اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

اسفاد ای سرزمین مادری من چه می کنی با دستهای خسته روح شکسته چه می کنی
درد است در فراق من از حال و روز تو شهر سکوت در و دیوار شکسته چه میکنی
روزی و روزگاری و حال و هوای تو شور اشتیاق بر مزار شهیدان چه می کنی
آن باغ های خرم و شیر دلان تو ان کوچه باغ عام و مردان ادیبت چه می کنی

بایگانی

حکایت مرد جن گیر

پنجشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۷، ۰۲:۰۹ ب.ظ

یکی از دوستان نقل داشت از یکی از برادرانش روزی در بیابان به تفریح و اطراق می پردازد و شب را در همان جا به خلوت شب به سر می کند و گویا بر وجود و حقیقت جن اعتقادی نداشته و کلمات رکیک و ناسزا نثار می کند . با این باور که جنی وجود ندارد و دروغ است . شب را در بیابان فراگیر جن می شود و جنیان بر آن وارد می شوند  مرد با روحیه جنی به قلعه باز می گردد و ماه ها جنی می ماند .

اقرار داشت جنیان بر من وارد شده اند ولی و چگونه و چه شده چیزی به زبان نمی آورد و عقیده داشت که نباید چیزی جایی تعریف کند .

و این ماجرا مدتها طول کشید تا جایی که تنهایی بدون بسم الله قدمی بر نمی داشت .

۹۷/۰۴/۱۴
محمدعلی خالقی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی