اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

اسفاد وطنم

هر وقت که دلگیر میشم تو برام خاطره ای . اسفاد روستای زیبایی ها

سلام خوش آمدید

گلدون حسن یوسف چشم همسایه رو گرفته بود

بهش هدیه دادم 

بزرگ و بزرگتر شد و هر روز زیبا زیباتر 

چند ماهی گذشت 

 

یه روز گفتم حالا که بزرگ شده یه ساقه ازش بزنم 

گفت باشه برات می زنم 

روز دیگه اومدم برده بودش خونه 

بعد سه ماه گفتم گلدون حالش چطوره ؟؟؟؟  گفت سرما زدش خشک شد

گذشت گذشت بعد یک سال یکی از دوستان یه شاخه از گلدون مغازه اش 

به نام گل گوش گرگی ازش گرفت برام آورد 

 

گذاشتیم تو گلدون بزرگ شد و زیبا از حسن یوسف هم زیبا تر 

دوباره چشمشو گرفت ولی روی درخواست نداشت 

ته دلش طمع داشت به خساست دریا 

 

 

  • محمدعلی خالقی

پشت درای بسته ♫♪

عاشقی دل شکسته

داره هوای خوندن ♫♪

با تو عزیز خسته

با تو عزیز خسته ♫♪

دوست دارم عزیزم

عاشقتم هنوزم ♫♪

نزار تا بیشتر از این

به پای تو بسوزم ♫♪

به پای تو بسوزم

آره خودم فداتم ♫♪

فدای اون چشاتم

به قربون نگاتم ♫♪

همیشه خاک پاتم

بیا که زندگی رو ♫♪

تو چشم تو ببینم

تو این دیار غربت ♫♪

کنار تو بشینم

کیه از تو نخونه ♫♪

کیه با تو نمونه

میخونم عاشقونه ♫♪

واست خونه به خونه

بیا بازم با من باش ♫♪

امید آخرم باش

تو این دیار غربت ♫♪

تو تنها یاورم باش

اره خودم فداتم ♫♪

فدای اون چشاتم

به قربون نگاتم ♫♪

همیشه خاک پاتم

بیا که زندگی رو ♫♪

تو چشم تو ببینم

تو این دیار غربت ♫♪

همش تو رو ببینم

پشت درای بسته ♫♪

عاشقی دل شکسته

داره هوای خوندن ♫♪

با تو عزیز خسته

با تو عزیز خسته ♫♪

دوست دارم عزیزم

عاشقتم هنوزم ♫♪

نزار تا بیشتر از این

به پای تو بسوزم ♫♪

به پای تو بسوزم

آره خودم فداتم ♫♪

فدای اون چشاتم

به قربون نگاتم ♫♪

همیشه خاک پاتم

بیا که زندگی رو ♫♪

تو چشم تو ببینم

تو این دیار غربت ♫♪

کنار تو بشینم

کیه از تو نخونه ♫♪

کیه با تو نمونه

میخونم عاشقونه ♫♪

واست خونه به خونه

بیا بازم با من باش ♫♪

امید آخرم باش

تو این دیار غربت ♫♪

تو تنها یاورم باش

اره خودم فداتم ♫♪

فدای اون چشاتم

به قربون نگاتم ♫♪

همیشه خاک پاتم

بیا که زندگی رو ♫♪

تو چشم تو ببینم

تو این دیار غربت ♫♪

همش تو رو ببینم

اره خودم فداتم ♫♪

فدای اون چشاتم

به قربون نگاتم ♫♪

همیشه خاک پاتم

بیا که زندگی رو ♫♪

تو چشم تو ببینم

تو این دیار غربت ♫♪

کنار تو بشینم

  • محمدعلی خالقی

چرا ما حرف دیگه برای گفتن نداریم
------------**##**------------
یا داریم و هیچ کدوم میل شنفتن نداریم
------------**##**------------
همه حرف های من و تو دیگه تکراری شده
------------**##**------------
خونه ی قلب من و تو جای بیزاری شده
------------**##**------------
من پریشون تو گریزون زندگی ساکت و سرد
------------**##**------------
خونه ی ما مث زندون پر حسرت پر درد
------------**##**------------
خونه ی ما مث زندون پر حسرت پر درد
------------**##**------------

------------**##**------------
میشه با گفتن یک نه با طلاق سرنوشت ها رو جدا کرد و گذشت
------------**##**------------
میشه پیوند یه عمر و پاره کرد آشیون ها رو رها کرد و گذشت
------------**##**------------
آشیون ها رو رها کرد و گذشت
------------**##**------------

------------**##**------------
اما این غنچه گل هامون چی میشن؟ اونا که فردا رو باید بسازن
------------**##**------------
اونا که با چشم گریون میبینن امروز و فردا رو دارن میبازن
------------**##**------------
دل های مضطرب و کوچیک شون که توو سینه داره پرپر میزنه
------------**##**------------
مثه گنجیشکی که افتاده به سنگ میون سرخی خون جون میکنه
------------**##**------------
من و تو مسئولیم من و تو مسئولیم
------------**##**------------

------------**##**------------
اما این غنچه گل هامون چی میشن؟ اونا که فردا رو باید بسازن
------------**##**------------
اونا که با چشم گریون میبینن امروز و فردا رو دارن میبازن
------------**##**------------
دل های مضطرب و کوچیک شون که توو سینه داره پرپر میزنه
------------**##**------------
مثله گنجیشکی که افتاده به سنگ میون سرخی خون جون میکنه
------------**##**------------
من و تو مسئولیم من و تو مسئولیم
------------**##**------------
من و تو مسئولیم------------**##**---

  • محمدعلی خالقی

چرا قلب انسان  بهترین گزینه برای عشق ورزیدن است 

چون قلب سرشار از شور عاشقی ایست 

و مهمترین عضو بدن است 

و عشق که در درونش نهفته است بر گرفته از پروردگار است  

 

اگه قلبی شکسته باشه 

و ازکودکی زخم خورده باشه 

چه ؟؟؟؟؟؟

اون بیشتر 

چرا ؟؟؟

چون  سختی های زیادی متحمل شده و به پروردگار نزدیک تر است 

 

پس بگو ترسناک ترین و مهربانترین حیوان چه نام دارد 

جواب :::: انسان 😉😉

 

 

  • محمدعلی خالقی

شلغم گذاشته بودیم بپخه

نصرالدین  از راه رسید ....

 

ملا ، یک سوال  ؟؟؟؟؟

 

چرا ما آدما داریم شلغم می خوریم 

مگه شلغم مال گاو نیست ؟؟!!

ملا  مکث می کند و در تامل فرو می رود 

 

بعد چند لحظه 

چون ما خریم خخخخ

یعنی می گی انسان می تونه هم گاو باشه هم خر 

انسان اگه خر نباشه هیچ موقع نمی گه من می گه ماااااااااا

 

الان گاو جاش کجاست 

در طویله 

پس چرا من در جلسه ای انجمن ناسا به فکر کائنات برای مریخم 

مجید دلبندم اون کائنات نیست اون مالیاته مالیات 

یعنی از مریخ می خوای مالیات بگیری 

 

مگه چیه هااااااا

هااااااااا مگه چیه 

 

 

شادی  ارزانترین آنتی بیوتیک

مجید جان آنتی بیوتیک زیاد استفاده کنی مریض می کنه آدمو یادت باشه 

مفهموم  چی می گی 

پس حالا که می فهمی بگو دلقک ترین حیوان چه نام دارد 

جواب :::::انسان 

طنز 

 

 

  • محمدعلی خالقی

 گویند آرامگاه فلان آدم جای دلبازیست درخت و سایه دارد سر نبش است 2بر اینکه چه فرقی میکند نمیدانم اما بعد از 120 سال لطفا مرا جایی حوالی ته کلاس درس دبیرستانم دفن کنید.

جای آدم های باصفا . همان ها که شاید کمتر دکتر و مهندس میشوند ، اما گلهای مهم میزنند ، مغازه شکلات فروشی باز میکنند ، بهترین مدافع روی تور جهان میشوند ، جیگرکی دایر میکنند ، قوی ترین مرد دنیا میشوند یا یک پیک موتوری خوش قول و باحال که 5 دقیقه ای آدم را از شر ترافیک فراری میدهد و به یک قرار مهم آن سر شهر میرساند یا شاید فیلم ساز میشود یا نقاش .

ته کلاس جای آدم های باصفاست همانها که از هیچ ، مایه ی خنده میسازند و یک عمر خاطره بامزه ، از همان خاطره ها که هرجایی نمیشود تعریفشان کرد.

پوستشان کلفت است قبول اما لابلای همین پوست کلفت ، خونی به رگها دارند که تعریف معرفت است ، تعریف غیرت .

ته کلاس جای غیرتی هاست! 

دکلمه احسان عبدی پور

 

 

 

 

ما عادت داشتیم صندلی هامون رو دو پایه  تکیه به دیوار بدیم   و پاهامون  رو  آونگ کنیم ، گاهی به پشت می افتادیم و ساعتها می خندیدیم 

گاهی زیر پایه ی صندلی رو با یک لگد خالی می کردیم 

عاشق پاک کردن بودیم و با قلم نی و دوات لذت می بردیم 

برای آنکه جوهر دواتمون تموم نشه و یا خشک بود از دوات بغل دستی استفاده می کردیم و سر پاکن و دوات دعوا ، زود آشتی می کردیم و گاهی اشک می ریختیم

 

شادی می ماند  

به سلامتی ته کلاسی ها 

محمد علی خالقی 

 

  • محمدعلی خالقی

 

یکی از دوستان بهم ادکلون هدیه داد یاد موضوعی افتادم ....

 

 گاهی برای اینکه لباس و بدنمون بوی خوش بده از عطر یا ادکلن استفاده می کنیم . بهترین عطر رو انتخاب می کنیم با گرون ترین قیمت 

اما بعد چندساعت دیگه بوشو احساس نمی کنیم   / اطرافیانمون بوشو حس می کنند  و لذت می برن ،یعنی اینکه شاید بوش تا دو سه روز هم رو لباسمون بمونه ولی برای اطرافیانمون 

ارث و میراث هم دقیقا همینه ، ما شب روز  زحمت می کشیم تا اینکه در  رفاه و آرامش باشیم ،سعی می کنیم برای خودمون  زندگی مرفهی بسازیم ،تا نگاه می کنیم 

می بینیم سن و سالی  ازمون گذشته و پیرشدیم 

نه لذت بردیم ،نه زندگی کردیم ،آرزوی یک شب غذای درست حسابی به دلمون موند ،هتل نرفتیم و چادر رو ترجیح دادیم  ،مسافرت نرفتیم تا پولامون خرج نشه  ، گاهی دلمون برای یک بستنی لک می زد،و گاهی حسرت یک کافی شاب یا اسکول نبات آرزو بود  ،برای خرید یک دوچرخه فردا و فرداهایی رو آرزو داشتیم و هزاران دروغ هایی رو به بچه هامون بهانه می کردیم ، چرخ و فلک پارک خراب بود و استخر شنا آبش آلوده ،به بهانه های جور واجور خودمون رو قانع می کردیم ،تا زندگی مرفه تری رو داشته باشیم 

اکنون در سن ۶۵ سالگی آرزوهامون رو به گورستان چال می کنیم و چنگ می زنیم به حسرت تنهایی هامون که کاش جوانی می کردیم و ساندویچ رو با سس نوشابه می خوردیم 

کاش کنار یک پرس کوبیده یک ماست یک بارمصرف و زیتون پرورده بود 

می گم امانت دار خوبی هستیم 

و عطر امروز ما مثال اموالمون بوی خوبی می ده 

البته برای وارثانی که به فکر کفن و دفنمون هستند که هزینه شو تفکیک کردیم یا نه 

 

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

سلام ای بهترینم
هنوز عاشقترینم
اگر از آشیونه دور دورم
غم عشقت تو قلبم مونده با من
از اون خوابی که اسمش زندگی بود
همون عشق و همون غم مونده با من
نگیر این عشقو از من
که میمیرم به غربت
دلم با درد این عشق
یه عمره کرده عادت
تو ویرون من یه سرگردون
فلک کارش همینه

  • محمدعلی خالقی

اما نه حالا حالاها

آخرش فدات میشم

اما نه حالا حالاها

تو اگه با اون چشات هزار دفعه نگام کنى

تو اگه با اون نگات هزار دفعه صدام کنى

عاشق صدات میشم

اما نه حالا حالاها

آخرش فدات میشم

اما نه حالا حالاها

اما نه حال حالاها

اما نه حالا حالاها

عاشق و اسیر و رامت

دیوونه هر کلامت

یه روزى میام تو دامت

اما حالا خیلى زوده

یه شهاب آسمونم

ستاره بى نشونم

میدونى که آشیونم

گوشه قفس نبوده

آخرش فدات میشم

اما نه حالا حالاها

عاشق صدات میشم

اما نه حالاحالاها

اما نه حالا حالاها

اما نه حالا حالاها

باورم نمیشه که تو عاشق بشى

واسه باغ قلبم یه شقایق بشى

میدونم که دوس دارى تو دنیات بیام

از تو بنویسم تو همه لحظه هام

آخ اگه دنبال منى حالا حالاها راه بیا

لاله ى عاشق که شدى به میون صحرا بیا

آخرش فدات میشم

اما نه حالا حالاها

عاشق صدات میشم

اما نه حالا حالاها(٦)

 

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

یارو شغلش چوب بری بود 

و مبلغی بدهکار ،روزی که با هم به مصاحبت نشستیم 

جهت بدهی انکار می کرد ،او بعلت بیماری روحی روانی که داشت به هیچ درختی رحم نمی کرد و چوب تازه رو کیلویی ۱۵۰۰ می فروخت ، حالا چه از راه حلال و چه حروم 

بعد چند وقت دوباره  دیدمش یه ماشین خریده بود و اومد پیشم گفت بیا برادر بدهی تو بردار ،گفتم چی شد بعد یک  سال به فکربدهی افتادی اونم تو ....

گفت یکم پول اومده دستم دارم بدهی ها مو می دم 

گفتم از تو بعیده به هیشکی رحم نمی کردی ،گفت حالا ...

گفتم یه چیز می خوام بگم رعایت کن ،  گفت بگو جانم 

هر درختی که جون داره یا مهمتر از همه  درخت توت زنده رو هیچ موقع قطع نکن 

گفت شکم گرسنه درخت زنده  می شناسه 

اره برقی داشت و تبر  

دیشب جمعاب بودم اتفاقا چند تا درخت توت بریدم / شبانه می رفت که کسی نبینش چون شهرداری اگه می گرفت اذیتش می کرد 

گفتم نکن برادر یروز جواب باید پس بدی 

می گن درخت توت خون بها داره حالا علت دلایل خاص خودشو داره

این نظر / چون عامه و عموم می تونن از میوه اش استفاده کنند یا شاید به خاطر عمر طولانیش باشه برای حیات ،حیوانات ،پرندگان و میوه محبوبش  شاید دلیل قانع کننده ای باشه  

رجوع به نظرات مراجع هم شاید دلایلی برای اثباتش باشه 

شما چی می گین 

 

داستان ادامه داره 

خانمش رو بعد ده روز دیدم مشکی پوشیده بود 

چی شده ؟؟؟؟ گفت ::  مسعود مرد ، راحت شد ،باورم نمی شد 

جدا راست می گی ،می گه باور کن خودش می دونست که داره می میره تموم بدهی هاشو این اواخر صاف کرد 

خودش هم می دونست که درخت توت گناه داره / اما به قول خودش شکم گرسنه درخت زنده نمی شناخت 

می گم شکم گرسنه رو می شه کاری کرد با علف یا به قول یکی از دوستان سنگ  هم سیر می شه 

اما ذهن منحرف رو نمی شه درستش کرد 

تبر رو تبرئه کرد ،قانون جنگل و زیر پا گذاشت 

 

 

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

 

تصویری که باید امروز در تاریخ ثبت می شد 

کی گفته جذر ۲۵ پنجه 

اصلا من می خوام ۶ باشه 

به کی باید جواب بدم 

حتما باید کت و شلوار بپوشم 

نه آقا من می خوام با لباس باشگاه باشم 

 

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

با درختان مهربان باشیم 

درخت توت خون بها دارد 

می گفت شکم گرسنه 

درخت زنده ن می شناسه

تبر رو تبرئه کرد 

قانون جنگل زیر پا گذاشت

 

  • محمدعلی خالقی

به دوستان واقعی خود عشق می ورزند و دوستانشان را سخت انتخاب می کنند 

در ذهن آنها خوبی ها می ماند بارها بارها از کسی که برای آنها وقت گذاشته تشکر می کنند 

ترجیح می دهند کم صحبت کنند تا اینکه خود را برتر نشان دهند 

قدرت تفکر چند گانه دارند 

شکایت هاشون رو به ندرت اعلام می کنند 

اوقات خود را با افراد موفق تر از خود می گذرانند 

طبیعت را برای آرامش و تامل به خلوت کردن می پردازند 

در هنگام رانندگی اولویت را به عابرین و رانندگان عجول می دهند 

سعی دارند با یه جمله کوتاه و مفید اطرافیانشان را شاد کنند 

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

رفتم پروانه کسب بگیرم 

دو ساعته بهم تحویل داد 

گفتم درود بر شما  لبخند زد 

گفت چرا ؟؟

ما انسانها وسیله ایم برای رشد / آگاهی/  تکامل /راهنمایی 

اگه بتونیم تو هر سمت کاری و یا هر چیزی / یا کاری که از دستمون بر بیاد البته مثبت /  اون کار بکنیم یه نوع خدمته / این خودش  نوعی انرژی ایست برای زیستن 

ممنون از این که کارمو سریع انجام دادین 

**من این پروانه رو قبلا شش ماهه گرفته بودم 

و شما دو ساعته تحویل من دادین 

جا داره ازتون تشکر کنم .

می خواستم بگم 

داستان تصمیم کبری یک داستان مزخرف بود که بهمون یاد دادن  نفهمیدم چی شد و چی بود اما دهقان فداکار جدی و قابل تامل بود وازش بعد ۴۰ سال دوباره یاد شد 

داشتم میومدم بیرون با این که بهش داشتم انرژی می دادم 

خداحافظی کرد م اومدم بیرون درو بستم دستگیره میخش در رفت و افتاد 

گفتم پیچ گوشتی دارین گفت فقط چاقو دارم 

گفتم هیچی نمی شه بیارین بی‌زحمت 

آورد دیدم یه پیچ کم داره گفتم پیچ ندارین گفت نه اینجا دفتر کاره ما هیچی نداریم / یه نگاه به محیط کردم یه میز چوبی دیدم بر عکس کردم از پیچاش یکی باز کردم 

گفتم اینو کارخونه اضافه.بسته اینجا خخخخ / گفت خرابش نکنی / گفتم هیچی نمی شه  خخخ

  در هین کار  گفتم یاد شعر حضرت علی افتادم 

خندید و گفت یعنی چی / چرا ؟؟؟

گفتم دست بر دامن مولا زد در 

با هم خندیدیم / شما هم بخندیدین 

مثل سگ که نمی شه زندگی کرد 

اما مثل سگ می شه با من رفتار کرد  

 

 

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

 

 

کدام قسمت از تصویر نور وجود ندارد 

باهوش ها جواب بدن ؟؟؟

 

 

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

می گه  که ۱،۵۰۰ خریدارم 

گفتم فروشی نیست 

گفت چرا ؟؟؟همه چیز که پول نمی شه 

درسته ،، با پول خیلی چیزها رو می شه خرید ، این فروشی نیست 

وقتی کلاغ رو داشتم می گرفتم جهت درمان 

هجوم انبوه کلاغ های نگران که بالای سرم قار قار می کردند 

موتور مغزمو ساعت ها تکون داد ، 

آیا انسانیت رو می شه با این تامل کلاغ های نگران خرید 

اگه بشه خرید ، انسان نوعی حیوان وحشی است 

شاید هم انسان نوعی حیوان ناطق است 

که زبان حیوانات را نمی فهمد 

اما باهوش تر از انسان حیوان ها هستند 

 

 

 

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

تو هر خانواده یک نخاله ی مهربون هست 

که همه دوستش دارن 

بهش می گن ته تغاری 

افرادی مطمئن و قابل اعتمادی هستند 

فرزندان  آخر هر خانواده 

از همه محبوب تر و مهربون تر 

خلاق یا آچار فرانسه 

می گن دایی 

 

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

  • محمدعلی خالقی

شاخه ای ازدرخت سرو اسفاد با قدمت ۱۵۰۰ سال 

که خشک شد 

بالای این شاخه رفتن کاری دشوار بود ،چون کاملا از درخت جدا شده بود 

 

این شاخه به سمت کوه های بمرود خودنمایی می کرد 

سرو هم که باشی روزی آسیاب طبیعت خوردت می کند 

اگه من یک درخت بودم 

 

اگر من درخت بودم خودم را سپر آفتاب می کردم تا هر کس که گذرش به اطرافم افتاد در سایه ی شاخسارم رخ از داغی و گرمای تابستان برگیرد و زمانی را بیاساید و خاطره ی خوابی خنک در زیر شاخسارم را هرگز از یاد نبرد

 

کاش سرو بودم سایه ی رهگذر سالک درویش زمان 

  • محمدعلی خالقی
اسفاد وطنم

اسفاد ای سرزمین مادری من چه می کنی با دستهای خسته روح شکسته چه می کنی
درد است در فراق من از حال و روز تو شهر سکوت در و دیوار شکسته چه میکنی
روزی و روزگاری و حال و هوای تو شور اشتیاق بر مزار شهیدان چه می کنی
آن باغ های خرم و شیر دلان تو ان کوچه باغ عام و مردان ادیبت چه می کنی

بایگانی