی باید حادثه ای رخ دهد یا خبری از آنها ذکر گردد تا [این سودها] دانسته شود.

۰ نظر ۲۶ دی ۹۸ ، ۲۳:۴۷
محمدعلی خالقی

 

اینک در کثرت نسل ماهی و ویژگیهای آن تأمل و اندیشه کن. اگر می بینی که در درون یک ماهی آنقدر تخم (خاویار) هست که به شماره نیاید، به خاطر آن است که کار بر ماهیخواران که شماره آنها اندک نیست آسان گردد. حتی درندگان جنگلها هم برای شکار ماهی به آب پناه می آورند. در این وقت این حیوانات اگر ماهی را بیابند آن را از آب می ربایند. حال که درندگان خشکی ماهی می خورند، پرندگان ماهی می خورند، مردم ماهی می خورند و حتی ماهیان هم ماهی می خورند حکمت و تدبیر چنان به کار آمد که ماهیها این گونه در شماره نیایند و فراوان باشند.

گستردگی حکمت آفرینشگر و کوتاهی دانش آفریدگان

هر گاه که خواستی از گستردگی حکمت آفرینشگر و کوتاهی دانش مخلوقان آگاه گردی به ماهیها، حیوانات آبی، صدفها و دیگر آبزیانی که در آبها زندگی می کنند و در شماره نیایند بنگر. و تو از منافع این آفریدگان آگاه نمی گردی مگر اندکی که بر اثر برخی از حوادث رخ می نماید. مثلا مردم هنگامی به فایده نوعی حلزون پی بردند که رنگ قرمز را شناختند [داستان این کشف این گونه بود]: هنگامی که سگی در ساحل آب در گردش بود حلزونی را یافت. آن را خورد و خونش دهان او را رنگین کرد. [آنگاه که دهان سگ را دیدند] مردم به زیبایی آن رنگ پی بردند و از آن به عنوان رنگ استفاده کردند و دیگر مواردی که مردم گاه گاهی بر اثر بروز وقایعی به آنها پی می برند.

۱ نظر ۲۵ دی ۹۸ ، ۰۳:۳۷
محمدعلی خالقی

👈 ضمن عرض تسلیت ایام غم انگیز فاطمیه، به این بهانه سروده ای جانسوز تقدیم می گردد....👇
                       ===============
یادمان باشد که مادر را زدند
نی غلط گفتم که حیدر را زدند

دختری کو از پدر محروم بود
بعد مولا در جهان مظلوم بود

بلکه از مولای خود مظلوم تر
او که بود از هر کسی معصوم تر

در به پهلویش زدند از ظلم و کین
ناله ای زد پر فغان، شد بر زمین

حق بابایش پیمبر شد ادا
اجر و پاداش رسالت شد جفا

خانه ای کو در زمین مهدیس بود
فاش گویم، مادرم قدیس بود

بر درش آتش زدند با افتخار
عده ای انسان نمای نابکار

در ورودش پیک حق هم اذن داشت
با متانت بر درش پا می گذاشت

عده ای بی اذن او وارد شدند
با وقاحت قاتل ماجد شدند

عده ای شیطان صفت، انسان نما
از زمین بردند سنا و هم ثنا

سینه ای بشکست در آن حادثه
صورتی شد نیلی از آن حادثه

آه سرد از دل کشید آن نازنین
پشت در شد از جفا سقط جنین

محسنش کردند شهید ای وای من
با فشاری بس شدید ای وای من

غسل او با جان مولایش چه کرد
بس که از هجر نگارش ناله کرد

الغرض بس کن "خلیل" این نامه را
در سما افکنده ای این ناله را
            ====================
شاعر: ابراهیم حسینی، دی ما 1398...

۱ نظر ۲۴ دی ۹۸ ، ۱۹:۲۴
محمدعلی خالقی

۳ نظر ۲۲ دی ۹۸ ، ۱۲:۴۰
محمدعلی خالقی


آسیاب آبی قدیم

 گندم از مهمترین غلات اصلی غذای انسانها می باشد گندم از زمان قدیم  تا به امروز  در کشتزارها ومزارع  در سرتاسر ایران وجهان  کشت می شد و از مهم ترین مشاغل بوده که بدون آن زندگی دچار بحران و مشکل می باشد
در قدیم  بیشتر مردم کشاورز بودند  وکشت گندم  از شغل اصلی آنها محسوب می شد ولی با پیشرفت زمان وتکنولوژی امروز رو به کاهش یافته است .
 در قدیم دونوع  کشت گندم داشتیم دیمه و اوه همون آبی   به این صورت بود که تخم گندم را در زمین شیار شده می پاشیدن و روی انها را هموار یا به قول اسفادیها ماله کرده تا گندم پوشیده شده و آب می خورد تا موقع برداشت محصول 
 برداشت آن با ابزارهای مخصوص درو به صورت بغل جمع اوری شده و باری گندم را با ترفند ماهرانه ای با ریسمان بسته وبا الاغ در خرمنگاه ذخیره  می کردند بعد با گاو یا الاغ نرم کرده وقسمت کاه وگندم را با ابزاری به نام چیگ و غلبر یا غربال  به وسیله باد جدا می کردند . کاه در کاهدون ذخیره می شد وگندم هم به اسیاب برده می شد تا  آرد شود
در اسفاد قدیم دو آسیاب آبی بود که به وسیله آب کار می کرد:
 یکی در کنار باغ حاجی علی محمد جعفری از آقای  حاج میرزا حسن حسنی
 ودیگری از حاج میرزا حسن عطایی که  شرح ان به این روال می باشد
 حوضچه ای به عمق حدودا ده متر وقطر حوض دو متر که از آب قنات پر  می شد . هنوز در آن زمان جوانان خاطره هایی از آن را به یاد دارند. 
 اثارش تا قبل از زلزله ۷۶ به یادگار مانده بود که از آن  برای اب تنی وشنا  استفاده می کردند وپایین این حوض شکافی داشت که اب از این منبع خارج می شد ودر پره ای چوبی بزرگ به وسیله ی چوبی ماحرانه به سنگ اسیاب وصل بود .  به این توضیح که وقتی اب از خروجی خزانه به پره ریخته می شده پره شروع به حرکت  کرده وچوبی که به سنگ آسیا از طریق پره وصل بوده سنگ هم شروع به چرخش می کرد . 
سنگ آسیاب تشکیل شده از یک سنگ محرک وسنگ ثابت که بر زمین استوار بوده وسنگ محرک بر روی ان به گردش در می آمد.
این سنگها به وسیله ادمهای کار کشته  از بهناباد که شخص خاصی مسئول آن بوده از کوه منتخب و  چیده ( تراشیده وگرد ) می شد. 
سنگ ها محموله سنگین بوده وبه متراژ حدودا یک و نیم  یا دومتر قطر داشت و وسط آن سوراخی داشته که با اهرم شروع به چرخش می شد.
 این سنگ هم تا چند سال قبل در درب قلعه قدیم اسفاد بود
سنگ ثابت  بر زمین استوار  دارای برجستگی به داخل بوده که گندم به وسیله دولچه از سکویی که محل استقرار گندوم بود . کم کم در گلوی سنگ ریخته وسنگ در حال چرخش با سنگ ثابت باعث نرم شدن گندم می شد . 
 سنگ ثابت یک طرفش دارای شکافی بود که به وسیله ناودون آرد نرم شده به داخل حوضچه ای ریخته واز حوضچه به وسیله شاگردک به داخل جوال یا کیسه منتقل می کردند وسرش را با نخ می بستند وبه وسیله الاغ به خانه ها روانه ومورد استفاده قرار می گرفت 
از سنگ آسیاب غافل نشیم  چون قدمت و آثار باستانی آن پرچمی سرفراز از  اسفاد قلب زیرکوه دارد.
 در پایان فاتحه ای بخوانیم  برای  این بزرگ مردان حاجی میرزا حسن حسنی و خواجه معین وحاجی میرزا  حسن عطایی با ذکر صلوات بر محمد ال محمد

محمد علی خالقی-احمد محمدی اسفاد

۰ نظر ۲۰ دی ۹۸ ، ۱۴:۴۸
محمدعلی خالقی

 

با سلام و احترام 
از قشنگ ترین کارهایی که در اسفاد قدیم انجام می شد اجرای تئاتر یا نمایش کمدی و دراماتیک برای عموم مردم بود و معمولا 22 بهمن روز جشن پیروزی انقلاب اسلامی اجرا می شد. 
اوج این کار ، زمان جنگ و در محل مدرسه قدیم یا انجمن اسلامی، که بالاتر از چهار راه و روبروی منزل آقای شهریاری بود برگزار می شد ، تمرین بازیگران ، تهیه لباس گریم و ساختن سن نمایش با نیمکت های چوبی و کشیدن چادری بر روی چارچوب آن ، کار ی واقعا  سخت در آن محیط باز و سرد بود. بعضی وقتها پایه های شل و ول نیمکتها باعث حرکت سن می شد. و از همه هیجان انگیز تر پرده متحرک جلو سن بود. 
از چند روز قبل بچه ها منتظر اجرای نمایش بودند و در صبح روز اجرای نمایش ، همزمان با پخش سرودهای انقلابی مثل 22بهمن و الله الله و بوی گل و سوسن ... و مادر مادر ، به سمت محل اجرا حرکت می کردیم. 
مردم از زن و مرد در آن محیط باز و سرد زمستانی جمع می شدند و به محض کنار رفتن پرده نمایش برنامه ها شروع می شد. 
تلاوت قرآن ، اجرای سخنرانی و سرود و دکلمه و در نهایت که بخش مهم و اصلی برنامه ها بود اجرای نمایشنامه های طنز و آموزنده بود.
اسفادی ها بیشتر به نمایشنامه های کوتاه و طنز علاقه دارند و به علت اخلاق شوخ طبعی که دارند استعداد و توانایی اجرای این نمایش تقریبا برای اکثر افراد وجود دارد. 
اجرا با لهجه شیرین اسفاد آن هم با آن گریم های خنده دار و آن ابتکار عمل ها واقعا لذت بخش است. یادم میاد در یکی از آن نمایش ها ، یکی از بازیگران  رفت روی سن و با لهجه شیرین اسفاد گفت  : (صبا برفتم به هه زم کمر مه بشکه ) .   و یا شیرین کاری ها، نمایش دکتر و پزشک و مسابقات ماست خوری و برگردان شعر ، شادی فراوانی در وجودمان ایجاد می کرد که تا سال آینده شیرینی اش در کام ما همچنان می ماند.  
از مشهورترین نمایشنامه هایی که تاکنون به روی صحنه رفته است می توان به نمایشنامه های بلال حبشی ، ابوذر ، قیس ابن مصهر صیداوی، و عالم قبر اشاره نمود.
به هر حال اجرای نمایش زنده آن هم با آن کمبود امکانات ،کاری بسیار سخت بود و فقط  عشق و علاقه به این کار بود  که باعث می شد بازیگران ، نمایشنامه های به این قشنگی را یک شبه و از یک یا دوشب قبل آماده می کردن که این کار،  واقعا قابل تحسین است. 
اینجانب خودم در کارهای نمایشی زیادی حضور داشتم و از نزدیک با مشکلات تهیه و اجرای آن ،آشنا هستم اما هم اکنون، باز هم حاضرم بخصوص در  مشهد ، در مناسبت ها با یک گروه ثابت و فعال این کار را ادامه بدهیم.  

اسماعیل کریمی 

۰ نظر ۱۸ دی ۹۸ ، ۱۳:۴۷
محمدعلی خالقی

شعری در رابطه با سردار دلها شهید  قاسم سلیمانی 

نام قاسم حک شده بر سینه ام 
 اشک خون میبارد از دیده ا م 
راه  حق  و  راه مولا  و علی 
بوده است یک عادت دیرینه ام 
عشق ما بوده است سردار ولی 
آن که نامش در جهان شت منجلی
خار گشته چشم دشمن نام او
لرزه ای  انداخته است  افکار او
گشت عاصی دشمن پست وذلیل
تا که ریخت خونش دربیت علی 
از  فراقش  عالمی  نالان  شده 
چشم دوست ودشمنش گریان شده 
یک سخن جا مانده است از این کلام 
تا رسد بر دشمنانش این پیام 
راه  او  راه  ولایت راه ماست 
انتقام سخت دشمن کار ماست 

شعر :محمد رضا خالقی 

 

 

۱ نظر ۱۶ دی ۹۸ ، ۱۳:۱۰
محمدعلی خالقی

بعضی ادما بدون دلیل دوست داشتنی هستند .

یعنی اینکه ستاره وجودشون سرشار از محبوبیت و جذابیت است . این ادما خیلی کم اند . و خیلی به ندرت  پیدا می شند . سردار سلیمانی یکی از این افراد بود . که هیچ موقع از یادها نخواهد رفت .

همان طور که چشماش منو یاد امام می ندازه از چهره اش هم  شهامت شجاعت  مهربانی را می شه  فهمید . او پدر ایران بود که با بودنش امروز من و تو در ارامشی خیال ارمیده ایم . و امنیت را احساس می کنیم او نه تنها برای ایران بلکه برای هر ملت مظلومی  همچون شیری شجاع پر بار بود . 

گر چه امروز هر شغال و کفتارهایی با مرگ شیر مردی  احساس شادمانی دارند بدانند ما نه تنها یک سلیمانی را از دست داده ایم  بلکه هزاران سلیمانی دیگر را در صحنه داریم 

شهادتت مبارک شیر مرد ایران 

 

۰ نظر ۱۴ دی ۹۸ ، ۱۱:۰۹
محمدعلی خالقی

چهره های منحصر به فرد اسفاد
آقای غلامحیدر کریمی 
آقای غلامحیدر کریمی که به تازه گی به سفر کربلا مشرف شده است  فردی شوخ طبع و پرتلاش که از سال ۷۰ ساکن مشهد است
و از همان سالهای اولیه هیات و دوره قرآنی خانگی ،مشارکت فعال در این زمینه داشته  و در امورات عمومی و مناسب های ۲۸ صفر بعنوان هماهنگ کننده و انتظامات مشارکت فعال داشته است .
ایشان هم اکنون ساکن گلبهار است و آنچه بعنوان ویژگی انحصاری و امتیاز می توان برای ایشان نام برد
تخصص در تولید مواد رزین است.
ایشان توانسته است تجارب شخصی زیادی در خصوص تولید سنگ ساب موزاییک در قالب های سه تایی و شش تایی و سنگ نواری بدست آورد و ضمن انجام ترکیبات شیمیایی تجربیات زیادی در این زمینه نیز کسب نموده است.
همچنین بصورت تجربی توانسته است به طراحی تولید دستگاه ساب موزاییک بپردازد .
یکی دیگر از توانمندی های ایشان تولید ترکیبات رزین برای سطح پوست کن های سیب زمینی در کارخانجات چیپس و سطح معابر عمومی نظیر پل های هوایی است که استفاده از این مواد موجب عدم سر و لیز خوردن در سطح صاف می شود
و می توان گفت ایشان از معدود افراد تولید کننده سنگ رزین برای سنگ سابی است .
برای ایشان و خانواده محترمشان آرزوی سلامتی و بهترین ها داریم به برکت صلوات بر محمد و آل محمد

۱ نظر ۱۳ دی ۹۸ ، ۱۵:۰۲
محمدعلی خالقی

فردی از درد زیاد خواب به چشم نداشت. او برای مداوای چشم انواع قرص و دارو ها را استفاده کرد اما چشم دردش خوب نشد . به راهبی شناخته شده و مقدس  مراجعه کرد . راهب به او گفت تو باید برای مدتی به هیچ رنگی جز رنگ سبز نگاه نکنی  او پس از بازگشت از نزد راهب به تمامی مستخدمان خود دستور داد بشکه هایی سبز رنگ بخرند و هر انچه در اطراف و خانه ی اوهست همه رو سبز رنگ کنند . 

پس از مدتی رنگ ماشین خانه لباس و هر انچه به چشم می خورد را سبز رنگ کرد . چشم درد او به مرور تسکین یافت و کاملا خوب شد . او برای تشکر نزد راهب رفت تا ادای احترام کند راهب گفت خوب چه شد . چشم دردت خوب شد . او  فرمود بله ولی گرانترین مداوایی بود که تا کنون وجود داشته است . گفت چطور بر عکس ارزانترین مداوایی بود که کرده بودم . او فرمود من تمام ثروتم را برای رنگ امیزی و خرید فروختم  تا چشمم خوب شود . 

مرد راهب به مریض گفت تنها کافی بود عینک سبز رنگی بخری هیچ نیازی به این همه مخارج نبود . 

 

برای یک کار نمی توانی تمام دنیا را تغییر دهی بلکه با تغییر چشم اندازت می توانی دنیا را به کام خود در اوری .

اسان بیاندیش و راحت زندگی کن 

 

 

۰ نظر ۱۱ دی ۹۸ ، ۱۵:۴۲
محمدعلی خالقی

۱ نظر ۱۰ دی ۹۸ ، ۲۲:۱۹
محمدعلی خالقی

درباره اوقات نماز خداوند در آیه ۱۱۴ هود و سوره ۱۱ میفرماید: 
نماز را در دو طرف روز و پاره ای از شب بر پا دار... 
منظور از دو طرف روز ظاهراً قبل از طلوع و بعد از غروب خورشید میباشد. یعنی نماز صبح و مغرب. 
و در آیه ۷۸ بنی اسرائیل (اسراء) سوره ۱۷ میفرماید: 
نماز را از غروب خورشید تا تاریکی شب و سپیده صبح بخوان... 
در این دو آیه نماز بصورت صلوة، آمده است. 
آیه ۱۳۰ طه سوره ۲۰ میفرماید: 
... قبل از طلوع خورشید و قبل از غروب آن و قسمتی از شب و اطراف روز با ستایش خداوندت او را تسبیح بگو ... 
آیه ۳۹ و ۴۰ ق سوره ۵۰ میفرماید: 
... قبل از طلوع خورشید و قبل از غروب و قسمتی از شب و بعد از سجده ها با ستایش خداوندت را تسبیح بگو. 
آیه ۴۰:۵۵ سوره مومن (غافر) میفرماید: 
... برای گناهت طلب آمرزش کن و شب و صبح با ستایش، خداوندت را به بزرگی یاد کن. 
آیه ۴۸ و ۴۹ طور سوره ۵۲ میفرماید: 
... وقتی بلند میشوی و قسمتی از شب و موقع ناپدید شدن ستارگان خداوندت را تسبیح بگو. 
آیه ۴۱ و ۴۲ احزاب سوره ۳۳ میفرماید: 
ای افراد باایمان خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب او را بپاکی ستایش کنید. 
آیه ۱۷ و ۱۸ روم سوره ۳۰ میفرماید: 
خدا را موقعی که روز را به شب و شب را به روز میرسانید بپاکی یاد کنید 
و شب و ظهر در آسمان ها و زمین ستایش به خدا اختصاص دارد. 
منظور از تسبیح خداوند او را به بزرگی و پاکی یاد کردن است. 
بعضی از این تسبیح گفتن ها بعداً بصورت نماز درآمده است. 
حمد یعنی ستایش خدا در موقع ظهر هم بعداً بصورت نماز ظهر درآمده. 
خداوند در آیه ۱۰۳ نساء سوره ۴ میفرماید: 
...نماز در اوقات معینی بر افراد باایمان واجب شده. 
نماز برای این واجب شده که انسان بیاد خدا و روز قیامت (روز جزا) باشد و کار زشت و ناروا نکند. 
چون خداوند در آیه ۴۵ عنکبوت سوره ۲۹ میفرماید: 
آنچه از قرآن به تو وحی شده بخوان و نماز را بپا دار. چون نماز از کارهای زشت و ناپسند جلوگیری میکند. مسلماً یاد خدا بزرگتر است... 
پس نماز برای این واجب شده که انسان بیاد خدا و روز قیامت باشد و کار زشت و ناروا نکند. 
بنابراین مسلمان باید بداند که برای این منظور نماز میخواند نه اینکه خدا به نماز او احتیاج دارد و نماز برای انسان سازی است 
و مطابق ابتداء آیه بهتر است فرد مسلمان قبل از نماز مقداری قرآن بخواند. 
تا از دستورها و نظرهای خداوند اطلاع پیدا کند. 
اگر عربی نمیداند باید ترجمه قرآن را به این منظور بخواند. 
خداوند در آیه ۲۰:۱۴ طه به موسی (ع) میفرماید:
نماز را برای اینکه بیاد من باشی بر پا دار. 
درباره ذکر نماز خداوند در آیه ۱۷:۱۱۱ سوره اسراء (بنی اسرائیل) میفرماید: 
بگو ستایش (بزرگداشت) فقط برای خدائی است که فرزندی ندارد و در فرمانروائی هم شریکی ندارد 
و ضعیف نبوده که احتیاج به مددکاری داشته باشد و او را هرچه بیشتر بزرگ دار. 
آیه ۹ جمعه سوره ۶۲ میفرماید: 
ای افراد باایمان، وقتی ندای نماز جمعه داده شد به نماز بشتابید و خرید و فروش را رها کنید. 
اگر علم داشته باشید متوجه میشوید که اینکار بنفع شما است. 
چنین تاکیدی در مورد نمازهای دیگر نشده. 
درباره نماز قصر: نماز شکسته آیه ۴:۱۰۱ سوره نساء میفرماید: 
وقتی در سفر هستید، اگر میترسید که کافران صدمه ای به شما بزنند اشکالی ندارد که از نماز خود کم کنید (نماز را شکسته بخوانید) 
چون کافران دشمن آشکار شما هستند. 
می بینیم که این نماز، نماز خوف، نماز ترس از حمله دشمنان است نه نماز سفر که بعد بخواهند مقدار مسافتی که باید طی شود محاسبه شود. 
آیه ۴:۱۰۲ هم نماز پیغمبر (ص) را در موقع جنگ بیان میکند. 
آیه ۴۳ بقره سوره ۲ میفرماید: نماز را بپا دارید و زکات بدهید و با رکوع روندگان به رکوع بروید. 
و آیه ۷۷ حج سوره ۲۲ میفرماید: 
ای افراد باایمان رکوع و سجده کنید و خداوندتان را بندگی (اطاعت محض) کنید و کار خوب بکنید تا رستگار شوید. 
آیه ۵۳:۶۳ سوره نجم هم میفرماید: 
خدا را سجده و عبادت کنید. 
آیه ۹۸ حجر سوره ۱۵ میفرماید: 
با ستایش خداوندت او را تسبیح کن و از سجده کنندگان باش. 
آیه ۱۷:۱۱۰ سوره اسراء (بنی اسرائیل) میفرماید: 
... نمازت را بلند نخوان آهسته هم نخوان، حالتی بین این دو حالت را داشته باش. 
ولی بجای اجراء این دستور بعضی نمازها را بلند میخوانند و بعضی آهسته. 
آیه ۷۴ واقعه سوره ۵۶ میفرماید: 
بنام فرمانفرمای بزرگت تسبیح بگو. 
که در رکوع گفته میشود و آیه اول سوره اعلی سوره ۸۷ میفرماید: 
بنام فرمانفرمای بلند مرتبه ات تسبیح بگو. 
نام خداوندت را منزه و پاک ساز که در سجده گفته میشود.

۰ نظر ۰۷ دی ۹۸ ، ۰۵:۵۱
محمدعلی خالقی

وکالت یکی از شغلهای پر درامد و ابرومند امروز جامعه ماست  مستلزم به هوش و استعداد بالا برای افردی که  ره رو  این رشته می باشند . 

به تفسیرو توضیح بیاناتی در رابطه به ان  می پردازیم .

معنی وکیل  , بستن عقدی ایست که به موجب ان یکی از طرفین طرف دیگر را برای انجام کاری نایب خود قرار می دهد . 

ما می دانیم که امروزه تمامی ما انسانها برای پول زندگی می کنیم . درس می خونیم می جنگیم . شاید برای توجیه عملی دروغ بگوییم و هزاران مبحث دیگر 

هیچ کس از داشتن پول زیاد بدش نمی یاد . 

حتی یک وکیل در مبحث یک دعوا از موکل ها از طرفی که پول بیشتر گرفته باشد  به نفع ان مذاکره خواهد کرد . بدون توجه به حق و عدالت 

یک وکیل  یا یک قاضی  برای انجام کاری پول دریافت خواهد کرد و در دعوایی که حتی مجرم مقصر باشد بدون  توجه به واقعیت حکم خواهد کرد .

شاید قتلی را موجب شده باشد. شاید دزدی کرده باشد شاید از دیوار خانه ی کسی بالا رفته باشد و هزاران شایدهای که موجب  ان  حبس و شلاق می باشد تا درسی باشد برای دیگران  اما پوستی کلفت شرم و حیا را از انان  سلب کرده است .

او باید دروغ بگوید و بر علیه مجرم قضاوت کند و هزاران دروغ ,شاهد و مدرک دیگر را جمع اورد تا بتواند دفاعیت خود را در برابر یک مجرم اثبات کند . چرا که  پول (رشوه) دریافت کرده است .

این چه پول و چه شغل کثیفی ایست و ایا این پول بر سر سفره یک خانواده حلال می باشد  که ...

 یک مادر بی گناه باید سر چوبه دار سرش از تنش جدا شود 

یا یک فرزند خردسال بعلت اختلافات خانوادگی از پدر و مادر خود جدا شود . 

و یا قتلی که بموجب ان چند خانواده و فرزند اواره کوچه خیابان شوند . 

امروزه بعضی از قضات گرامی ما بر صندلی گردان  با لباسی مقدس و مبارک انقدر در ناز و نعمت ارمیده اند و پاره ای از  کبر و غرور انها را فرا گرفته که به ارباب رجوع حتی اجازه صحبت کردن نمی دهند . ایا تو غیر از این صندلی و غیر از این سمت در بیرون از این جایگاه   ارزشی خواهی  داشت . سو استفاد بعضی از افراد سود جو و کوته فکر را بد باور و مغرور کرده که انسانیت را فراموش کرده اند . 

ببین پول این کاغذ کثیف چه  غیر ممکن هایی را ممکن می کند.

 رشوه گرفتن امروزه در جامعه ما چه  افراد بی گناهی را راهی زندان و چوبه دار می کند  . و چه مجرمانی را  از چوبه دار پایین می کشد .

ناگفته نماند هستند وکلای خوب و قضات شاخص که حق و عدالت را خوب می شناسند و خوب اجرا می کنند . 

ووای به حال مظلومیت  وای به حال بی کسی

بی پدری , بی مادری , اوارگی , بیچارگی  بی پولی 

نگاشت  خالقی اسفاد 

 

 

 

 

۲ نظر ۰۴ دی ۹۸ ، ۲۰:۱۰
محمدعلی خالقی

۲ نظر ۰۴ دی ۹۸ ، ۱۲:۳۶
محمدعلی خالقی

 

 

همچنان که از بوته ی خار انگور چیده نمی شود 

بدکاران به جایگاه نیکوکاران نمی روند 

پس هر راهی را که می خواهید بپیمایید 

زیرا هر راهی را که بروید به اهل ان وارد شوید 

پیامبر خدا 

 

 

 

 

۰ نظر ۰۳ دی ۹۸ ، ۰۶:۳۰
محمدعلی خالقی

در سکوت شب نگاهی خسته روئیده

ساز آرامش دل اندوه مردی را نوازش می کند 

چون قطره ی آبی که بر گلبرگ زرد ی ارمیده 

شاپرک ها یاسمن ها را ببین غمگین و دلتنگ اند چرا 

دور از نسیم  عطر  مهر دلگیر و پابندند چرا 

ای آسمان 

باران نمی بارد چرا 

رنگ ظلمت در سیاهی خون می بارد 

پرده ای تاریک و ظغیان در نگه ویرانه رندخارد 

دشنه در قلبم شده اه ای خدای من

لیک من با خشم می گویم 

چشم بر هم می نهم تا بگذرد این روزگار من 

حجت ا باز آی  ببینم  رستگاری  من

شعر خالقی (عرفان)

 

 

۱ نظر ۰۲ دی ۹۸ ، ۰۰:۳۳
محمدعلی خالقی

با آداب و رسوم شب یلدا آشنا شوید 

از آیین های رایج و معروف و مرسوم شب یلدا می توان به آتش روشن کردن،قصه گویی ریش سفیدان و بزرگان،خوردن تنقلات و تفآلی بر حافظ اشاره کرد. 
آتش روشن کردن در یلدا 
از آنجایی که آتش روشن کردن در دیدگاه گذشتگان نماد روشنی و خورشید بود و همچنین بعضی ها آن را برای رفع تاریکی و نحسی اهریمن میشناختند از این رو برای فراری دادن تاریکی ها و قوای اهریمن آتش روشن می کردند تا محفلی گرم در کنار یکدیگر ایجاد کنند. 
قصه خوانی و مثل گویی در شب یلدا 
در شب یلدا خانواده ها دور هم جمع می شوند و به شعرخوانی ها و داستان خوانی بزرگ تر ها و پیرتر ها گوش فرا می دهند.قصه هایی غیر واقعی و کوچک که قهرمان های آن پریان و دیوها و جانوران هستند و مطمئنا شنیدنش برای هر کودکی خوشایند و جذاب می باشد. 
و بسته به فرهنگ هر شهر یا استانی قصه های مربوط به خودشان نقل میشود به عنوان مثال قصه حسین کرد شبستری در میان آذربایجانی ها و داستان های شاهنامه در بین خراسانی ها رایج می باشد. 
فال حافظ و شاهنامه خوانی در شب یلدا 
شاهنامه خوانی و فال حافظ در شب های یلدا یکی دیگر از سرگرمی های ایرانیان می باشد و از دیرباز مرسوم بوده است چنانچه برای تفآل زدن به حافظ مخاطب مورد نظر نیت می کند و بزرگ مجلس که قرار است فال بگیرد از او می خواهد این جمله را با خود تکرار کند:ای حافظ شیرازی، تو کاشف هر رازی، من طالب یک فالم، بر من نظر اندازی… 
و سپس دیوان را باز کرده و غزل بالای سمت راست را خوانده چراکه جواب تفآل می باشد اگر با وسط غزل مواجه شدند فال باید از ابتدای غزل یعنی صفحه پشت خوانده شود.پس از اینکه غزل خوانده شد آن را تفسیر می کنند .چنانچه فال با محتوای مثبت از آب در آمد یعنی فال خوب است اما اگر منفی بود یعنی بد است البته نا گفته نماند تمامی غزلیات حافظ محتوایی روحیه بخش و عاشقانه دارند. 
و همچنین شاهنامه خوانی جزء جدایی ناپذیرترین برنامه های شب یلدا می باشد که از دیرباز رایج می بوده است شاهنامه ها اگر با شیوه نقالی خوانده شود جذابیتش صد چندان می شود . شانس بزرگی هست که در خانواده تان چنین شخصی را داشته باشید. 
چیدمان سفره شب یلدا 
چیدن سفره شب یلدا با انواع خوراکی ها و تنقلات یکی از آیین های این شب بیادماندنی می باشد که شامل آجیل های مخصوص و میوه هایی همچون انار و هندوانه و دیگر تنقلات داخل آن قرار می دهند.جالب است بدانید در دوران گذشته سفره ای با اسم میَزد پهن می شده است و از میوه های خاص خشک و تر و آجیل و یا به اصطلاح زرتشتیان لُرک در سفره استفاده میشده است که یکی از اجزای اصلی سفره می باشد و در حقیقت ولیمه این جشن به شمار می رود.از سایر اجزا می توان به عطردان،آتشدان،بخوردارن و بَرسَم اشاره کرد.بَرسَم ابزاری برای دعا خوانی می باشد که از فلز نقره و برنج و یا شاخه گیاهی خاص درست می شود. 
میوه های مخصوص شب یلدا 
اصلی ترین میوه شب یلدا انار می باشد چرا که گذشتگان آن را مایه برکت و باروری می دانستند و این تفسیر را بخاطر دانه های زیاد آن مطرح کردند و همچنین رنگ قرمزی که دارد نماد خورشید و شادی است.در حقیقت خوردن و وجود انار در سفره شب یلدا به علت اعتقاد به تاثیر جادوی سرایتی آن بوده است به طوری که با خوردن انار و توسل کردن به آن نیروی باروری و برکت را در خود بالا می بردند. 
قداست میوه انار از دوران بسیار قدیمی برای همه ثابت شده است و حتی دارای جایگاه ویژه ای در میان ادیان بزرگ جهان داشت چراکه در افسانه ها و اساطیر هم نام آن ذکر شده است.انار در دین زرتشتی از مقدسات محسوب می شود و از درختان مینوی است و جالب است بدانید در مراسم دینی زرتشتیان از شاخه ها و میوه آن بکار می رود. 
و اما هندوانه هم همانند انار یکی از خاص ترین میوه های شب یلدا است ولی سوالی که اینجا مطرح است این است که اول سرما خوردن هندوانه کمی عجیب نیست؟باید بدانید همانطور که هندوانه یک میوه تابستانی است بنابر این علاوه بر رنگ سرخش یادآور حرارت و گرمای تابستان و همچنین نماد خورشید می باشد. 
البته از سایر میوه ها و مرکبات همچون پرتقال،سیب،خرمالو،گلابی و یا حتی کدو تنبل و لبو هم می توان استفاده کرد. 
 
میوه های شب یلدا

آجیل ها و تنقلات خوشمزه شب یلدا 

آجیل و تنقلات مخصوص از جمله مغز پسته ،بادام،گردو،فندق و در کنار آن توت و انجیر خشک یکی از گزینه های مهم تر از شام در شب یلدا می باشد.همانطور که می دانید نگهداری طولانی مدت میوه ها در گذشته راحت نبود برای همین برای مصرف و نگهداری بسیاری از میوه ها اقدام به خشک کردن آن ها می کردند. 
غیر از مواردی که در متن فوق ذکر شد از گندم ،تخمه هندوانه ،نخود برشته و شاهدانه نیز در شب یلدا می توان مصرف کرد. 
 

۱ نظر ۳۰ آذر ۹۸ ، ۲۳:۴۳
محمدعلی خالقی

 

هنوز در عظمت و خلقت افرینش و دنیای امروز ما افرادی وجود دارند که در شناخت خداوند تردید می کنند . 

دونفر در بین راه بعنوان مسافر سوار کردم آنها هنوز سوار نشده بودند باهم در جدال صحبت بودند .

در مورد ادیان شعرا عرفان و خدای یکتا بحث می کردند . یکی از آنها خداوند را قبول نمی داشت .

حتی در مورد روزه و نماز هم اعتقادی نداشت و اقرار می داشت روزه گرفتن برای انسان ضرر دارد  دوستش سعی می کرد متقاعدش کند که به هیچ راهی راضی نمی شد اشعاری از خیام  را عنوان می کرد  برای توجیه خودش  بر علیه خداوند . که خدایی وجود ندارد. لحظه ای  گفتم تو شیعه ای  یا سنی  تا دین و مذهبش را بفهمم  گفت من سنی ام گفتم سنی هستی یا سنی زاده  چیزی نگفت  گفتم تو سنی زاده ای در هر صورت هر چه هستی به خودت مربوط است . 

 یعنی در مکانی بوجود آمده ای که ادیان و اجداد تو سنی بودند هر کسی در پیشینه خود با توجه به دین و مذهبش افریده شده و به سختی می تواند تغییر کند . گفتم خورشید را نگاه کن آیا می شه باورش را با ان  همه بزرگی و روشنایی انکار کرد و یا ماه و یا ستارگان بی انتها   او در هر سوالی برای خودش جوابی می داشت که خورشید تیکه ای جدا شده از یک ستاره ای است و زمین همه همین طور 

خوب درست مبدا این ستاره بگو کجاست  و مبدا زمین چگونه است  و مبدا انسان چگونه است 

باز هم برای خود جوابی توجیه می داشت که هیچگاه قانع نبود 

اگر بخواهیم همه چیز را توضیح بدهیم مجالی برای زندگی کردن نمی ماند .

گاهی اوقات باید بدون توضیح بر واقعیت مخلوقات و قدرت خداوند که در اطراف می بینیم لذت ببریم  و حقیقت را باور کنیم . 

مثل غروب خورشید و یا طلوع زیباییش

یا هزار پایی که با هزاران پا با هماهنگی به راهش ادامه می دهد 

یا پیدایش شب و روز 

اکسیژن   باران   ابر  آسمان   کوه 

که گردآورنده این عظمت و بزرگی کسی نیست جز خداوند یکتا 

 

 

 

۱ نظر ۲۸ آذر ۹۸ ، ۱۹:۱۰
محمدعلی خالقی

 

تا حالا دقت کردین هر آدمی توی آسمون یک ستاره داره  یه ستاره که همیشه دوست داشتنیه و تو آسمون برات یه جا گذاشته  همون ستاره ای که همیشه واسه خودمون انتخاب می کردیم و روش انگشت می ذاشتیم 

  اون ستاره مال توست اون ستاره  مواظبته  که یه وقت رو زمین گیر نکنی که یادت باشه همیشه ماندنی نیستی و یادت باشه که یه روزی آسمونی می شی و می ری پیشش و اون موقع که رفتنی شدی اونم می یفته رو زمین 

به نظر من هر کسی رو زمین یه همدم و مونس داره  یه کسی که میتونی راحت باهاش تموم حرفاتو بزنی   تموم مشکلاتتو شادیهاتو غماتو

 اون مادره مادر مهربونی که از اون بوجود اومدی شاید بعضی حرفارو نتونی به نزدیک تربن کست ، داداش  همسر خواهر یا فرزندت بزنی ولی وقتی با اون درد دل می کنی عقده دلت خالی می شه و آروم می شی 

البته یه کوهی هم رو زمین وجود داره که اون پدره  پدر هر ادم همون کوهی که تو کودکی از سر و کولش بالا می رفتیم  و بازی گوشی می کردیم  مثل دماوند مثل سبلان 

وقتی مجردی حتی یک لحظه هم این حرفا برات معنایی نداره  وقتی بزرگ می شیم  و ازدواج می کنیم  اون موقع است که لذت و شیرینی  فرزند رو تجربه می کنیم اون وقت می فهمیم که پدر و مادر بودن چیه  اون وقت می فهمیم که فرزند  داشتن چقدر سخته 

 گاهی با  دنیای بازیگوشی فرزندمان یاد و خاطرات کودکی مون زنده می شه و یادمان می یاد که ای کودکی شیرین بودی چو عسل و خاطرات کودکی ات در ذهن مرور می شه 

چه دنیای عجیبی ایست چقدر لذت بخش و چه شیرین و چه با احساس است کودکی  اره کودکی و چه گوهر گرانی ایست فرزند اما چرا باید به این اسانی از دستش داد 

فرزندی که با خون و دل بزرگ می کنی  این چه تقدیر و سرنوشتی ایست 

کاش همون کلبه خاکی بود و همون خونه شلوغ  همون کرسی بود همون دگدون اتشی  کاش زندگی دنده عقب داشت   کاش همون جمع بود و همون خواهر و برادر 

خداوندا تموم پدر و مادرارو حافظ باش  و سایشون رو مستدام بدار 

 

 

 

۱ نظر ۲۷ آذر ۹۸ ، ۰۲:۱۹
محمدعلی خالقی

درگذشت مرحومه خیرالنسا رمضانی همسر کربلایی ابراهیم علیپور
🖤🖤🖤🖤🖤 
درگذشت نابهنگام مرحومه خیرالنسا رمضانی همسر کربلایی ابراهیم علیپور را به خانواده‌های داغدار تسلیت عرض نموده از درگاه خداوند متعال برای آن مرحومه رحمت و مغفرت واسعه و برای بازماندگان صبر و شکیبایی آرزومندیم 

 

 

 

 

۲ نظر ۲۶ آذر ۹۸ ، ۰۰:۵۰
محمدعلی خالقی

 

وطنم اسفاد
آن جا که بیشتر به  نظر یاد است
سرسبزی  و   طراوت   اسفاد    است
جایی که از  بهشت   برین   بهتر
آن ده  که   کوهپایه   و  آباد  است
تاریخ   با   شکوه  و   جلال   تو
از    دورها     نشانه    و   بنیاد   است
بیش از هزار و سیصد و اندی سال
سروی  که   ایستاده   و  آزاد   است
چون خوش گوار آب قنات آن
غم دیده ای که خورده ازآن شاد است
صبح اش   بسان  صبح  نشابوری
عصرش  قیاس  خطه ی  بغداد  است
در محفل  عزای   مُحرّم  خوب
در   دسته ها   حماسه   و  فریاد  است
در قبله گاه  محکم  او   شاسکوه
سنگین  و  ریشه دار  چو  اوتاد است
در   دوستی   همیشه   وفا   دارند
چون قصه ها که  گفته  ز فرهاد است
از  دین  شمرده اند  وطن خواهی
اسفاد ،  عشق، جای  چه  ایراد است ؟
وابستگی هر کسی از چیزی است
شاعر!  به  عشق  روی  تو معتاد است
مردان  با   فضیلت   آن ،   محبوب
زن،  با کمال  چون گل  شمشاد  است
گل  دسته های  سرخ   شهیدانت
آن   آهوان  که  زخمی  صیاد   است
دارد "شمیم"  مهر  وطن  در  دل
هر  چند    غبار   فاصله   ایجاد  است
شاعر : مرتضی حسینی اسفاد (شمیم)

۰ نظر ۲۳ آذر ۹۸ ، ۱۵:۳۴
محمدعلی خالقی

بعضی ادما جلد زرکوب ،بعضی جلد زخیم و بعضی جلد نازک دارند 

بعضی ادمابا کاغذ کاهی و بعضی با کاغذ  سفید و مرغوب چاپ می شوند 

بعضی ادما ترجمه شده هستند . بعضی از ادما تجدید چاپ می شوند , بعضی از ادما هم فتوکپی ادمای دیگرند .

بعضی از ادما سیاه سفید چاپ می شوند و بعضی از ادما صفحات رنگی دارند .

بعضی از ادما تیتر و فهرست دارند . روی پیشانی بعضی از ادما نوشته اند هر گونه استفاده ممنوع است . 

بعضی از ادما قیمت روی جلد دارند . بعضی از ادما با چند درصد تخفیف به فروش می روند. بعضی از ادما بعد از فروش پس گرفته نمی شوند .

بعضی از ادما نمایشنامه اند ودر چند پرده نوشته می شوند . 

بعضی از ادما فقط جلد و سرگرمی دارند بعضی از ادما معلومات عمومی هستند . 

بعضی از ادما خط خوردگی دارند بعضی از ادما غلط چاپی دارند .

از روی بعضی ادما باید مشق نوشت و از روی بعضی ادما باید جریمه نوشت .

بعضی از ادما را باید چند بار بخوانیم تا معنای انها را بفهمیم 

بعضی از ادما را باید نخوانده دور انداخت . 

۱ نظر ۲۳ آذر ۹۸ ، ۱۲:۴۲
محمدعلی خالقی

۱ نظر ۲۱ آذر ۹۸ ، ۱۸:۴۷
محمدعلی خالقی

 


بیا دستی برسون اسفاد و آباد کنیم
بیا  با  همت خود از  قُدما  یاد کنیم
مسجد و حوض  و  شجر  بخشیدند
بیا بر پا  همه سازه های اجداد کنیم
با همه بی سر  و سامانی اوضاع بیا 
بستیزم  ز  جوانان  گره  آزاد   کنیم
گل امید  بکاریم به دل  قشر  جوان 
و جوانان  وطن  طالب  اسفاد کنیم 
کسب و کاری بزنیم حجره و یا دکانی
بیا   احیا‌   هنرِ   حاجیِ  قناد   کنیم
یا علی گوی که با یاری و همکاری تو
میشه اسفاد مونو بهزِ  فرحزاد کنیم
سربلندیش بخواهیم چو سرو کُهنش
که ببالیم و شود  نامشو  فریاد کنیم

Ahmad Azimi

 

 

۰ نظر ۲۱ آذر ۹۸ ، ۰۱:۲۱
محمدعلی خالقی

با سلام و احترام
شیوه های نوین آبیاری در اسفاد
افزایش جمعیت . مهاجرت معکوس اسفادیها از شهر به روستا . تسهیل راهها و ارتباطات اجتماعی و تغییرات نظام سنتی به مدرن و بهره وری پایین .باعث شده است رویکرد و نگرش  جوانان نسبت به استفاده از ابزار های مدرن در بخش کشاورزی نسبت به قدیم تغییر کند .
هم اکنون زمین های موات و بایر زیادی در اسفاد و حومه وجود دارد که آباد کردن این زمین ها تاثیر فراوانی در آبادی منطقه . محیط زیست . اشتغال زایی . گسترش بخش گردشگری و بالا بردن سطح درامد مردم منطقه خواهد داشت.
تسطیح اراضی . اصلاح نظام آبیاری سنتی و کشاورزی احتیاج به فکر و تلاش جهادی دارد.
وجود تپه های ماسه ای و آب شیرین منطقه باعث خاک حاصلخیز و کاشت تقریبا بیشتر محصولات کشاورزی شده است
اما با وجود کاشت محصولات نظیر زعفران . زرشک . انگور . گندم . جو . چغندر قند . کلزا . هندوانه و خربزه و سایر میوه ها و صیفی جات ، 
هنوز یک برند خاص بجز زعفران در منطقه  نظیر باغ های زیتون رودبار . باغ های گردوی مهدیشهر سمنان و باغ های سیب ارومیه و غیره با وجود همجواری با کشور افغانستان وجود ندارد تا تحول و شکوفایی در سطح عمومی منطقه  بوجود آورد 
نظام سنتی کشاورزی و اخلاق سنتی کشاورزان موانعی بر سر راه این کار است.
امروزه می توان در هریک از باغ و زمین های کشاورزی استخر و حوض انبار احداث نمود و بهره وری محصولات را بالا برد.
جمع شدن جوی آب قدیم و استفاده از لوله های آب ، برای انتقال آب به نقاط دور دست و غیر آب گیر از جمله این موارد است.
پیاده کردن آبیاری قطره ای و بارانی . جایگزین کردن لوازمی برای باز و بسته کردن مسیر آب به جای برق و جوب ضروری است
این روش ها علاوه بر بهره وری موجب آسانی کار برای پدران سالخورده ما خواهد بود.
و حتی می توان حجم آبی که از قنات در شب آبیاری می شود در چندین استخر مثلا ۸  استخر دویست هزار لیتری ذخیره نمود تا کل آبیاری در روز انجام شود
چرا که زمین های اسفاد بعلت کوهپایه بودن از شیب خوبی برای فشار آب برخوردار است.
حجم آب قنات ما از ساعت ده شب تا ۶ صبح اگر ذخیره شود کم تر از دومیلیون بشکه نفت روی نفتکش های بزرگ است.
امید است دست اندرکاران . جوانان شهر گشته اسفاد و مدیران و بزرگان و مسئولین اسفاد در حال و آینده فکری برای بهره وری و تسهیل امور برای خودمان و پدران سالخورده مان و آینده گان بکنند.
آب قنات اسفاد از گواراترین آبهای ایران است 
و همین آب ماهانه میلیون ها لیتر در شب های زمستان به ریگ بیابان فرو میرود که می توان این آب گوارا را برای فصل بهار در همان بیابان ذخیره نمود و همان منطقه را تبدیل به باغهایی سرسبز کرد و با کاشت زمین های بیابان برای کل استان دامپروری نمود.
همه چیز را همگان دانند 
منتظر نظرات ارزشمند شما هستیم
پایدار و سربلند باشید.
           کریمی آوای اسفاد

۱ نظر ۱۷ آذر ۹۸ ، ۱۴:۰۲
محمدعلی خالقی

۰ نظر ۱۷ آذر ۹۸ ، ۱۱:۲۴
محمدعلی خالقی

صندلیِ چرخ دار من یک عذر خواهی به تو بدهکارم باید اعتراف کنم که از همان زمان که شناختمت از تو متنفر بوده ام ، درست از همان زمان که هیچ مهد کودک و پیش دبستانی مرا قبول نمی کرد، درست از همان زمان که گمان کردم دیگر نخواهم توانست به مدرسه بروم،من تو را مسبب همه ی این اتفاقات می دانستم .
اکنون بعد از گذشت بیست سال تو تنها دوستِ همیشه همراهِ من بوده ای، تو تنها کسی بودیکه در تمام این سال ها حسرت هایم را با تمام وجود حس کردی و هیچ نگفتی البته شاید اگر تو هم از نعمت سخن گفتن بهره مند بودی زبان به اعتراض می گشودی.
متشکرم از بیست سال همراهی بی دریغت ویلچرجان😍
پاورقی:از عزیزانی که این کپشن را می خوانند تقاضا می کنم که چند دقیقه ای خود را شبیه من تصور کنند آن گاه خواهند دید که زندگی چه قدر می تواند زیبا باشد اگر بتوانی قدم بزنیو کفش بدون بند بپوشی و صبح با خیال راحت چای بنوشی
+حسرت های آدم گاه آنقدر کوچک است که نمیتوانی حتی راجع به آن ها با دیگران هم کلام شوی چون هیچ گاه تو را نخواهند فهمید.
+قبلا گفته بودم معلولیت محدودیت نیست اما هست معلولیت یک محدودیت بزرگ است.

فاطمه قاسمی اسفاد 

۱ نظر ۱۳ آذر ۹۸ ، ۰۲:۲۲
محمدعلی خالقی